در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کشورتان در مرحله مقدماتی هر سه جام جهانی اخیر فوتبال حذف شده است، ولی به نظر میرسد برای جام پیش رو بختی عالی دارد. این نظر پکرمن هم است.
طبیعی است که صعود به جام جهانی بیستم هدف و مقصد بعدی فدراسیون فوتبال کلمبیا و تمام تلاشهای فعلی در این خصوص باشد، ولی هنوز مسابقههای متعددی در منطقه آمریکای جنوبی مانده است. البته ما اینک در موضع قدرت قرار داریم و با یک بازی کمتر، تیم سوم منطقهمان هستیم و میتوانیم رقیب اول آرژانتین صدرنشین این پیکارها باشیم و برای حفظ همین موقعیت میکوشیم و اگر نزول بیموقع و غیرقابل توجیهی نداشته باشیم، ما یکی از چهار تیم صعودکننده مستقیم این منطقه خواهیم بود و نیازی هم به حضور در مرحله پلیآف نخواهد بود.
یک مساله عجیب که در مورد تیم ملی کشورتان وجود دارد، این است که در پیکارهای انتخابی جام جهانی 2014 تعداد بازیهای دور از خانهای که بردهاید، بیشتر از مسابقههای خانگیتان بوده است.
وجه مثبتتر و نگاه متفاوت به این قضیه این است که بگوییم تیم ما پختهتر از گذشته شده است، به طوری که توان و تجربه فتح بازیهای دور از خانهاش را دارد. من معتقدم حتی در دیدارهای خانگی نیز ما روند پیشرفت خود را حفظ کردهایم و میتوانیم ضعفهای خود را بیش از پیش کاهش بدهیم. اینها مسائلی است که ما را به رسیدن به مرحله نهایی جام جهانی 2014 امیدوارتر میکند.
در مرحله نهایی این جام چه جایگاه و دستور کاری خواهید داشت؟
قدر مسلم این که ما فقط برای شرکت صرف و حضور در جام جهانی بیستم راهی برزیل نخواهیم شد و هدفمان حضوری قوی در آنجاست.
بدیهی است که نسل فعلی فوتبال کلمبیا را با نسل طلایی دهه 1990 که در سه دوره پیاپی جام جهانی شرکت کرد، قیاس نمایند. در آن نسل امثال والدراما، رینکون و اسپریا حضور داشتند. آیا نسل فعلی واقعا قادر است با آن نسل برابری کند؟
شاید فراتررفتن و حتی قیاسشدن با آنها کاری بسیار سخت باشد و ما نیز به دنبال چنین چیزی نیستیم، زیرا بخشی از اهداف و کارهای اصلیتر ما را محو خواهد کرد. کار و هدفگذاری درست این است که ما راه خودمان را برویم و سبک و سیاقی را که اینک و در اوایل سال 2013 برای ما الزامی و مفیدتر است به اجرا بگذاریم و به واقع خودمان باشیم. تکرار دستاوردهای آن نسل طلایی، هم بسیار سخت و هم موجب تحلیل تلاشهای نسل فعلی خواهد شد، زیرا هر دو احترام و جایگاه ویژه خود را دارند.
سرمربی جدید و معروف تیم ملی برزیل (لوئیس فیلیپه اسکولاری) بتازگی گفته است تیم ملی کلمبیا به شما ختم نمیشود و نیروهای مستعد متعددی را در اختیار دارد. او مثل بسیاری از کارشناسان دیگر، صعود دوباره کلمبیا را مدیون خوزه پکرمن و تواناییها و طراحیهای این مربی آرژانتینی میداند. آیا شما نیز همین اعتقاد را دارید؟
شکی نیست که پکرمن توان و دانشی چشمگیر دارد و بسیاری از مسائل را او برای ما عوض و دچار تغییر و تحول کرده است. او بخصوص در القای روحیه لازم در تیم ملی کلمبیا سهم عمدهای داشته و تاکید کرده است که ما باید با تمام توان خود به میدان برویم و سبک و روال و مهارتهای خود را باور داشته باشیم. به لطف هوش و تجربه پکرمن، کلمبیا تیمی تواناتر و مدبرتر از گذشته شده و با طرح و برنامه به میدان میرود و نوعی تعادل آشکار در آن وجود دارد.
برای شما در حال حاضر اهداف تیم ملی کلمبیا مهمتر است یا دستاوردهای شخصیتان با پیراهن اتلتیکو مادرید؟
حضور در مرحله نهایی یک جام جهانی به قدری مهم است که میتواند هر چیز دیگری را تحتالشعاع خود قرار بدهد. پیشتر هم گفتم هدف ما در تیم ملی کلمبیا فقط رفتن به برزیل نیست، بلکه میخواهیم آنجا هم از مدعیان باشیم و معتقدم تیم ملی فعلی کلمبیا آنقدر توان دارد که از عهده این کار برآید. البته من در ادامه فصل جاری طبعا بیشتر متمرکز بر مسابقههای اتلتیکو مادرید و کارهایم در این تیم خواهم بود، زیرا این تیم نیز باید از زیر سایه وسیع بارسلونا و رئال مادرید خارج شود و این، کار کوچک و کمی نیست.
چه تفاوتهایی بین دوره بعدی جام جهانی و جامهای جهانی قبلی میبینید؟
اگر تفاوتهایشان برای ما در کلمبیا مد نظر است، باید متذکر شوم طبعا فاصله آن با ما در کلمبیا کمتر است و ما بیشتر احساس نزدیکتربودن به خانه را خواهیم کرد.
ما در ایام برگزاری جام در یک محیط آشنا (آمریکای جنوبی) زندگی خواهیم کرد و حس غریبی زیادی بین ما نخواهد بود.
شما پیشتر یک بازیکن قدرتی و سرزن و صاحب توان فراوان در پای راستتان به شمار میآمدید، اما در یکی دو سال اخیر تکامل بیشتری یافتهاید و پای چپتان برای رقبا همانقدر مرگبار شده است. این پیشرفت فنی چطور حاصل آمده است؟
بدیهی است که روی آن کار زیادی انجام داده باشم. قبل و بعد از هر تمرین گروهی در اتلتیکو مادرید، من دقایقی را صرف تمرین روی نیازهای تکنیکی و فردی خودم میکنم و مثلا روی پای چپم که به آن اشاره کردید، کار و با آن ساعتها تمرین شوتزنی میکنم. جالبتر این که بیشتر گلهایم در این فصل با پای چپ بوده و بعضی از آنها بسیار زیبا هم بودهاند. من فکر میکنم این سرنوشت و وظیفه هر کسی است که به فوتبال حرفهای وارد میشود و نباید تحت هیچ شرایطی کارش را پایانیافته بداند و برعکس باید دائم کار و تمرین کند تا بهتر و کاملتر شود.
سایت فیفا / مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: