بیمارانی که به جان شهر می افتند

از پلاکاردهای «شهر ما، خانه ما» تا اتوبوس های درب و داغان و کیوسک های تلفن بی سیم دستانی که در نبردی نابرابر با گوشی تلفن می لرزند و با تیزی نوک کلیدها خراشهایی روی سطح زرد رنگ کیوسک ایجاد می شود.
کد خبر: ۵۲۲۶۸

تندی لحن کلام ، منحنی دستها را بالا می برد و عمق خطوط بیشتر می شود، یا چاقویی که به جان پوسترهای تبلیغاتی و پلاکاردهای شهری افتاده و از آنها منظره زشتی را ساخته که چشم هر عابری را می آزارد.
در گوشه دیگری از خیابان ، نوجوانانی که از یک مسابقه فوتبال برمی گردند، از اتوبوس ها آهن قراضه هایی ساخته اند تا صدای طبلشان را به گوش همه برسانند.
شاید شما هم با این انسان ها برخورد کرده باشید، با کسانی که بدون توجه به حقوق دیگران دست به تخریب اموال عمومی می زنند.
چقدر به جنبه های روانی و جامعه شناسی این رفتارها پرداخته ایم و چقدر به دنبال راه حل بودیم تا مردم اموال عمومی را دارایی خود بدانند؛

آموزش ، تنها گزینه رفتار پایدار
دکتر مهدی بدیعی ، روانپزشک معتقد است در زندگی ما همه چیز جنبه روانی دارد و تعاریف ماست که متفاوت است هر کاری که انجام می دهیم از ناخودآگاهمان منتج می شود، حتی وقتی خیلی منطقی به نظر می رسیم.
وی درباره عواملی که موجب می شود تا گروهی دست به تخریب اموال عمومی بزنند، می گوید: نمی توانیم بگوییم تنها یک عامل در این قضیه نقش دارد، عوامل مختلفی دست به دست هم می دهند تا این رفتارها ایجاد شود؛ عواملی مانند ژنتیک ، فاکتورهای محیطی و رفتاری.
این عوامل از هم جدا نیستند، اما این که فاکتورهای محیطی که شامل آموزش های محیطی و مهارت فردی می شود در چه زمانی باید به فرد آموخته شود، اهمیتی اساسی دارد و ترس بسیاری از مادران را برانگیخته است که می گویند: بچه هایمان را خوب بزرگ کرده ایم اما وقتی وارد جامعه می شوند، به سمت آسیب ها گرایش پیدا می کنند، در صورتی که این دیدگاه بسیار غلط است.
سن شکل گیری شالوده رفتاری کودکان تا 7 سالگی است و اگر این پایه را قوی کنیم ، می توانیم به آینده کودکانمان امیدوار باشیم ، زیرا بیشتر رفتارهای آموختنی را تا آن موقع به او آموخته ایم ؛ حتی اگر بروز نداده باشد.
به عنوان مثال ، دروغگویی ؛ فکر می کنیم فرد در بزرگسالی دروغگو می شود، در صورتی که او این رفتار را از کودکی و از رفتار والدینش آموخته است ، اما با توجه به مطالب فوق نمی توانیم نقش گروه همسالان را در نوجوانان نادیده بگیریم.
نوجوانی که به یک مسابقه فوتبال می رود، وقتی رفتار دیگر همنوعان خود را می بیند، برای رها شدن از تحقیر، ارضای حس کنجکاوی ، احساس بزرگ شدن و استقلال ناخودآگاه همرنگ جماعت می شود تا از قافله همسالان جا نماند و مطرود نشود.
از دیگر سو یکی دیگر از ریشه های رفتارهایی که موجب تخریب اموال عمومی می شود به آموزش ندادن و یاد گرفتن نحوه بروز احساسات برمی گردد.
نوزاد با گریه احساسات خود را بروز می دهد، اما نوجوان ما یاد نگرفته چگونه احساسات خود را بروز دهد و می بینیم که حتی برخورد با از دست دادن نمره را هم نمی داند. در حقیقت فرد با این رفتار خود می خواهد خود را به ما نشان دهد، نه حرفها و نیازهایش را.
پاره کردن صندلی اتوبوس ، شکستن شیشه اماکن عمومی و... نوعی حرف زدن است که با زبان معمولمان متفاوت است ؛ این که فرد تصور می کند آنچه فکر می کرده از او دریغ شده ، یا به ایده آل هایش نرسیده ، می توانیم بگوییم بروز هیجان است.
وقتی به نوجوان یاد ندادیم در مواقع خوشحالی چه باید بکند، این مشکلات بروز می کند. آیا به نوجوانمان یاد داده ایم که برای بروز خوشحالی راههای دیگری هم وجود دارد؛
می توانستیم به آنها آموزش دهیم تا هنگام خوشحالی نقاشی کنند، یا برای ارضای هیجان برتری جویی به جای رانندگی با سرعت بالا فرصتهای رقابتی درسی خوبی برایشان ایجاد کنیم.
دکتر بدیعی درباره این که افرادی که به اماکن عمومی آسیب می زنند چه نوع افرادی هستند، معتقد است: «این رفتارها از سوی افرادی اتفاق می افتد که نحوه ارتباط با دیگران را نمی دانند؛ انسان های خطرناکی نیستند و تعدادشان هم زیاد نیست.
عموما کمرو، خجالتی و کم ارتباط هستند که زندگی محقرانه ای دارند، بدون دوست صمیمی و بدون ارتباط خاص ، بدون شغل یا شغل های کم ارتباط».
این گروه به سراغ اماکن عمومی می روند تا به نظر خودشان با آدمهای دیگر حرف بزنند و این تیغ کشیدن ها و شماره تلفن نوشتن ها روی کیوسک ها در این افراد ایجاد لذت می کند و چون این کار از سوی این افراد زیاد تکرار می شود، ممکن است این تصور ایجاد شود که تعدادشان زیاد است.
اینها در یک جمع بزرگ با کسی حرف نمی زنند، اما در موقعیتی خاص به اماکن عمومی آسیب می رسانند. کسانی که به طور عمد دست به این اقدامات می زنند، مخصوصا اگر زیر 13 سال باشند، احتمال تبدیل شدن آنها به عنصر ضداجتماع در آینده زیاد است ، اما کسانی که تحریک می شوند، ممکن است دست از این اقدامات بردارند.
البته از جوان بودن جامعه نباید غافل بود و این که در چند سال آینده از اوج این رفتارها کاسته خواهد شد. این روانپزشک در ادامه با تاکید بر این که باید خود را ملزم به تهیه راهکار بدانیم ، اظهار می کند: اگر وقتی نوجوان اعتراض دارد، راهکار قانونی برایش ایجاد کرده باشیم که به آن اعتماد دارد از سیر اقدامات غیرقانونی کاسته ایم و این وظیفه بر عهده دولت و مراجع قانونی است.
از طرف دیگر، برای شادی و بروز هیجان آنها برنامه ریزی کنیم. در کشورهای دیگر بعد از برد تیمی در مسابقه فوتبال ساعتها ورزشگاه را تخلیه نمی کنند تا هواداران به شادی بپردازند، در حالی که ما این شادی را به خیابان ها می کشانیم.
بیایید به افراد از کودکی آموزش دهیم و به خواسته های منطقی آنها پاسخ دهیم. به طور کلی ، بزهکاری هایی که در اماکن عمومی اتفاق می افتد، عمومی نیست ، بلکه از سوی افرادی خاص انجام می شود.

نابودی وندالیسم با تغییر در مدیریت فرهنگی جامعه
دکتر غلامرضا علیزاده ، جامعه شناس به رفتارهای وندالیستی اشاره می کند و در تعریف آن می گوید: این رفتارها از سوی فردی به نام وندال انجام می شد که به اماکن عمومی آسیب می زد.
بعدها به کسانی که این نوع رفتارها را بروز می دادند، وندالیست می گفتند. وی زخمی کردن اتوبوس ها، شکستن شیشه ها و... را بخشی از جامعه ای که نیروی جوان دارد، می داند و بیان می کند که هیجان در جامعه مانند بارندگی در کوهسار است ، اگر بتوانیم هیجان ها را کانالیزه کنیم ، به انرژی های مثبت می رسیم.
در غیر این صورت ، سیل ما را فرا می گیرد و این کانالیزه کردن باید از سوی مدیریت فرهنگی جامعه انجام شود. وقتی ما در مدیریت فرهنگی ضعف داریم و نتوانسته ایم انرژی پتانسیل جوانان را تخلیه کنیم و مجاری صحیحی هم ایجاد نکرده ایم ، تا از طریق معقول و منطقی این انرژی ها تخلیه شوند، طبیعی است که برون ریز شود و به مجرد ایجاد فضای حقیقی یا شبه حقیقی هیجانات کنترل نشده عمل می کند یا به سمت تخریب اموال عمومی می رود و یا در مسیر مزاحمت های اجتماعی (اعتیاد و آسیب های اجتماعی) پیش می رود و بخشی از خسارت های اجتماعی را ایجاد می کند.
دکتر علیزاده با اشاره به این که این مسائل در همه کشورها وجود دارد، می گوید: جوانان قابلیت دارند که به آنها سمت و سو دهیم ، اما این وظیفه همانند دیگر کشورها به عهده مدیریت فرهنگی کشور است و باید سعی کنند مراسم و مناسک ایجاد کنند (نحوه تزیین محله ، بزرگترین کیک و...) که هم ایجاد رقابت کند و هم از درون آن مشارکت و وفاق اجتماعی را به دست آوریم و هم انرژی های متراکم تخلیه شوند.
متاسفانه ما در این باره ناقص و ضعیف عمل کرده ایم. وی در ادامه با انتقاد از آموزش ترویجی اظهار می دارد که این نوع آموزش هم در فرد ایجاد مقاومت می کند و هم او را دچار پس زدگی می کند؛ بنابراین نمی تواند نهادینه شود. ما باید بتوانیم نگرش را به بینش و بینش را به رفتار تبدیل کنیم.

سمیه افشین فر
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها