خاطرات دکتر علی لاریجانی - قسمت 76

14 اردیبهشت 1373 آقای دکتر حبیبی برای افتتاح چاپخانه سروش که چاپخانه مجهزی است حضور یافتند.در این جمع ، حجت الاسلام اژه ای ، مشاور فرهنگی رئیس جمهور هم حضور داشتند.
کد خبر: ۵۲۱۵۷

آقای فیروزان مدیرعامل انتشارات سروش خیرمقدم گفت و گزارشی از کار و دستگاه های جدید ارائه کرد.
آقای حبیبی ابتدای سخنرانی خود به من اظهار لطف کردند و خاطره ای را نقل کردند که ضمنا نشان می داد خودشان چقدر نکته سنج هستند.
گفتند: اولین بار که با آقای فلانی (یعنی من) آشنا شدم ، زمان جنگ بود و او در سپاه بود.
وقتی به اتاق من آمدند، به کتابخانه اطراف جلسه توجه کرد و آثار فلسفی ای که در کتابخانه بود ، نظرش را جلب کرد و با من در این باره صحبت کرد ، آقای دکتر حبیبی رفتار من در همان ملاقات را مبنای ارزیابی خود قرار داده بودند و گفتند همانجا یافتم که او فردی فرهنگی است و علایق فرهنگی دارد.
این روزها به مناسبت سالگرد شهادت آیت الله مرتضی مطهری (قدس سره) چند سخنرانی داشتم و امروز هم یکی از آنها بود.
جدای از نسبت خانوادگی با این مرد الهی ، ایشان به عنوان معلم من تاثیر زیادی بر روح و روان من داشت و باید ادای دین می کردم ; گرچه حق مطلب ادا نمی شود و واقعا ادای دین صورت نمی گیرد ولی در حد وسع امکان پذیر نیست.
امروز درباره شخصیت استاد مصاحبه داشتم و در آن به چند ویژگی این مرد بزرگ اشاره کردم:
1- رسوخ علمی. علامه مطهری در همه کاوشهای علمی خود نشان داده است که با متدولوژی علمی آن بخش کاملا آشنا بوده و آنگاه به نظر می پرداخت که تسلط کافی بر موضوع می یافت.
خلط متدولوژی ساحت های مختلف معرفت ، از امور شایع است. گاه در حوزه بحث عقلیات ، از عرفانیات بهره می جویند و... اما مرحوم مطهری هیچ گاه در بحثهای علمی خود دچار این لغزش نمی شد.
اگر در حوزه تاریخ قلم می زد نظیر بحث «خدمات متقابل ایران و اسلام» از روش خاص بحثهای تاریخی و استنادات آن استفاده می کرد و آنگاه که به بحثهای فلسفی می پرداخت ، ثقل بحث او عقلیات بود.
از جانب دیگر در موضوعاتی که ایشان سخنرانی می فرمود و یا قلم می زد ، همیشه همه اضلاع آن موضوع را رصد می کرد و با تسلط کافی به بحث می پرداخت.
ایشان در قم درسهایی راجع به فلسفه هگل داشتند. متن تدریس ایشان کتاب استیس بود; اما توضیحاتی که درباره هگل می دادند ، نشان می داد حقیقت فلسفه هگل را کاملا یافته اند و چنان نظریه هگل را ارائه می فرمودند که بسیاری می گفتند بهتر از خود هگل ، نظریه او را تقریر می کنند.
2- نکته دوم شکستن قالبهای سنتی بود که گاه در بررسی مسائل علمی جدید بر ذهن کاوشگران تسلط پیدا می کند.
این موضوع در اکثر آثار ایشان دیده می شود. مثلا وقتی درسهایی درباره مبانی اقتصاد ، در منزل داشتند ، درباب مبانی تئوری «ارزش اضافی» کاوش عمیقی را ارائه کردند که در قالب نظامهای سرمایه داری و نظامهای اشتراکی نمی گنجید و نظریه پردازی جدیدی بود.
همین وضع در نظریه ایشان مربوط به مالکیت «ماشین» کاملا دیده می شود.
نظریه پردازی نوین که بیش از هر زمان دیگر در مواجهه ما با مدرنیته ضروری است ، در آثار این مرد الهی دقیقا مشاهده می گردد و متاسفانه در آثار سایر متفکران کمتر دیده می شود.
3- روحیه پارسایی و دوری از شهرت طلبی. تقوا در سرتاپای وجود این مرد الهی سریان داشت.
اهل تهجد و راز و نیاز با خدا بود و بشدت پرهیز می کرد که عده ای زمینه طرح او را در اجتماع فراهم کنند. همیشه از شهرت می نالید.
خاطره ای در این زمینه می تواند این روحیه را بخوبی نشان دهد.
اواخر رژیم طاغوت که مبارزات مردم گسترده شده بود ، اعتصاب بزرگ نفتی هم در کشور به وقوع پیوسته بود ; به طوری که در مقابل جایگاه های فروش نفت و یا بنزین ، صف های طولانی مردم و اتومبیل ها دیده می شد.
یک روز عصر که روزنامه کیهان را خریده بودم به منزل ایشان رفتم. ایشان پرسیدند از بیرون چه خبر عرض کردم به نظر می رسد صف طولانی مردم را خسته کرده است.
ایشان روزنامه را تورق کردند; معلوم بود در فکر هستند. بعد فرمودند: خوب است امام ابتکار عمل را به دست گیرند و عده ای را مامور شکستن اعتصاب کنند تا در حد مایحتاج مردم نفت تولید شود.
امام که تاکنون رهبری مبارزه منفی علیه شاه را به دست گرفته اند ، با این ابتکار ، عملا رهبری اثباتی ایشان هم بر همگان روشن می شود.
نظر بسیار جالبی بود. ایشان با پاریس تماس گرفتند و نظرشان را به حاج احمدآقا گفتند تا به امام منتقل شود.
پیشنهاد ایشان این بود که هیاتی از جانب امام برای نظارت بر تولید نفت در حد مایحتاج مردم مشخص شود.
چند ساعت بعد حاج احمد آقا نظر مثبت امام را به ایشان منتقل کرد. ایشان روز بعد در جلسه شورای انقلاب مخفی مطرح کردند و آقای هاشمی رفسنجانی و آقای مهندس بازرگان را به امام پیشنهاد دادند و همین قضیه تحقق یافت.
با این که طرح و تحقق این فکر تماما توسط شخص ایشان بود اما مایل نبودند جایی این بحث مطرح شود که پشت صحنه این اقدامات ، ایشان هستند.
عصر حجت الاسلام والمسلمین حاج سید احمد آقا خمینی تماس تلفنی داشتند و درباره اخبار صدا و سیما نکاتی را مطرح کردند که جالب بود. قرار شد خدمتشان برسم.
نزدیک غروب ، سرکار خانم توحیدی ، مدیر موسسه راه شایستگان که فرزندانم در آنجا تحصیل می کنند ، تماس گرفت و برای فعالیت های فرهنگی مدرسه ، کمکهای فرهنگی و هنری می خواست.
خانم توحیدی فرد سختکوشی است و کار تعلیم و تربیت را با حساسیت دنبال می کند.
آخر شب بود. آقای دکتر رضا داوری اردکانی مذاکره تلفنی داشتند و برای مجله «نامه فرهنگ» مقاله ای می خواستند. عرض کردم خیلی مشغله دارم ولی تلاش می کنم.
«نامه فرهنگ» مجله خوبی است.وقتی در وزارت ارشاد بودم ، از آقای دکتر داوری تقاضا کردم مسوولیت این مجله را بپذیرند.
ایشان هم لطف کردند و با هزینه کمی این مجله راه اندازی شد و خوب هم اداره کردند.
این مجله جزو نشریات فرهنگی فاخر کشور است. در زمان راه اندازی این مجله ، مقاله ای تقدیم کردم که ترجمه رساله ای از گادامر بود درباره زبان و دیگر هم فرصت کار علمی برای آن مجله را نداشتم ولی همیشه از مقاله های آن استفاده می کنم.

خاطرات دکتر علی لاریجانی - قسمت 75
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها