2 کارشناس ورزشی از روند تولید یک برنامه موفق صحبت می‌کنند

راز ماندگاری برنامه‌های ورزشی

حس غریب و دوری نیست. بیشتر ما حتی اگر علاقه کمی هم به ورزش داشته باشیم زمان‌هایی شده جلوی تلویزیون نشسته‌ و برنامه‌ای ورزشی دیده‌ایم یا از رادیو به برنامه‌ای ورزشی گوش داده و لذت برده‌ایم. با فراز و فرود صدای گزارشگر، هیجان‌مان کم و زیاد شده و حتی حس کرده‌ایم خودمان در ورزشگاه هستیم. برای ما ایرانی‌ها که به نوستالژی‌ها علاقه‌ای سخت داریم و معمولا در آنها غرق می‌شویم، بعضی برنامه‌های ورزشی هستند که از سالیان دور در ذهنمان مانده‌اند. راستی این برنامه‌ها چه خصوصیتی دارند؟ کدام برنامه‌های ورزشی در سه دهه گذشته رنگی از ماندگاری به خود گرفته‌ و چرا این برنامه‌ها ماندگار شده‌اند؟
کد خبر: ۵۲۳۴۳۳

بهمن فروتن به‌عنوان یک کارشناس ورزشی و مربی فوتبال، در این زمینه معتقد است: یک برنامه رادیویی یا تلویزیونی وقتی ماندگار می‌شود که بتواند ارتباط مستحکمی با بیننده برقرار کند و در واقع برای ساختن آنها وقت و فکر به کار گرفته شده باشد. از رادیو و تلویزیون، انواع و اقسام برنامه‌های ورزشی پخش می‌شوند، اما به طور قطع تنها چند تا از آنها در ذهن بیننده ماندگار و پربیننده می‌شود. به این علت که تهیه‌کننده، کارگردان و مجری برنامه ورزشی برای ساخت برنامه خود، سلیقه مردم را بخوبی درک کرده‌، طرحی محکم برای برنامه‌شان داشته‌ و آن را خوب اجرایی کرده‌اند.

آرش راهبر، نویسنده و کارشناس ورزشی هم در مورد این موضوع که چرا برنامه‌ای ورزشی در طول زمان ماندگار می‌شود، نظرات جالبی دارد. او می‌گوید: تعداد کمی از برنامه‌های ورزشی سه دهه گذشته ماندگار شده‌ و هر کدام از این برنامه‌ها یک ویژگی خاص داشته‌اند. یعنی نمی‌توان ویژگی‌های کلی را برای این که برنامه‌ای ماندگار شود، در نظر گرفت. در نظر بگیرید در حال حاضر برنامه «نود»، یک برنامه ورزشی پرطرفدار است و پرطرفدار بودن این برنامه به خاطر شهامت و جسارت مجری است و این که در ساخت برنامه، از قالب‌های کلیشه‌ای فاصله گرفته است. برنامه دیگری که زمانی طرفدار داشت «دایره طلایی» بود.

این برنامه به صورت اختصاصی به ورزش کشتی می‌پرداخت و برنامه‌ای بود که سلیقه مخاطب ایرانی را بخوبی درک کرده بود، چون کشتی میان ایرانیان محبوب است و چنین برنامه‌ای می‌تواند بالقوه پربیننده باشد. البته وقتی به مرور زمان، کشتی ایران افت کرد از محبوبیت این برنامه هم کم شد یا می‌توانم به برنامه «دوربین خبرساز» شبکه خبر اشاره کنم که این برنامه گزارشی ـ خبری هم برنامه‌ای پرطرفدار بود، چون به صورت غیرمنتظره به اماکن ورزشی می‌رفت و پشت صحنه‌ها (و به‌طور ویژه حواشی) را نشان می‌داد که همین ابداع تهیه‌کنندگان، دلیل پرطرفدار شدن برنامه شده بود. اگر بخواهیم کلی‌تر بحث کنیم، می‌توانیم بگوییم وجود مجری باسواد و خوش‌صدا که نکته‌سنج و ظریف باشد، عاملی است که می‌تواند به موفقیت یک برنامه ورزشی خیلی کمک کند.

بسیاری از برنامه‌های ورزشی تنها نوعی تقلید یا اقتباس ساده از برنامه‌های ورزشی‌ای است که در دیگر کشورها ساخته می‌شود. بعضی کارشناسان معتقدند برنامه‌های اقتباسی می‌توانند در برقراری ارتباط با مخاطب موفقیت خوبی داشته باشند و بعضی دیگر هم بر این عقیده‌اند که تنها یک اقتباس ساده نمی‌تواند سلیقه مخاطب ایرانی را پوشش دهد.

فروتن در این مورد می‌گوید: به طور قطع، صرف اقتباس از برنامه‌های ورزشی دیگر کشورها نمی‌تواند جوابگوی سلیقه ایرانی‌ها باشد. وقتی صحبت از استقبال به میان می‌آوریم باید در وهله اول به این موضوع توجه کنیم که سلیقه مخاطب ایرانی چیست. مگر می‌شود میان سلیقه مردم یک کشور با کشوری دیگر فرقی وجود نداشته باشد؟

از دیگر سو، برنامه‌های ورزشی حتی باید سطح سلیقه مخاطب را بالا ببرند. فکر می‌کنید با کپی‌برداری صرف از برنامه‌های دیگر کشورها، چنین موضوعی ممکن است؟ به طور حتم پاسخ این پرسش منفی است. در ساخت یک برنامه ورزشی بیش از هر چیز باید سلیقه مخاطب مورد توجه قرار بگیرد و خود هنرمند باید در این میان صاحب سلیقه و ایده باشد. در غیر این صورت برنامه‌ای که او می‌سازد، پرطرفدار نخواهد شد. برنامه‌سازی موفق می‌شود برنامه پربیننده بسازد که درک کند سلیقه‌های مختلفی میان مردم ایرانی وجود دارد. او باید بتواند برنامه‌ای بسازد که بتواند سطح پسند قشرهای مختلف جامعه، از راننده تاکسی گرفته تا دکتر، مهندس و معلم را پوشش دهد.

راهبر هم در مورد اقتباس از برنامه‌های دیگر کشورها برای ساخت یک برنامه ورزشی، دید چندان بدبینانه‌ای ندارد، اما نظرش به نظر فروتن نزدیک است.

او می‌گوید: به نظر من اقتباس و کپی کردن صرف از برنامه‌های ورزشی دیگر کشورها نمی‌تواند مخاطب ایرانی را جذب کند. حتی اگر در ساخت برنامه‌ای هم از مدل یک برنامه خارجی استفاده می‌شود، باید این برنامه با سلیقه مخاطب ایرانی هماهنگ شود تا پرطرفدار شود. برای مثال، زمانی این بحث مطرح بود که برنامه نود از برنامه‌ای که در یکی از شبکه‌های ترکیه پخش می‌شد، اقتباس شده است. عادل فردوسی‌پور این موضوع را رد نکرد، اما
بر این موضوع تاکید کرد: «من در ساخت این برنامه، فاکتورهای سلیقه مخاطب ایرانی را در نظر گرفته‌ام و از نوع ساخت برنامه ترک هم کمک گرفته‌ام.»

راهبر ادامه می‌دهد: در واقع برای ساخت یک برنامه ورزشی باید به شرایط هواداران و باشگاه‌های ایرانی دقت کرد. همان‌طور که تعریف باشگاه در ایران تا حد زیادی با دیگر کشورها فرق دارد، شرایط و نوع سلیقه هواداران هم متفاوت است. تکنیک برنامه‌سازی مهم نیست. می‌تواند نوعی کپی‌برداری باشد و این اصلا بد نیست، اما زمانی می‌تواند مفید باشد که با فرهنگ ایرانی هماهنگ شده باشد و اینجاست که اقتباس درست صورت می‌گیرد. یعنی در انتخاب مجری، مهمان‌ها و... دقت و به نوعی استانداردهای ساخت برنامه ایرانی در آن لحاظ شده باشد.

جدا از تمام ویژگی‌هایی که یک برنامه موفق رادیویی یا تلویزیونی ورزشی به لحاظ ساخت و محتوا می‌تواند داشته باشد تا مخاطب را جذب کند بدون شک مجری برنامه هم در این میان نقش عمده و اساسی دارد.

فروتن در مورد مجری و گزارشگر برنامه ورزشی می‌گوید: گزارشگر باید صادق باشد. حب و بغض نداشته باشد، یعنی نباید زمان گزارش یک بازی ورزشی برای تیمی که دوست دارد و هوادار آن است، طوری خاص و حق به جانب صحبت کند و در مقابل برای تیم دیگر حقی در نظر نگیرد. مثال ساده این موضوع هم بحث وقت‌کشی است. در بازی فوتبال هر تیمی ممکن است وقت‌کشی کند. بسیاری از گزارشگرهای ما اگر در یک بازی ملی، تیم ایران وقت‌کشی کند، چیزی نمی‌گویند، اما اگر تیم حریف این کار بکند با نوعی اعتراض در مورد آن تیم صحبت می‌کنند. بی‌طرف بودن گزارشگر، اولین اصلی است که باید در گزارش بازی یک گزارشگر موفق در نظر گرفته شود. این موضوع در تمام دنیا هم مصداق دارد. اگر کار گزارشگران خارجی را هم ببینیم، براحتی به این نکته برمی‌خوریم که بسیاری از آنها اگر بازیکن تیم مقابل تیمی که هوادار آن هستند خطایی بکند، براحتی حتی به او ناسزا می‌گویند، اما اگر بازیکن تیم محبوب‌شان همین کار را بکند همواره اعتقاد دارند اصلا خطایی انجام نشده است.

گزارشگر باید عینیت را گزارش کند و به درک و فهم مخاطب احترام بگذارد. از دیگر طرف، باسواد بودن گزارشگر هم خیلی مهم است.

در ضمن گزارشگر باید صدایی گیرا داشته باشد تا بتواند با صدایش مخاطب را تحت تاثیر قرار بدهد. بهترین مثالی که در این زمینه به ذهنم می‌رسد، عطا بهمنش است. او وقایع را همان‌طور که بود گزارش و منتقل می‌کرد. گرمای صدایش همراه با تجزیه و تحلیل مناسبی که از یک رقابت ورزشی داشت، او را به یک گزارشگر موفق تبدیل کرده بود. گزارشگر باید نکات فنی را هم درست بداند تا بتواند وقایع را به درستی تجزیه و تحلیل کند. من فکر می‌کنم با توجه به تمام این ویژگی‌ها واقعا تعداد بسیار کمی گزارشگر داشته‌ و داریم که به معنای دقیق، موفق بوده‌اند. البته از این نکته هم نمی‌شود غافل شد که گزارشگرهای ما اصولا زمان گزارش بازی‌های مربوط به لیگ‌های خارجی، موفق‌تر از گزارش بازی‌های داخلی هستند. چون گزارشگرهای ما مجبورند یک بازی را گزارش کنند که همیشه حواشی آن بسیار زیاد است و ناخودآگاه تحت ‌تاثیر این حواشی قرار می‌گیرند.

راهبر به نکات دیگری در مورد گزارشگر موفق اشاره می‌کند. او معتقد است: ما مقوله‌ای را به‌عنوان گزارشگر صرف نمی‌توانیم تعریف کنیم. گزارشگر در هر حال باید یکسری خصوصیات داشته باشد تا به گزارشگر تبدیل شود.

این خصوصیات را بعضی گزارشگرها به‌خوبی و درستی دارند و به گزارشگری موفق تبدیل می‌شوند و بعضی دیگر هم نه. گزارشگر خوب باید چند بعدی باشد، اطلاعات ورزشی قوی و صدای خوب و گیرا داشته باشد و بتواند مفهوم خبر و گزارش را منتقل کند.

فاصله‌گذاری مناسب بین زمان‌هایی که گزارشگر باید صحبت کند هم مهم است. این که مثلا یک گزارشگر تلویزیونی بداند چه زمانی باید صحبت کند، چه زمانی باید تنها اجازه بدهد تصویر در جریان باشد و... چنین موارد ریزی، اهمیتی فوق‌العاده در موفقیت یک گزارشگر دارد.

من در مجموع فکر می‌کنم اگر بخواهیم تمام این ویژگی‌ها را در نظر بگیریم، تنها 5 درصد گزارشگرهای ایرانی، موفق به حساب می‌آیند.

با این که بسیاری فکر می‌کنند رسانه ملی تنها می‌تواند وقایع مربوط به بازی‌های ورزشی را منتقل کند، اما یک اصل کلی دیگر هم وجود دارد. این که رسانه ملی می‌تواند بر فرهنگ ورزشی کشور تاثیر بگذارد و در واقع این فرهنگ را به سمت بهتر شدن پیش ببرد. اما بحثی که مطرح است، این که در ایران تا چه حد در این زمینه موفق بوده‌ایم یا می‌توانیم باشیم.

فروتن می‌گوید: واقعیت تلخی که در جامعه ورزشی ایران با آن روبه‌رو هستیم این است که ورزش ما همواره در سال‌های گذشته رو به افول بوده است. یعنی چند سال است ما در ورزش ایران پیشرفتی نمی‌بینیم. پس در چنین شرایطی براحتی می‌فهمیم برنامه‌های رسانه‌ ملی نتوانسته‌ مثل بسیاری دیگر از مسائل، بر فرهنگ جامعه ورزشی تاثیر بگذارد و متاسفانه گاه خود این برنامه‌ها هم تحت تاثیر این نابسامانی‌ها قرار گرفته است. یعنی رسانه‌ها مجالی برای فرهنگ‌سازی پیدا نکرده‌ و تنها منتقل کننده نابسامانی‌ها شده‌اند.

راهبر اما معتقد است برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی می‌توانند با رعایت نکاتی بر فرهنگ ورزشی کشور تاثیر بگذارند.

او می‌گوید: تلویزیون و رادیو اگر ابتدا مخاطب‌سنجی کنند و بعد برنامه‌ها را بسازند، می‌توانند تا حدی بر فرهنگ جامعه ورزشی کشور تاثیر بگذارند، اما مهم این است که برنامه‌ها با فکر و پخته باشند و پشت ساخت آنها ایده‌های قوی وجود داشته باشد.

برنامه‌هایی می‌توانند در زمینه فرهنگسازی قوی عمل کنند که به مسائل رشته‌های مختلف ورزشی به صورت ریز و جزئی بپردازند.

به‌طور قطع رادیو و تلویزیون می‌توانند در شبکه‌ای با عنوان شبکه ورزش، برنامه‌های پرطرفداری داشته باشند و حتی به نوعی برای خودشان به تربیت بیننده اختصاصی هم بپردازند؛ اما رسیدن به این مرحله، پیچ و خم‌های بسیار دارد.

فروتن این پیچ و خم‌ها را بخوبی توضیح می‌دهد: شبکه‌های ورزش باید از افراد متفکر و روشنفکر برای ساخت برنامه‌هایشان کمک بگیرند. افرادی که درک کنند در عصر ارتباطات باید به لحاظ معلومات با متفکران دیگر کشورها داد و ستد داشته باشند. این متفکران نباید تنها در یک رشته خاص ورزشی باشند، بلکه باید در ساخت برنامه‌های ورزشی از افرادی کمک گرفته شود که در رشته‌های مختلف ورزشی اطلاعات خوبی دارند. تنها در این صورت است که شبکه ورزش می‌تواند موفق باشد و مخاطب خاص خودش را داشته باشد.

راهبر هم درباره چگونگی ساخت برنامه‌های مناسب در شبکه ورزش صحبت‌های جالبی دارد. او می‌گوید: شبکه ورزش باید برنامه‌سازی قوی داشته باشد. کسی که می‌تواند در مورد فوتبال برنامه بسازد، نمی‌تواند به عنوان مثال در مورد ژیمناستیک هم برنامه خوبی بسازد. باید در ساخت برنامه‌های قوی از افرادی کمک گرفته شود که قدرت تجزیه و تحلیل بالا در مورد رشته ورزشی خاصی دارند تا برنامه‌های شبکه ورزش مخاطب پیدا کنند.

زهرا بیگدلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها