در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قطعا بسیاری از مردم و علاقهمندان به سینما در 40 سال گذشته مانند من خاطرهای از این سینما دارند، خاطرههایی مشترک از نخستین ملاقاتهایشان با شریک زندگی آینده یا خاطراتی تلخ و شیرین از دوستیها و رفاقتهای دوران نوجوانی و جوانی که با مرور آنها به اصطلاح خاطره بازی میکنند.
هنوز خیلیها ظهر جمعه 29 فروردین ۱۳۷۶ را به خاطر دارند وقتی این سینما به دلایلی که آن موقع نقص کانالهای هواکش عنوان شد در آتش بیتوجهی به مسائل ایمنی سوخت و تا سالها نتوانست سرپا بایستد و این داغ تا اواخر سال 1386 همراه اهالی سینما بود تا بالاخره با همکاری شهرداری تهران و حوزه هنری این سینما با شکلی آبرومند و مجهز به آخرین فنآوریهای روز ِسینمای جهان بازسازی و بازگشایی شد.
حالا این روزها هم یک بار دیگر سینما آزادی دارد در آتش میسوزد اما این بار آتش تفرقه، غرور و لجبازی دامن این سینمای خاطرهانگیز را گرفته است و باعث شده تا این سینما روز گذشته دو سالن خود را تعطیل کند و عملا به حالت نیمه تعطیل دربیاید.
داستان این روزهای سینما آزادی را تقریبا همه شنیدهایم، آتش اختلاف میان شورای صنفی نمایش (شما بخوانید سازمان سینمایی وزارت ارشاد) با حوزه هنری که برخی فیلمها را اکران نمیکند، قربانیاش سینما آزادی بوده است و حواله اکران فیلم جدید برای آن صادر نمیشود.
نمیدانم این اختلاف تا به کی ادامه خواهد داشت اما آقایان و مسوولان محترم باید بدانند این سینما پیش از آن که متعلق به حوزه هنری یا شهرداری یا هر نهاد و سازمان دیگری باشد، متعلق به همه این مردم و علاقهمندان به سینماست همه آنهایی که با این سینما بزرگ شدهاند و بخشی از بهترین روزها، عصرها و خاطراتشان را با آن گذراندهاند.
سینا علیمحمدی - دبیر گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: