در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خیلی از ما در روزهای تعطیل به نخستین مسالهای که فکر میکنیم گذشت سریع زمان است. روزهای تعطیل معمولا به ما تلنگر میزند که این قافله عمر عجب میگذرد و عجیب آنکه این روزها و این سالها گذر قافله عمر را انگار بیشتر و سریعتر احساس میکنیم.
بسیاری از ما که فکر میکردیم راه صد ساله را نمیشود یکشبه رفت، حالا وقتی که تند و تند به پنجشنبهها و جمعهها میرسیم آهی هم میکشیم و با خودمان میگوییم: انگار شب و روز ما کوتاهتر از شب و روز پدران و مادران ما بوده است. حالا خیلی از ما تا میآییم به افراد و آدمهای اطرافمان عادت کنیم، میبینیم که بنای رفتن گذاشتهاند. حالا دیگر خبری از عکسهای خاطرهانگیز نیست. انگار زمان و آدمها و اشیا تند و تند در حال رفتن هستند و چشمان ما هنوز به این همه گذر سریع زمان عادت نکردهاند. حالا تند و تند از یکدیگر عکس میگیریم و همه موبایلهایمان پر شده از انواع عکسها. اما دیگر کمتر عکسی روی کاغذ سیاه و سفید یا رنگی چاپ میشود.
خیلی از عکسها را میگیریم و دیلیت میکنیم و ککمان هم نمیگزد. چون یادمان رفته است که هر عکس خاطره است. حالا دلمان برای روزها و شبهایی که دور هم بودیم و انگار تمام نمیشد، تنگ میشود. حالا سال به سال دلمان میخواهد مبلمان منزل را عوض کنیم. تلویزیونمان را سالی و دو سالی یک بار عوض میکنیم، چون هر سال و هر ماه انواع جدید تلویزیونها به بازار میآید و دیگر کسی سالها بعد با یاد یک تلویزیون قدیمی و کوچک در خانهای که بوی بچگیها را میدهد لبخند به لبش نمینشیند.
حتی با ابزارهای جدید هم نمیتوان خاطرهسازی کرد. موبایلهایمان ماه به ماه عوض میشود. حتی اگر بتوانیم هر چند سال یک بار خانههایمان و محلههایمان را عوض میکنیم و بچههای سالهای بعد دیگر شاید ندانند محله پدری و کودکیها یعنی چه؟ حالا زمان زود میگذرد و ما فقط در روزهای تعطیل به خودمان بر میگردیم. روزهای تعطیل فرصت مغتنمی برای خاطرهسازی در کنار هم است. گرچه همه چیز تند و تند در حال عوض شدن است.
صولت فروتن / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: