در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نیم قرن از آن زمان گذشته و مناظرههای تلویزیونی همچنان برگزار میشود. شرایط اما به کلی با گذشته فرق کرده و ظهور و بروز شبکههای اجتماعی مجازی جریان اطلاعرسانی را دستخوش تغییراتی بنیادین کرده است.
با این توصیفات، در نگاه اول به نظر میرسد مناظره به معنای سنتی و به شکل متعارفش، بهمراتب کمتر از گذشته مورد توجه باشد؛ اما واقعیتها چیز دیگری میگویند؛ بر اساس یافتههای موسسه افکارسنجی نیلسن در خصوص انتخابات اخیر ریاستجمهوری آمریکا، 2/67 میلیون بیننده شاهد اولین مناظره باراک اوباما در برابر میت رامنی بودند.
این مناظره با رقم سرگیجهآور تعداد بینندههایش پس از مسابقات لیگ فوتبال آمریکایی، در رتبه دوم میزان مخاطب در آمریکا قرار گرفت.
میدانیم که رامنی در این مناظره اوباما را مغلوب کرد و امتیاز خود در نظرسنجیها را 4 تا 6 درصد ارتقا بخشید. گاه در نظرسنجیها رتبهبندی در مراحل دوم و سوم مناظره، دستخوش تغییر میشود و با توجه به ماهیت رقابتگونه این مناظرهها امکان پیشبینی این که مردم به پیگیری ادامه آن رغبت نشان دهند، ممکن نیست.
آمار از تاثیرگذاری بالای مناظره حکایت دارد، اما چطور چیزی که قدمتش به دوره لینکلن و داگلاس بازمیگردد ـ یا اگر بخواهید گریزی به دوران کهن بزنید قدمت آن مربوط به دوران یونان باستان و سقراط و جورجیا میرسد ـ قادر به تغییر شرایط ـ آن هم با این مختصات ـ در دنیای کنونی با این حجم از تشتت رسانهای است.
شاید نگاهی کلی به اعتبار برنامههای زنده تلویزیونی راهگشا باشد. در حالی که بعضیها معتقدند در دنیای رسانهای جدید، اعتبار و رتبه خیلی چیزها در دنیای تلویزیون دچار افول نسبی شده، اتفاقاتی که نویدبخش جلب مخاطبان زیادی هستند ـ همچون بازیهای فوتبال، بازی المپیک و رقابتهای فرهنگی هنری- همچنان با موفقیت به کار خود ادامه میدهند.
مناظره اول اوباما-رامنی، با لحاظ همه امکانات و بسترها از جمله پخش اینترنتی بیش از 70 میلیون بیننده داشت و رکورد سی و دو ساله تماشای مناظرههای انتخاباتی را در آمریکا شکست و به همه یادآوری کرد که تلویزیون بیش از هر رسانه دیگری میتواند تاثیرگذار باشد. میزان بینندههای مناظره اول 28درصد از تعداد بینندگان اتفاق مشابه انتخابات سال 2008 بیشتر بود که نشان داد درست در زمانی که خیلیها برای افول تاثیرگذاری تلویزیون حکم صادر میکنند، واقعیتها چیز دیگری میگوید.
جف زاکر، مدیر اجرایی ارشد پیشین شبکه NBC UNIVERSAL با اشاره به اولین مناظره انتخاباتی دو رقیب و ارزیابیاش در این زمینه میگوید: خلق لحظات دراماتیک کارویژه تلویزیون است، حالا چه در قالب المپیک باشد، چه لیگ فوتبال یاهر چیز دیگری. باید پذیرفت که این مناظرهها نوعی نمایش غیرقابل باور را خلق کردهاند. او میافزاید: این مساله موید این ادعاست که «کار خوب همیشه مشتری دارد» و مناظرههای اخیر در زمره نمایشهای خوب بودهاند.رقابتهای انتخاباتی مدرن مترصد تحت کنترل درآوردن همه روند پیروزی در انتخابات هستند اما وقتی نامزد روی صحنه قرار میگیرد دیگر کار چندانی از مجری و مشاور و... برنمیآید. از اینجا به بعد بینندگان ناظر این هستند که چه کسی برنده است و خودشان در این زمینه قضاوت میکنند.
ماتیو دیکینسن، استاد علوم سیاسی دانشگاه میدلبری که بلاگی بهنام قدرت ریاستجمهوری در مورد موضوع انتخابات دارد، میگوید: مناظرههای تلویزیونی هنوز هم میتواند کاری را انجام دهد که از هیچ رسانه دیگری برنمیآید و آن امکان مقایسه همزمان و رودرروی نامزدهاست.
طبق آنچه در افکار عمومی جهان منعکس شد، به نظر میرسید که اوباما مناظره اول را باخته است، البته نه به خاطر حرفهایی که زد یا نزد، بلکه تا حدودی از بابت نحوه ظاهر شدن او در زمانی که صحبت نمیکرد. او بیحوصله، مغرور و عصبی به نظر میرسید، در حالی که رامنی در تمام طول مناظره تلاش داشت در واکنشهایش فردی شوخطبع به نظر برسد. فقط تلویزیون است که با قابلیتهای منحصربهفردش این نوع بازنمایی از احوالات درونی نامزدها را ارائه دهد که دلیل اصلی اشتیاق بینندگان به تماشای مناظرههاست.
آلن شرودر، استاد روزنامهنگاری دانشگاه نورثایسترن و نویسنده کتاب مناظرههای انتخاباتی؛ پنجاه سال تلویزیون پرخطر» میگوید: نحوه تعامل مردم با دنیای سیاست در روز بیست و ششم سپتامبر 1960، روزی که مناظره تلویزیونی بین نیکسون و کندی برگزار شد برای همیشه تغییر یافت. لحظات نادری وجود دارد که چنین کاتالیزوری(مناظره تلویزیونی) برای تغییر به دست میآید.
شرودر میافزاید: پوشش رسانهای رقابتها چنان شدید و فراگیر شدهاند که قدرت مناظره و اجزای موجود در بطن بهدرستی ارزیابی نمیشود. این البته به معنای افول تاثیرگذاری مناظرههای تلویزیونی نیست، چرا بخصوص در جریان رقابتهای انتخاباتی، رسانههای اجتماعی بیش از آن که بتوانند مخاطبان را به خود جذب کنند، کارکرد جذب مخاطب بیشتر برای مناظرههای تلویزیونی را دارند. حتی آنانی که علاقه چندانی به موضوع ندارند خود را در میانه مباحثات داغ اینترنتی در شبکههای اجتماعی مییابند.
از منظر تاثیرگذاری رسانه و تا آن جا که به مساله جذب مخاطب بازمیگردد، مناظرههای سیاسی موفقیتی تمام و کمال به حساب میآیند. همین موفقیت و تاثیرگذاری تلویزیون البته سوالی را به ذهن متبادر میکند؛ آیا پولهای هنگفتی که در جهان صرف انتشار آگهیهای سیاسی و تبلیغ در شبکههای اجتماعی میشود، مغلوب یک حادثه رسانهای مجانی میشود؟ پاسخگویی به این سوال چندان ساده به نظر نمیرسد. پاسخ اما هر چه باشد، این نکته واضح است که مخاطبان صحت و اصالت مناظرهها را بر معجون آگهیهای تهاجمی و برنامههای تبلیغاتی غیرصادقانه ترجیح میدهند و برگ برنده تلویزیون شاید همین نکته ساده باشد.
نیویورک تایمز / مترجم: رضا عباسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: