صدای تبر به گوش می رسد

می گویند قاچاقچیان چوب سالهاست به جان جنگلهای کشور افتاده اند و صدای تبرهایشان مدتهاست شبانه روز از جنگل به گوش می رسد. مسوولان حفاظت از جنگلها و مراتع این گفته ها را نمی پذیرند.
کد خبر: ۵۲۸۰۴


براساس آمار 17 درصد جنگلهای شمال کشور در 30 سال گذشته تخریب شده و کاهش یافته اند. شما به عنوان مدیرکل دفتر حفاظت از جنگلها و مراتع کشور ، این آمارها را تایید می کنید؛
بسیاری از آمارهایی که در حال حاضر ارائه می شود از روی دلسوزی است ، اما مبنای اصولی و علمی ندارد و استناد به این آمارها دقیق نیست ; مثلا یکی از مسوولان در بحث قاچاق چوب مطرح کرده بود که سالانه یک میلیون و 600 هزار مترمکعب چوب قاچاق می شود که اگر به روز تقسیم کنید روزانه 240 مترمکعب می شود و از آنجا که چوب حجیم است ، این میزان قاچاق یعنی روزی 140 وانت ، که این حجم تردد روزانه برای قاچاق چوب در شمال تقریبا غیرممکن است و اگر این آمار درست باشد باید گفت خیلی بیشتر از 17 درصد از جنگلهای شمال نابود شده است ; اما این گزارش ها تقریبی و فرضی هستند.
باز اگر به همین آمار رجوع شود برای این حجم قاچاق چوب در سال باید 24 هزار وانت در جنگلها و جاده های شمال تردد کنند و نمی توان گفت این حجم تردد دیده نمی شود.
وقتی به ریشه این آمارها باز می گردیم متوجه می شویم یکی از مسوولان سازمان جنگلداری و مراتع گفته جنگلهای شمال در هر ساعت این میزان تخریب می شود و مسوول دیگری از سازمان که اطلاعات دقیقی نداشته ، این آمار را در 24 ساعت روز و در ماه و سال ضرب کرده و به آن رقم وحشتناک رسیده است ، در حالی که منظور از میران تخریب در ساعت کمی و کیفی بوده است.
یعنی آمارهای ارائه شده علمی نیست و براساس تخمین و گمان گفته شده است؛
بله. این افراد از طرف دیگر به این مساله نگاه نمی کنند که ما سالانه 37 هزار متر مکعب جنگل کاری هم داریم.
شما که نمی خواهید مدعی شوید تخریب و نابودی صورت نگرفته است.
نه. طبیعت همیشه دستخوش تخریب قرار می گیرد و از آنجا که طبیعت زنده است ، همیشه خود را بازسازی و ترمیم می کند بعلاوه آن که قانون حفاظت از عرصه های طبیعی تنها منظورش حفظ و احیا نیست بلکه اصلاح توسعه و بهره برداری نیز جزیی از حفاظت عرصه های طبیعی محسوب می شود در ضمن فکر می کنم مفهوم تخریب هنوز برای ما به طور دقیق روشن نیست.
ما تخریب را با از میان رفتن کامل و نابودی یکی می گیریم در حالی که این طور نیست ، مثلا ما به کارشناسان سازمان مدیریت و برنامه ریزی عرصه هایی را نشان می دهیم که آنها باورشان نمی شود ، مثلا آن منطقه دستخوش حریق شده است.
همان طور که گفتم طبیعت به سرعت خودش را بازسازی و ترمیم می کند.
بهره برداری از عرصه های منابع طبیعی چگونه می تواند جزیی از حفاظت باشد؛
منظور ما از بهره برداری اصلاح و بهره برداری است ; مثلا ما با صنوبرکاری مردم روبه رو می شویم که به خاطر رعایت نکردن فواصل ، تنه این صنوبرها باریک است و هیچ ارزش صنعتی ندارد.
خب این اتفاق باید اصلاح شود و به بهره برداری برسد یا گونه هایی هستند که به سن دیرزیستی رسیده اند که خطرزا هستند و باید حذف شوند تا گروه های دیگری را جایگزین آنها کنیم و با شرایط موجود تطبیق بدهیم.
ببینید پیش از انقلاب ، سازمان جنگلداری و مراتع به دربار وابسته بود و بحث بهره برداری صرف مطرح می شد اما پس از انقلاب دیگر این نگرش وجود ندارد و حساسیت های زیادی راجع به حفاظت عرصه های طبیعی کشور به وجود آمده است حتی حساسیت مردم نیز درباره مساله بسیار بالاست و آمارهایی که مبنای علمی دارند از حساسیت مردم و مسوولان نسبت به عرصه های طبیعی نشان دارد.
یکی از اتفاقاتی که همیشه عرصه های طبیعی را تهدید کرده است ، حریق بوده که بر اساس آمارها این رقم سال 82 در هر فقره چیزی حدود 12.9 هکتار را طعمه خود کرده است. چه اقدامی درباره این مساله صورت گرفته است؛
برای روشن شدن این موضوع باید به آمار سالهای دورتر نگاه کنیم.
در بحث حریق در سال 1372 ، زمانی که شروع به کار کردیم. متوسط هر فقره حریق 227 هکتار بود ، یعنی با یک فقره آتش سوزی 227 هکتار عرصه ای بود که دچار حریق می شد.
در آن زمان و فن علم آشنایی با حریق را نداشتیم و پس از تشکیل دفتر حمایت از منابع طبیعی شروع به جمع آوری اطلاعات از کشورهای دیگر کردیم که توانستیم دامنه هر حریق را سال 1382 به رقم 12.9 هکتار در هر فقره از آتش سوزی برسانیم.
این در حالی است که مردم نسبت به سال 1372 بیشتر به طبیعت سر می زنند و از طرف دیگر هر چه استفاده از ماشین آلات و ابزار آلات و حضور مردم در این عرصه ها بیشتر شود مطمئنا ما موارد حریق بیشتری خواهیم داشت.
پیش بینی می کنیم سال 1392 تعداد حریقها بدون شک 40 درصد بالاتر از امروز باشد ، چون از تجهیزات و ماشین آلات بیشتری در این عرصه استفاده خواهد شد و ما باید به آن توان برسیم که هر چه تعداد حریق بیشتر شود دامنه حریق های صورت گرفته را محدودتر کنیم.
سال گذشته چند فقره حریق اتفاق افتاده است و چه میزان از منابع طبیعی تخریب شده اند؛ سال 1382 براساس آمارهای رسمی 1319 فقره حریق صورت گرفته که 17 هزار و 16 هکتار از منابع طبیعی ما دامنگیر آتش سوزی شده اند.به نظر شما این رقم از آتش سوزی زیاد نیست؛
خوشبختانه بیش از 83 درصد حریقهای ما سطحی هستند ، یعنی در جنگلها فقط علفها از میان می رود که آسیبی به جنگل نمی رسد. هدف ما در جنگل درخت است اما در مرتع بحث علوفه مطرح می شود.
این نکته را اضافه کنم که 2 سالی است از سیستم کشف حریق از طریق ماهواره استفاده می کنیم.
کاهش دامنه حریق به چه عواملی بستگی دارد؛
این که متوسط حریق اینقدر کاهش داشته به دلیل این است که در گذشته از وقتی حریق صورت می گرفت تا زمانی که همکاران ما حاضر می شدند ، 8 ساعت زمان طی می شد به همین دلیل 227 هکتار در یک فقره می سوخت ، اما در حال حاضر این به چیزی کمتر از 2 ساعت کاهش پیدا کرده است.
این سیستم کشف حریق از طریق ماهواره در کمتر از 30 دقیقه ما را مطلع می کند.
تجهیزات در کاهش دامنه حریق نقش موثری دارد ، در حالی که سازمان شما برای اطفای حریق بالگرد هم ندارد؛
ما اگر چه بالگرد نداریم و از آن استفاده نمی کنیم ، اما با شرکت سهند طرف قرارداد هستیم اگر بخواهیم هلیکوپتر بخریم در پی آن به خلبان ، تکنسین ، خدمات فرودگاهی ، سوخت و... نیاز داریم که به درد حرفه و تخصص ما نمی خورد.
در صورتی که اتفاقی بیفتد یک شرکت وابسته به هوانیروز به ما سرویس می دهد در قالب قرارداد به ما کمک می رساند; البته بالگردهای این شرکت را نمی توانیم به پاکتهای حمل آب مجهز کنیم ، اما برای حمل نیرو و تجهیزات دیگر از آن استفاده می کنیم.
بالگردهایی که مجهز به دستگاه پاشش و شیلنگ آب هستند ، در آتش سوزی های تاجی کاربرد دارند ، در حالی که بیشتر آتش سوزی های ما سطحی است.
ما یک منطقه خشک و نیمه خشک هستیم و حریق واقعا معضل بزرگی برایمان محسوب می شود.
باید از وسایلی استفاده کنیم که کمتر به آب نیاز داشته باشد. بعضی ها می گویند شما هنوز با آتش کوب کار می کنید در صورتی که در دنیا با هلیکوپترهای آب پاش حریق را سرکوب می کنند.
خب کنار هلیکوپتر، رودخانه ای وجود دارد که مخزن 5 هزار لیتری بالگرد داخل آن می رود ، اما در ایران فاقد چنین رودخانه ای هستیم.
از دریا هم نمی توانیم آب بگیریم ، چون آب دریا شور است و بدتر از آتش جنگل را نابود می کند ، حریق های سطحی بیشتر نیرو می خواهد که آتش را با وسایلی چون آتش کوب و... سرکوب کند.
باتوجه به این که امکانات و تجهیزات شما محدود است ، مثلا در 6 ماه اول امسال و سال گذشته چقدر در اطفای حریق موفق بوده اید؛
در 6 ماهه اول سال 82، 981 فقره حریق داشته ایم که در 6 ماهه 1383 به 781 فقره کاهش پیدا کرده است ; البته به این نکته توجه داشته باشید که عمده حریق های ما در 6 ماهه اول سال اتفاق می افتد و در 6 ماهه دوم به خاطر بارندگی و برف با کاهش حریق روبه رو هستیم.
دوباره اگر بخواهیم مقایسه کنیم ، در 6 ماهه اول سال 82 از نظر سطحی ، 13 هزار و 311 هکتار دچار آتش سوزی شد در حالی که این رقم سال 83 به 8 هزار و 954 هکتار کاهش یافته است.
از نظر بین المللی و از نظر سازمان ملل ما در بحث حریق فاقد بحران هستیم که البته دلیل آن حضور مردم برای اطفای حریق است.
در جنگلهای امریکا یا کانادا وقتی حریقی رخ می دهد ، 130 هزار هکتار می سوزد در حالی که آنها بهترین امکانات را دارند و شرایط اقلیمی آن کشور مثل ایران خشک نیست اگر دقت کنید متوجه می شوید اولین کار آنها خارج کردن مردم از آن محدوده است.
در کشور ما بعکس مردم حضور دارند و وارد عمل می شوند و به اطفای حریق کمک می کنند با این شرایط ما توانسته ایم میزان خسارت عرصه های طبیعی را در سطح 15 میلیارد ریال کنترل کنیم.
یعنی شما می خواهید بگویید در بحث حریق عرصه های طبیعی هیچ مشکلی نیست و همه امور مطلوب و کنترل شده پیش می رود؛
نه. به واقع این طور نیست. حدود 249 نفر از همکاران ما در مناطق مرزی برای اطفای حریق یا مجروح شده اند یا روی مین رفته اند.
جالب این که برای پاکسازی مناطق مین گذاری شده به آتش زدن منطقه اقدام می کنند که همکاران ما باید آتش را مهار کنند.
همکاران ما در کرمانشاه به دلیل کشف قاچاق زغال ، به رگبار مسلسل بسته شده اند و هر کیلو زغالی که آمار آن پایین آمده با قطره خون بچه های سازمان جنگلداری و مراتع است.
در همین تهران سال 1378 ، همکار خود را در عملیات اطفای حریق به دلیل خفگی از دست دادیم.
2 همکار ما روی مین رفتند و یکی از همکاران ما در ایلام از بلندی پرت شد و هر دو پای این عزیز پلاتین دارد و با واسطه هایی که ایجاد کردیم ، بنیاد جانبازان فقط 780 هزار تومان پول پلاتین های این مجروح را داد.
ببینید بحث دقیقا همین جاست که وقتی شما تجهیزات کافی نداشته باشید ، نیروهایتان در معرض خطر هستند و تجهیزات برای شما حیاتی است.
دقیقا. شبکه رادیویی و استفاده از بی سیم یکی از ضروریات کار ماست. در کل کشور 27.5 درصد شبکه پوشش رادیویی داریم و در کل کشور از 28.5 درصد شبکه رادیویی استفاده می کنیم و این کمبود مشکل ایجاد می کند; مثلا یکی از همکاران ما در ساری با قاچاقچیان چوب درگیر شد ، او را به دره پرت کردند و به دلیل نداشتن بی سیم 17 ساعت بعد همکاران ما او را یافتند.
در حال حاضر چه میزان اعتبار برای حفاظت از عرصه های طبیعی دارید؛
در برنامه سوم توسعه 17 میلیارد پیش بینی کرده اند.
این رقم چه میزان نیاز شماست؛
تقریبا یک دهم رقم مورد نیاز ماست.
براساس آمارهای ارائه شده در کشور ، 560 نفر قاچاقچی چوب فعال هستند. چه اقدامی برای دستگیری این افراد صورت گرفته است.
البته 501 قاچاقچی حرفه ای که کاملا شناسایی شده اند و اسامی آنها محرمانه به مراکز ذی صلاح ارائه شده است.
ما در شبکه ای قرار گرفته ایم که قاچاق چوب رو به ارزش گرایی می رود. ما بعکس فکر می کنیم موضوع حفاظت از عرصه های منابع طبیعی بحث امنیتی نیست بلکه بحث اقتصادی اجتماعی است.
ما قطع کننده درخت را که فرد مستحقی است ، دستگیر می کنیم در حالی که او به خاطر مشکلات مالی دست به این کار زده است.
قاچاقچی اصلی با بنز و اسکورت در منطقه می چرخد به او پیشنهاد کرده است اگر به زندان بیفتد هزینه های زندگی او را بپردازد.
قاچاقچیان حرفه ای اسلحه دارند؛
بله. متاسفانه ما کسی را دستگیر می کنیم که درآمد ماهیانه اش به 50 هزارتومان هم نمی رسد و برای کسی قاچاق می کند که قاچاقچی اصلی است ; اما مجبوریم واسطه ها را بگیریم چون قانون این گونه تعیین کرده است.
گردش پول قاچاق چوب چه میزان است که این افراد را وارد عرصه می کند؛
سال 81 ، هر مترمکعب چوب به صورت مختلف 36 هزار تومان مشخص شده است حال اگر این رقم را تنها در کشفیات چوب قاچاق که سال 82 ، 4 هزار و 700 مترمکعب بود ضرب کنید چیزی حدود 12 میلیارد تومان می شود.
ببینید قاچاق چوب مساله پیچیده ای است. ما مینی بوس عروسی را گرفتیم که داخل جعبه مینی بوس چوب قاچاق کرده بود.
این را هم بگویم چوبی که قاچاق می شود ارزش بسیار بالاتری دارد و این به دلیل آن است که قانون با متخلف جدی برخورد نمی کند.
یعنی قانون نقش حمایتی برای کاهش متخلف و قاچاق چوب اجرا نمی کند و جرایم بالا نیست؛
بالا بردن جرایم در حقیقت ضریب خطرپذیری را برای متخلف بالا می برد.
ما جرایم را می نویسیم اما متاسفانه بعضی قضات به لحاظ عدم سوءنیت ، رای بر برائت می دهند.
ما در بخش اجرایی قرار داریم ، اما کسی که باید داوری کند، نمی کند.
از طرف دیگر ما ضابط قضایی هستیم و بدون حکم قضایی نمی توانیم اقدام و مجرمان را بازداشت کنیم مثلا در بحث تصرف عرصه های طبیعی پاسگاه پرونده را همراه مامور ما به دادگاه می فرستد و در آنجا بررسی و از پاسگاه خواسته می شود متخلف را به دادگاه بیاورد و بعد مراجعه می کنیم به دادگاه.
در آنجا رای صادر می شود و نسخه ای به ما می دهند. در این صورت مجاز به اجرای آن هستیم. مثلا وقتی فرد متخلف را دستگیر کرده بودیم مامور ما تازه به ساخت خانه اقدام کرده بود در صورتی که زمانی حکم اجرایی به دست ما می رسد که طرف ، آپارتمان 2 طبقه ساخته و فروخته است.
دادگاه ماموران ما را ضابط نمی شناسد و نیروی انتظامی را مامور می داند ، در حالی که در تخصص آن نیروها نیست.از جنگل و مرتع سر در نمی آورند.
عوامل دیگری هم هستند. کمبود نیرو از جمله مسائل عمده ما در برخورد با قاچاقچی چوب ، حریق و... است.
در حال حاضر یک مامور سازمان جنگلداری و مراتع باید 47 هزار و 200 مترمکعب را تحت پوشش قرار دهد.
این رقم با توجه به پستی و بلندی های کشور ما رقم عجیبی است.
مطلوب رقم که باید یک نیرو تحت پوشش داشته باشد چه میزان است و با توجه به کمبود نیرو ، راهکارهای دیگری را در نظر گرفته اید؛
نرم مطلوب برای کشور ما 11 هزار و 600 هکتار برای یک نیروی سازمان است. ما برای جبران این کمبود ، از نیروهای بسیج ، سازمان های غیردولتی و نیروهای محلی استفاده می کنیم.
سال 1382 ، 134 هزار نفر از این نیروها را روزانه به کار گرفتیم و سعی کردیم جبران نیرو کنیم.
ما به تعداد زیاد نیرو نیاز نداریم بلکه جای اهرمهایی که باید پشتیبان یک محافظ عرصه های طبیعی باشد، خالی است ، از جمله ، قانون ، دستگاه قضایی ، همکاری دستگاه های اجرایی ، تجهیزات و اعتبارات.

حسین قره
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها