در ابتدای برنامه واعظی درتشریح دو هدف اصلی وحدت حوزه و دانشگاه افزود: هدف اول، رفع بدبینیها و سوءتفاهمها و فاصلههایی بود که قبل از انقلاب بین حوزه و دانشگاه وجود داشت.
وی ادامه داد: همچنین هدف دیگر همافزایی بین حوزه و دانشگاه و همکاری و تعامل این دو نهاد علمی برای فائق آمدن بر برخی از مشکلات علمی موجود بود.
این استاد دانشگاه و حوزه با بیان اینکه این دو هدف شالوده اصلی تفکر حوزه را میسازد اظهار کرد: به اعتقاد من در هدف اول تا حد نسبی موفقیت حاصل شده و هماکنون ظرفیت حوزه و دانشگاه برای یکدیگر شناخته شده و فاصلههای میان این دو کمتر شده و بدبینیها ترمیم یافته است.
وی ادامه داد: اما با هدف دوم هنوز فاصله زیادی داریم، اقداماتی که انجام میگیرد مقدماتی و سطحی است و ارتباطی با تامین این هدف ندارد.
در ادامه این مناظره، افروغ با اشاره به وضعیت حوزهها در قبل از انقلاب یادآور شد: حوزههای علمیه در آن زمان افرادی چون علامه طباطبایی، شهید مطهری و متفکرانی از این دست را تربیت کرد، اما بعد از انقلاب وحدت حوزه و دانشگاه مطرح میشود، در حالی که باید نسیم حوزه به دانشگاه برسد که نهتنها نسیم حوزه وارد دانشگاه نشد بلکه توفان دانشگاه حوزه را گرفت.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه تصور عموم غلبه حوزه بر دانشگاه است، گفت: اما در باطن، فرم آموزشی دانشگاهها وارد مراکز علمیه شده است. مدرکگرایی و عنوانگرایی در حوزهها باب شد و حوزهها به مباحث حاشیهای پرداختند.
وی اضافه کرد: هماکنون استقلال حوزهها کمتر شده است، حوزهها بیش از آنکه به نظریهپردازی مشغول شوند به تصدیگری و توجیه پرداختهاند.
واعظی در پاسخ به افروغ گفت: اگر توفانی از دانشگاه برخاسته و حوزه را تحت تاثیر قرار داده مربوط به نهادهای اقماری حوزه بوده است، نه متن حوزه.
وی با پذیرفتن کم شدن استقلال حوزه اظهار کرد: هم دانشگاه و هم حوزه مقصر هستند. در دانشگاه روح قالب در اندیشه ما باورمندی نسبت به بنیان علوم انسانی غربی است. فقط اندکی از دانشگاهیان باور دارند میتوان طرحی نو درافکند و همچنین بدنه اصلی حوزه درگیر نشده است.