سنت‌های ارزشمند، زندگی‌های ساده و اصیل و مباحث اخلاقی در «یه تیکه زمین» روایت شده است

روایتی ساده از قصه‌ای آشنا

از آنجا که در ماه مبارک رمضان و ماه محرم، افراد پذیرندگی بیشتری برای دریافت پند و اندرز دارند، استفاده از سوژه‌های اخلاق محور می‌توان در جذب مخاطب موثرتر از داستان‌های اجتماعی یا درام‌های عاشقانه باشد. پرورش خصایص نیک همچون امانتداری، حفظ بنیان خانواده، احترام و اکرام بزرگ‌ترها و مشورت کردن با آنها و زدودن افکار و اعمال پلید از سوژه‌های اخلاقی است که مکرر دستمایه داستان‌ها و دیگر اقسام ادبیات از جمله فیلمنامه‌ها قرار می‌گیرد.
کد خبر: ۵۲۶۹۰۰

قصه «یه تیکه زمین» توسط سیدعلی‌اکبر محلوجیان (که پیش از این او را با سریال‌های موفق و جذاب «پدرسالار»، «در قلب من»، «زیر تیغ» و «داداشی» می‌شناسیم) نوشته شده است. قصه‌ آشنای یک خانواده خوب و صمیمی که یک فرزند ناخلف دارد و یک دشمن دیرینه که برای انتقام‌جویی از پدر یا مادر خانواده، فرزند ناخلف را وسیله قرار می‌دهد و می‌فریبد. در واقع محلوجیان این قصه را در خانواده‌های مختلف با اهلیت‌ و مشاغل و توانگری‌های مختلف پرداخت می‌کند، شناسنامه کاراکترها را تغییر می‌دهد و آنها را باز هم در همین قصه همیشگی می‌نشاند. با وجود آشنابودن ظاهری قصه و روابط، شخصیت‌‌های سریال به دلیل شناخت نویسنده از کاراکترها، بسیار خوب و قدرتمند هستند و سریال دیالوگ‌های روان، ساده اما پر مغزی دارد. با وجود این، تغییر راکورد حسی بازیگران و عدم حفظ این راکوردها در بعضی موارد، بسیار آزاردهنده است که دلیل آن می‌تواند کم بودن زمان باشد.

تیتراژ آغازین سریال با صدای دلنشین محمد اصفهانی و تصاویری از زمین‌های کشاورزی و خوشه‌های گندم، هم انسان را به یاد اولین گناه آدم می‌اندازد و هم ورودی مناسبی برای سریال است که بسیار آگاهانه و مناسب ساخته شده است. پسر حاج‌حیدر با ارتکاب اولین گناهش از خانواده طرد می‌شود، آن‌گونه که آدم از بهشت رانده شد. حاج‌حیدر از نانواهای قدیمی تهران است که هنوز نانش را روی ترازو می‌کشد و به دست مشتری می‌دهد. نزد مردم احترام دارد و بزرگ محل است. شیطان این ماجرا، التفات (با بازی آتیلا پسیانی) است و اوست که نظم این زندگی را به هم می‌زند. ریشه این دشمنی از روزی آغاز می‌شود که حاج حیدر مغازه التفات را به دلیل تخلف می‌بندد.

یه تیکه زمین، ویترین خوبی برای پخش دارد و بخوبی توانسته بازیگران کهنه‌کار و محبوب تلویزیونی را کنار هم آورد و در اختیار بگیرد. طراحی صحنه و لباس این مجموعه به عهده مهناز کریمی است که بخوبی توانسته بافت سنتی و روستایی را نمایش دهد و برای پرداخت آن از رنگ‌هایی با تنالیته سبز، قهوه‌ای و قرمز در لباس و آکسسوار صحنه استفاده کرده است. استفاده از ضبط‌های کهنه در زیرزمین التفات و متکاهای استوانه‌ای بزرگ در خانه حاج‌حیدر و نمونه‌هایی از این دست، بسیار فضاساز است و توانسته فضای ساده و بی‌غل و غش خانه یک خانواده روستایی ساکن شهر را بازتاب دهد. به همان اندازه که دکور، لباس و تا حدی تصویربرداری خوب و کم‌خطا به نظر می‌رسد، نمی‌توان برخی اشتباهات چهره‌پردازی سریال را نادیده گرفت. اساسا چهره‌پردازی و گریم در یک اثر نمایشی دو کارکرد زیباشناسانه و شخصیت‌پردازانه دارد که این دو کارکرد می‌تواند همراه یا متفرق از هم باشد. در این سریال و در مورد بیشتر کاراکترها، گریم کارکرد دوم خود را دارد یعنی شخصیت‌پردازانه است. به عنوان مثال کورش تهامی در نقش پسر بزرگ حاج حیدر است و البته پسر خلف او. موهای این بازیگر توسط گریمور جوگندمی متمایل به سفید شده است، اما چهره همچنان جوان به نظر می‌رسد و بدن قامت و ایستایی یک جوان بیست و چند ساله را دارد. در حالی که اگر گریم روی بدن این بازیگر انجام می‌شد و شانه‌های او با استفاده از عضلات اضافه کمی افتاده‌تر به نظر می‌رسید، بسیار موثرتر و باورپذیرتر از سفید کردن موی سر بود.

در پایان باید به این اشاره کنم که یه تیکه زمین پس از «شب دهم» از فضای آیینی و نمایشی همچون تعزیه در روند دراماتیک کار استفاده بجایی کرده و از سویی از ادبیات و فرهنگ روستایی بخوبی بهره گرفته است.

مریم رها

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها