تلنگر

درس خواندن‌های دیروز و امروز

خیلی‌خیلی پیشتر از زمان ما، یکی از کارهای سخت و پر از دغدغه، درس خواندن بود. نام مدرسه‌ها و کلاس‌ها، مکتب بود و موقع درس خواندن لی‌لی به لالای شاگرد‌های درس خوان و درس نخوان نمی‌گذاشتند، بلکه این «فلک کردن» بود که به آنها می‌فهماند مکتب چیست و درس خواندن و یاد گرفتن چگونه است.
کد خبر: ۵۲۷۰۴۹

سپس مدرسه‌ها و کلاس‌های درس امروزی هم که شکل گرفت، باز هم درس خواندن سخت بود. سخت‌تر از درس خواندن، کنکور بود. برای بسیاری از ما کنکور درست عین کارتون‌های ترسناکی بود که بچه‌ها را از دیدن آن بر حذر می‌دارند، اما از کنکور برای ما غولی درست کرده بودند که حتما باید هر شب خوابش را می‌دیدیم و روش‌های جنگیدن با او را می‌آموختیم نه این‌که از آن فرار کنیم.

درس خواندن برای بسیاری از آنها که در دهه‌های قبل دانشجو و دانش‌آموز بودند، سخت بود. هر چند همان درس خواندن را نیز با این نگاه که همه چیز درس و مدرسه و دانشگاه، مدرک‌گرایی است، زیر سوال می‌بردند.

آن زمان‌ها، کنکور غول بود و خیلی‌ها از خیر در افتادن با آن می‌گذشتند. دانشگاه رفتن سخت بود و دانشگاه آزاد و غیر دولتی و کاربردی و غیر کاربردی هم نبود که هر دانشگاهی دلمان خواست برویم، اما در عوض قرار گرفتن در ظرفیت محدود دانشگاه‌های محدود دولتی، با تمام سختی‌هایش شیرین و لذت‌بخش و معمولا تضمین‌کننده آینده‌ای خوب بود.

کم‌کم دانشگاه‌ها زیاد شد. حالا و در این سال‌ها، صحبت از حذف کامل کنکور است. حالا کمتر کسی است که آرزوی دانشجو شدن داشته باشد. حالا به نظر می‌رسد که دانشجو شدن از راحت‌ترین کارهاست. حتی درس خواندن هم راحت‌تر شده است. انگار رویکرد‌ها به درس خواندن در مقام دانشجو نیز عوض شده است.

در زمان‌هایی نه چندان دور به درس خواندنی که تنها به مدرک گرفتن منتهی می‌شد، انتقاد‌های زیادی می‌شد؛ اما برای همان مدرک گرفتن، باید دست‌کم با غولی به نام کنکور دست و پنجه نرم می‌شد و معمولا ذهن‌های برتر به دانشگاه می‌رفتند، اما حالا کمی اوضاع فرق کرده است. حالا که کنکور انگار شیری بی‌یال و دم شده است، برای بسیاری از ما هدف از درس خواندن دیگر حتی برای مدرک گرفتن هم نیست.

کافی است به اطراف خودمان نگاه کنیم. به نظر می‌رسد برای خیلی‌ها درس خواندن تبدیل به نوعی تفریح شده است. خیلی‌ها برای تغییر در وضع خود و دوری از یکنواختی در زندگی، براحتی دانشجو می‌شوند. انگار که درس خواندن زنگ تفریحی مابین کار و خانه‌داری و حتی برای رفع بیکاری ماست. با چنین نگاه و چنین ذهنیتی با سواد شدن و دانش آموختن تا چه حد نهادینه می‌شود. نظر شما چیست؛ اگر ادعا کنم درس خواندن با چنین ذهنیتی، یعنی کاری درجه چندم که در آن باید خوش بود نه این‌که واقعا زحمت کشید.

صولت فروتن / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها