در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، انتشار فیلم زورگیری این چهار جوان، رئیس قوه قضاییه را به واکنش واداشت و صریحا فرمان اشد مجازات برای آنها را صادر کرد. در پی آن رسیدگی به این پرونده روز یازدهم آذر امسال هنگامی در دستور کار پلیس آگاهی تهران قرار گرفت که یکی از شهروندان تهرانی با حضور در این مرکز از چهار جوان به اتهام سرقت مقرون به آزار شکایت کرد.
در تحقیق از این مرد معلوم شد، او روز حادثه پس از دریافت پول از بانک در حال بازگشت به محل کارش در خیابان خردمند بوده که چهار جوان که راکبان دو دستگاه موتورسیکلت بودند، با قمه به وی حملهور شده، مدارک و کارت عابر بانکش را سرقت کردهاند. در پی این شکایت، فرد دیگری هم با حضور در مرکز پلیس، علیه همین متهمان به اتهام قاپیدن گردنبند طلای میلیونیاش و نیز ایجاد رعب و وحشت برای خود و اعضای خانوادهاش شکایتی ارائه کرد.
دستگیری دزدهای خشن
در این مرحله با اطلاعات بهدست آمده از شاکیان، چهرهنگاری رایانهای از متهمان فراری انجام شد. تحقیقات تکمیلی ادامه داشت تا اینکه تصویر متهمان هنگام سرقت از محل دیگری که مجهز به دوربین مداربسته بود، در اختیار پلیس قرار گرفت و به این ترتیب مخفیگاه آنها شناسایی شد و هر چهار نفر یکی پس از دیگری دستگیر شدند و به این سرقتها اعتراف کردند. پس از اخذ آخرین دفاع از متهمان در دادسرای جنایی تهران، پرونده آنها با صدور کیفرخواست به شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران ارسال شد و متهمان روز گذشته به طور فوقالعاده و علنی محاکمه شدند.
درخواست مجازات قانونی برای متهمان
در ابتدای جلسه دادگاه قاضی رضوانفر، نماینده دادستان در دادگاه انقلاب به تشریح کیفرخواست پرداخت و گفت: روی سخنم به افرادی است که هنوز در سراب استفاده از سلاح سرد هستند و باید بدانند که قانون درباره نگهداری سلاح سرد و گرم مواردی را تذکر داده و آن را جرم تلقی کرده و مجازات سختی هم برای آن درنظر گرفته است. افرادی که با در اختیار داشتن سلاح راه را بر مردم میبندند و ایجاد رعب و وحشت میکنند، بدانند به اتهام محاربه به اعدام محکوم میشوند.
وی افزود: متهم ردیف اول این پرونده «علی» متولد 1368 است، دارای سابقه کیفری بوده و طبق مندرجات در کیفرخواست اتهام وی محاربه و افساد فیالارض، سرقت با سلاح سرد و ایجاد رعب و هراس و ایراد ضرب عمدی نسبت به شاکی پرونده است. متهم ردیف دوم پرونده «محمد» متولد 1371 فاقد سابقه کیفری و اتهام وی محاربه و افساد فیالارض، سرقت مسلحانه با سلاح سرد و ایجاد رعب و هراس است. متهم ردیف سوم «مهرداد» متولد 1370 سابقهدار و اتهام وی مشارکت در سرقت مسلحانه با سلاح سرد بوده و «میلاد» متهم ردیف چهارم نیز دارای اتهام مشارکت در سرقت مسلحانه با سلاح سرد است که برای همگی متهمان درخواست مجازات قانونی را دارم.
نماینده دادستان با اشاره به پرونده اتهامی متهمان یادآور شد: متهمان حتی قصد داشتند حلقه نامزدی شاکی نخست پرونده را نیز سرقت کنند که در پی مقاومت وی موفق به این کار نمیشوند. متهمان همان طور که تصویر سرقتشان در شبکهها و فضای مجازی پخش شده، صحنه سرقت را بازسازی کردند.
متهمان جنون ندارند
متهمان برای تشخیص اینکه آیا آنها در روز حادثه مبتلا به جنون بودند یا نه، با هماهنگی قضایی به پزشکی قانونی منتقل شدند و کارشناسان پزشکی قانونی نظر دادند آنها روز حادثه در صحت کامل روانی بودند.
وی سپس از محضر دادگاه خواست بخشی از تصاویر سرقت متهمان که توام با ایجاد رعب و وحشت بود، برای حاضران به نمایش در آید.
آنگاه قاضی صلواتی، رئیس شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران با قرائت نام متهم نخست پرونده از وی خواست در جایگاه قرار بگیرد و از خود دفاع کند.
متولد چه سالی هستی؟
1368
چند سابقه کیفری داری؟
سه فقره.
شغلت چیست؟
در موتورفروشی کار میکردم.
متهم هستی به محاربه و افساد فیالارض، سرقت مسلحانه با سلاح سرد، ایجاد رعب و هراس با سلاح سرد و ایراد جرح عمدی نسبت به شاکی پرونده، چه دفاعی از خود داری؟
من به دلیل فقر و تامین هزینه بیماری مادرم دست به این دزدی زدم.
چرا به سرقتهایت ادامه دادی؟
بار دوم که دست به سرقت زدم، احساس میکردم انگار همه میدانند من دزد هستم و جوری دیگر به من نگاه میکنند.
روز حادثه چطور با همدستانت نقشه سرقت را عملی کردید؟
در یک قهوه خانه نشسته و بسیار کلافه و عصبی بودم. دوستم مهرداد به دیدنم آمد و درباره علت ناراحتیام پرسید. وقتی ماجرای بیپولی خودم را به او گفتم، از من خواست در سرقت و زورگیری با او همراه شوم. سپس میلاد و علی هم به ما ملحق شدند. شاکی را به طور اتفاقی در کوچهای خلوت دیدیم و تصمیم گرفتیم نقشه دزدیمان را عملی کنیم.
از نحوه سرقت بگو؟
با دیدن شاکی، او را تعقیب کردیم. وقتی مقابل خانهای ایستاد، از موتورسیکلت پیاده شدیم. علی راه شاکی را سد کرد و من هم ضربهای به او زده و پول و مدارکش را دزدیدیم. خیلی ترسیده بود. وقتی در آن خانه باز شد و قصد وارد شدن به آنجا را داشت، کاپشن وی در دستمان جا ماند و حلقه انگشتریاش را هم نتوانستیم سرقت کنیم و فرار کردیم.
مدارک و اسناد شاکی را چکار کردید؟
پولها را از کیف شاکی برداشتیم و مدارکش را در خیابان دور انداختیم و فرار کردیم.
سوابق کیفریات چه بوده است؟
یک بار دعوا بود و دیگری مزاحمت خیابانی. همچنین به اتهام کیف قاپی و جیببری هم به عنوان مظنون دستگیر و سپس آزاد شدم.
سرقت دوم را چگونه مرتکب شدی؟
حدود یک هفته بعد از دزدی اولمان، یک کوچه بالاتر از محل حادثه نخست؛ چهار نفری این دزدی را هم انجام دادیم.
مالباخته تنها بود و با سد کردن راهش و تهدید چاقو حدود 40 هزار تومان پول و گوشی تلفن همراهش را دزدیدیم.
در این سرقت چاقو به دست بودی؟
من افشانه به دست داشتم و همدستم علی چاقو در اختیار داشت.
شاکی دیگری هماکنون در دادگاه حاضر است که میگوید شما و همدستانت در نزدیکی تجریش، به زور گردنبند طلایش را دزدیدهاید، قبول دارید؟
نه. این دزدی کار من نیست.
اگر خودت به جای مالباختهها بوده و کسی به زور و با ایجاد وحشت اموالت را میدزدید، چکار میکردی و از مراجع قضایی چه درخواستی میکردی؟
من هم اگر جای مالباخته بودم، از دزدها شکایت میکردم تا مجازات شوند. اشتباه کردهام. مرا ببخشید و نگذارید اعدام شوم.
2 شاکی از روزهای دلهرهآور گفتند
در ادامه، نخستین شاکی پرونده در جایگاه قرار گرفت و با تشریح حادثهای که برایش اتفاق افتاده بود، گفت: ساعت 11 پس از گرفتن مبلغی پول از بانک، داشتم زنگ در محل کارم را به صدا در میآوردم که چهار نفر از مقابل و پشت سرم راهم را سد کردند. یکی از آنها با دسته قمه مرا زد و به زور پول و اموالم را دزدیدند. حتی میخواستند حلقه ازدواجم را هم سرقت کنند که مقاومت کردم. کاپشنم را هم به زور از تنم در آوردند.
وی اضافه کرد: وقتی در محل کارم باز شد و خواستم وارد شوم، دزدها در حالی که ترسیده بودند، با موتورسیکلتهایشان متواری شدند. از آن روز به بعد من و خانوادهام بسیار میترسیم و وحشتزدهایم که نکند دوباره اتفاقی برایمان بیفتد. من برای متهمان تقاضای مجازات قانونی دارم.
شاکی دوم در جایگاه قرار گرفت و با توجه به ماجرای سرقت اموالش گفت: بعدازظهر روز حادثه من همراه همسر و دختر خردسالم با خودروی پژویمان در حال گذر از بلوار کاوه به سمت تجریش بودیم که در میانه راه متوجه موتورسیکلتی شدم که با سرعت در حرکت بود. با دیدن آن موتورسیکلت احساس خوبی نداشتم.
شاکی اضافه کرد: دزدها ما را پشت چراغ قرمز به دام انداختند. وقتی یکی از موتورسیکلتها به خودرویم برخورد کرد، ابتدا گمان بردم با من تصادف کرده است. در همین موقع یکی از دزدها ـ متهم ردیف سوم ـ از شیشه سمت راننده که کمی پایین بود دستانش را دور گردنم حلقه زد و به زور گردنبند طلایم را که هشت میلیون تومان ارزش داشت، دزدید و همراه همدستانش متواری شد. در حالی که بشدت ترسیده بودم و همسر و فرزندم نیز وحشتزده بودند، از خودرو پیاده شده و به تعقیبشان پرداختم، اما متواری شدند. برای متهمان درخواست مجازات قانونی دارم.
ابراز ندامت متهم در دادگاه
سپس متهم ردیف دوم که متولد 1371، بیکار با مدرک تحصیلی سیکل بود، در جایگاه قرار گرفت و در دفاع از خود گفت: من فریب دوستانم را خوردم و این چنین گرفتار شدم. متهم اضافه کرد: برای جبران اشتباهاتم به من فرصت دهید. اشتباه کردهام، از شاکیان میخواهم مرا ببخشند.
متهم ردیف سوم که متولد 1370 است، وقتی در جایگاه دفاع قرار گرفت، گفت یکبار به اتهام سرقت مسلحانه بازداشت شده و هنوز بابت این اتهام محاکمه نشده و فقط چهار ماه حبس کشیده است.
او گفت: اشتباه کردم. انگیزهای از این دزدیهای خشن نداشتم و قصدم فقط کمک به دوستم بود.
متهم ردیف چهارم که برادر متهم فوق بود، با اشاره به این که متولد 1368 است و سابقهای ندارد، گفت: برای کمک به دوستمان این کار را کردیم و با او همراه شدیم. خودم هم پیش از این از سوی دو سارق مورد حمله قرار گرفته بودم، اما نمیدانم چطور شد این کارها را انجام دادم.
پس از آنکه وکلای تسخیری هر چهار متهم پرونده از آنها دفاع کردند، متهمان یکی پس از دیگری برای اخد آخرین دفاع در جایگاه قرار گرفتند و با ابراز پشیمانی از جرایم خود عاجزانه میخواستند تا از گناهشان بگذرند و از جوانهای همسن و سال خود میخواستند راه خطا نروند؛ چرا که عاقبتی سخت مانند اعدام و حبسهای طولانی در انتظارشان است. مال حرام، خوردن ندارد. هیچگاه دست به سلاح سرد نبرند و آینده خود را به تباهی نکشانند و آرامش و امنیت مردم و جامعه را به خطر نیندازند.
بنابراین گزارش، متهمان با تجدید قرار قانونی روانه زندان شدند. قاضی صلواتی، رئیس شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران پس از اخذ آخرین دفاع متهمان، بزودی حکم قضایی مربوط به این پرونده را صادر میکند.
در حاشیه
* از ساعت 8 صبح خبرنگاران و عکاسان بسیاری برای پوشش خبری این دادگاه آمده و منتظر بودند تا با شروع جلسه دادگاه علنی وارد شعبه 15 دادگاه انقلاب در خیابان معلم تهران شوند.
* قرار بود دادگاه راس ساعت 9 تشکیل شود که با 45 دقیقه تاخیر شروع شد.
* ساعت 8 و 45 دقیقه هر چهار متهم جوان تحت تدابیر امنیتی از سوی چهار مامور انتظامی پلیس آگاهی تهران به دادگاه انتقال یافتند.
* پیش از جلسه دادگاه، حجتالاسلام محمد موحد، رئیس دادگاههای انقلاب تهران به ایراد سخنرانی پرداخت و گفت به پرونده زورگیرانی که امنیت مردم را به خطر میاندازند، به طور ویژه در محاکم قضایی رسیدگی میشود.
* ساعت 10 و 30 دقیقه بخشی از فیلم زورگیری خشن متهمان برای حاضران پخش شد و تاثر همگان را برانگیخت.
* متهمان باورشان نمیشد در یکقدمی مجازات اعدام قرار گرفتهاند و وقتی متوجه شدند دیگر به آخر خط رسیدهاند، گریستند.
* ساعت 11 و 55 دقیقه ختم جلسه رسیدگی به این پرونده اعلام شد.
* در پایان جلسه، قاضی صلواتی گفت که با توجه به رهنمودهای ریاست محترم قوه قضاییه کشیدن سلاح اعم از سرد و گرم به قصد ترساندن مردم و ایجاد رعب و وحشت در جامعه از مصادیق محاربه است و اگر پروندهای به دادگاه انقلاب اسلامی تهران ارجاع شد، دادگاه انقلاب اسلامی تهران بشدت و با قاطعیت با آن برخورد خواهد کرد و من این را به عنوان یک هشدار یادآوری میکنم.
* هیچ کدام از وکلای تسخیری حاضر به دفاع از متهمان نبوده و قاضی دادگاه از آنها خواسته بود، به دلیل اینکه دفاع وظیفه وکیل است، در دادگاه حاضر شده و از آنها دفاع کنند.
معصومه ملکی / گروه حوادث
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: