در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در ارتباط با این اقبال، بارها اینجا و آنجا خواندهایم که نود، صداقت و حقانیت را فدای هیچ ملاحظه غیرفوتبالی نمیکند یا سعی دارد بیطرف باشد و... بارها دلایل بروز این اقبال فهرست شده است. تا اینجای کار، نود در بهترین حالت تنها برنامهای تحلیلی ـ انتقادی (هرچند به واقع در معنای اخص کلمه، تحلیلی و انتقادی) بود و فقط هم از منظر آنها که سرشان گرم فوتبال است قابل بررسی مینمود؛ چنانچه اگر در توجههایی که تا نیمدهه پیش در رسانهها به این برنامه معطوف شده، دقت کنیم فقط ورزشینویس، ناظران و کارگزاران فوتبال را میبینیم که چندوچونهای فوتبالی نود را بررسی و از آن بهعنوان یک برنامه استاندارد تلویزیونی در ارتباط با فوتبال در هفتهای که گذشت، یاد کردهاند. اما در نیم دهه اخیر بر برنامه نود چه گذشته است که حالا این برنامه از مورد توجه بودن به مساله بودن، چرخش ماهیت داده است.
جریانسازی رسانهای
روزنامههای ورزشی بسیاری هر روز روی کیوسکها میآید و همچنان به تعداد آنها افزوده میشود. این روزنامهها در فضای رقابتی بیشتر سعی میکنند درباره رخدادهای مکرر فوتبالی، محتوایی متفاوت نسبت به یکدیگر بپرورانند. آنها بیشتر روزهای هفته را در فکر رسیدن به وجوه تفکیک خود با دیگر رسانههای ورزشیاند و طبعا برخیشان در این راه موفقترند، اما روزهای سهشنبه، اتفاق دیگری برای مطبوعات میافتد. ورزشینویسها در حالی در این روز میانی هفته در محل کار خود حاضر میشوند که تا نزدیکیهای بامداد پای تماشای نود بودهاند و حالا باید مسائل هفته اخیر فوتبال را از مجرای اتفاقاتی که در برنامه دیشب و امروز صبح درباره آن مسائل افتاده به بررسی بنشینند. از اینرو چهارشنبهها روی پیشخوان کیوسکهای مطبوعاتی، اتفاق جالب توجهی میافتد. این مطبوعات همه تلاشهای خود را در باب تمایز و تفاوت، از دست رفته و آن را فدای تنظیم با نوع تحلیل موفق نودی میبینند؛ چون محتوا و فرمت روزنامههای ورزشی و صفحههای ورزشی مطبوعات و دیگر رسانهها در این روز همگی متاثر از یک مساله است: «برنامه نود در رابطه با فلان مساله چه برخورد و تحلیلی داشت و چه جریانی را به راه انداخت یا قوت بخشید؟»
در مبانیهای میدانهای ژورنالیسم و درباره ماهیت رسانهها اغلب خواندهایم یک رسانه اگر همه مولفههای معمول کار خبررسانی و تحلیل را بخوبی به کار گیرد، میتواند به لحاظ استانداردهای رسانهای موفق باشد و فراتر از این رسانههایی هستند که هم بهعنوان یک مدخل قابل بررسیاند و هم با بررسیهای خود، نوعی تحلیل و گفتمان را رایج میکنند و جریانساز میشوند. کمتر پیش میآید امری، هم به صورت یک مدخل یعنی به عنوان عنصری ایستا هرچند استاندارد قابل بررسی باشد و هم بهعنوان یک جریان مطرح شود و جریانسازی هم بکند. نود در چندسال اخیر نشان داده در چنین مدیومی از کار رسانهای قرار گرفته است.
در مصادیق جریانسازی نود همین بس که همه مسئولان فوتبالی، این برنامه را اصیلترین محیط برای اثبات حقانیت خود میدانند و ترجیح میدهند پاسخگوییهایی خود را در قالب این برنامه تحقق بخشند. مثلا در یکی از همین دوشنبههای اخیر، مدیرعامل باشگاه استقلال در پاسخ به پرسشی چالشی از سوی عادل فردوسیپور، مجری نود نخست عصبانی شده و با بیان اینکه این برنامه صلاحیت گفتوگو با او را ندارد، تماس تلفنی را قطع کرد، اما دقایقی بعد تماس گرفت و توضیحاتش را ادامه داد. مسلما صلاحیت نود، به ناگهان و در آن دقایق اندک برای مدیرعامل استقلال مسجل نشد. او میدانست اگر فردا توضیحات تکمیلیاش را در اختیار هر رسانه دیگری قرار دهد، از آن تنها به عنوان غرزدن یاد خواهد شد، در حالی که با ارائه توضیحاتش در نود، بهواقع حقانیت خود را میان طیف گستردهای از علاقهمندان فوتبال به محک گذاشته و علاوه بر این، صحبتهایش را در بیشتر روزنامههای منتشر شده در روز چهارشنبه خواهد دید.
سایه نود بر سر تصمیمگیریهای کلان
جریانسازیهای نود، تنها در ساحت تاثیری که بر نوع تحلیل دیگر رسانهها میگذارد قابل بررسی نیست. از وقتی صداقت و بیطرفی این برنامه برای خیلیها آشکار شد و ناظران رسانهها متوجه شدند عنوان تحلیلی ـ انتقادی چنانکه معمول است برای برنامههایی از این دست باشد، برای نود عنوانی ویترینی و تنها یک پوزیشن تزئینی نیست، نوع برخوردها با این برنامه تلویزیونی نیز عوض شد. این برنامه در طول سالهای پخش، فراز و نشیبهای فراوانی را پشت سر گذاشته است. سال 87 پس از ماهها توقف با حمایت همهجانبه مردم، فوتبالیها و سازمان صدا و سیما به تلویزیون بازگشت و پس از این نیز بارها از سوی مسئولان سازمان تربیت بدنی و حتی مجلس شورای اسلامی مورد انتقادهای شدیدی قرار گرفت و در مقاطعی هم مشکلاتی برای برنامه پیش آمد، اما حالا نود با گذشتن از همه موانع، نهتنها الگویی برای تحلیلهای مسائل روز فوتبال برای دیگر رسانههاست، بلکه خود بر تصمیمگیریهای کلان در حوزه فوتبال اثرگذار است. طبیعی است وقتی برنامهای با حمایت بیدریغ مخاطبانش روی آنتن میرود و با تائیدهای مردمی که تاکنون کسب کرده به نوعی زبان مخاطبانش هم به حساب میآید، کمتر کسی در حقانیت تحلیلهایش تردید به دل راه میدهد. این شمایل، مسئولان را علاوه بر این که در مقابل نود (= مردم) ملزم به پاسخگویی میکند، دادههای خروجی این برنامه را برای تصمیمگیران و تصمیمسازان به عنوان دادههایی لازمالاجرا نیز در نظر میآورد. از اینرو مسئولان تصور میکنند با در نظر نگرفتن پیشنهادهای این برنامه برای برونرفت از مشکلات فوتبال، خود را در مقابل خیل علاقهمندان این رشته ورزشی قرار دادهاند و ترجیح میدهند این پیشنهادها را بررسی و حتی اجرا کنند. دستکم به سه نمونه مهم از این تاثیرگذاریهای نود بر تصمیمگیریهای کلان فوتبالی میتوان اشاره کرد.
سال 89 و در یکی از سفرهای استانی دولت به استان مرکزی قرار بر این شد که تیم نفت تهران در راستای تمرکززدایی از پایتخت به اراک هبه شود. برنامه نود، با روشی منطقی و با تائید مقبولبودن اصل تمرکززدایی، این اصل را در ارتباط با انتقال تیمها مضر میدانست و دلایل قابل قبول و صرفا فوتبالی هم برای ادعای خودش مطرح میکرد. در واقع، حرف حساب نود این بود که فدراسیون فوتبال باید در تصمیمگیریهایش مستقل باشد و وارد مناسبات دیگر نشود. این مخالفت حتی به شکایت نماینده اراک در مجلس از برنامه نیز انجامید؛ اما در نهایت دیدیم تیم نفت با فشارهایی که نود بر تصمیمگیران فدراسیون فوتبال آورد در تهران ماند. سال بعد نیز نود با ویژهبرنامههایی که درباره موضوع مغفول دلالی در فوتبال تهیه و پخش کرد، لزوم مبارزه با این پدیده را به مسئولان گوشزد کرد. تا همین زمان البته بسیاری بر لزوم چنین مبارزهای تائید میکردند و میگفتند این باید به نوعی فرهنگ تبدیل شود، اما نود بود که راهکارهایی ارائه کرد و در واقع آن را به جریان انداخت. پس از این بود که ارادهای نهچندان جزم در فدراسیون در اینباره شکل گرفت.
در همین فصل جاری لیگ برتر فوتبال نیز بنا به پیشنهاد و درخواست سرمربی تیم ملی، فدراسیون طرح عدم برگزاری جام حذفی را تا مرحله اجرا هم پیش برد، اما باز با سد مخالفتهای منطقی و حمایتهای فوتبالیها و مردم از نود روبهرو شد و طرح را کنار گذاشت. بر این اساس میتوان گفت حالا نود، پیشامتن فوتبال ایران است و تنها در انتظار وقوع رخدادها نمیماند تا پس از وقوع، تحلیلشان کند.
تولید گفتمانهای بینابین
یک ویژگی مهم برنامه نود به ایجاد مناسبات فوتبالی با حوزههایی مربوط است که غیرمستقیم درگیر فوتبال هستند. این برنامه، تنها به بررسی حواشی صرف فوتبال اکتفا نمیکند؛ به طور مثال توجه به کسانی که هنگامی سری در فوتبال داشته، اما بنا به دلایلی دچار مشکل شدهاند، مانند آن فوتبالیستی که نیاز به پیوند مغز استخوان داشت و با اعلام برنامه نود با عدد خیرهکننده هزار نفر حاضر به اهدا مواجه شد یا بررسی مسائل حقوقی مربیان و مدیران عامل مانند بررسی کاملا حقوقی پرونده اختلاف علی دایی با فدراسیون فوتبال و باشگاه پرسپولیس، از این دست برقراری مناسبات مرتبط و در عین حال غیرمرتبط با فوتبال است.
نود، با پا گذاشتن به این ساحت، تولیدکننده گفتمانهای بینابین مختلف در حوزه فوتبال از یکسو و در حوزه رسانه در سطحی کلانتر بوده است.
***
همه این ویژگیها و در واقع تولید نوع تازهای از تحلیل و برنامهسازی تلویزیونی سبب شده نود، علاوه بر فوتبالیها، مساله غیرفوتبالیها هم باشد. باز هم میتوان در ارتباط با توجههایی که به نود شده تقسیمبندی تاریخی دیگری قائل بود. همانطور که اشاره شد نود مدتهاست مورد توجه و مساله فوتبالیهاست. با تورق ویژهنامههای نوروزی چندسال اخیر مطبوعات ـ که به بررسی بهترینها در سالی که گذشت میپردازند ـ متوجه میشویم اغلب این برنامههای تلویزیونی مورد توجه است، اما در یکی دو سال اخیر، نود توجه و اظهار نظر غیرفوتبالیها مانند منتقدان ادبی و هنری را نیز برانگیخته است و این تنها ورزشینویسهای مطبوعات نیستند که نود مسالهشان است.
به یاد میآوریم بازیگران و کارگردانانی را که مهمان برنامه نوروز امسال نود بودند و از این ویژگیها گفتند یا اظهارنظر ستایشآمیز نیکی کریمی ـ بازیگر و کارگردان ـ اعضای هیات علمی دانشکده صداوسیما و استادان رشته مدیریت رسانه، حسین پاینده منتقد ادبی و بسیاری دیگر در این باره را. حتی نود به لحاظ کیفیت رسانهایش موضوع پایاننامههایی نیز بوده است. بیشتر این ناظران فرهنگی، از تاثیر شگفتانگیز فرهنگسازیها و اخلاقمداریهای این برنامه بر فرهنگ جامعه میگویند. حسین پاینده، مدرس دانشگاه و منتقد ادبی و فرهنگی که بیشترین دقت و توجه را میان غیرفوتبالیها به برنامه نود داشته است، این برنامه را در حوزه روانکاوی و نشانهشناسی فوتبال، الگویی مهم معرفی میکند و معتقد است این متد تحلیلی میتواند الگوی دیگر حوزهها نیز قرار گیرد. اینگونه که پیداست، نود حالاحالاها سر سازگاری با استانداردهای معمول برنامهسازی تلویزیونی ندارد و به نظر میرسد همانطور که تهیهکننده و مجری این برنامه نیز بارها گفتهاند تا زمانی به حیاتش ادامه میدهد که بتواند فراتر از این استانداردها گام بردارد.
صابر محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: