در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماجرا از این قرار است که زن جوان به تصور این که راننده پیکانی که برایش توقف کرده مسافرکش است، در حالی سوار خودرو شد که جوان دیگری نیز در صندلی عقب نشسته بود اما ناگهان راننده پیکان بعد از مسافتی تغییر مسیر داد. زن جوان که از تغییر مسیر ناگهانی راننده نگران شده بود اعتراض کرد ولی در یک لحظه جوانی که در صندلی عقب نشسته بود با شوکر برقی به وی حمله کرد. دقایقی بعد خودرو در بیابانهای اطراف مشهد توقف کرد. دزدان به زور انگشترهای طلای زن جوان را از دستش خارج کردند و قصد داشتند او را مورد آزار قرار بدهند که با فریادهای زن جوان و مقاومت وی موفق به این کار نشدند و گریختند. زن جوان بعد از رهایی به پلیس شکایت کرد و شماره پلاک خودروی سارقان را در اختیار ماموران قرار داد.
بررسیهای پلیس که با دستورات ویژه قضایی همراه بود مشخص کرد که خودروی پیکان در ساعت ارتکاب جرم در اختیار یکی از بستگان نزدیک مالک خودرو بود. بنابراین متهم اصلی در یک عملیات پلیسی دستگیر شد و مورد بازجویی قرار گرفت. جوان بیست و دو ساله که ابتدا منکر ارتکاب هرگونه جرمی بود با روبهرو شدن با زن جوان به ارتکاب جرم خود اقرار کرد و گفت: قبول دارم. آن روز با یکی از دوستانم زن جوان را سوار و پس از سرقت طلاهایش او را در بیابان رها کردیم.
بنا به این گزارش متهم دوم پرونده همچنان تحت تعقیب قرار دارد. این پرونده در حالی در جریان است که اگر زن جوان غفلت نمیکرد و برای سفر درونشهری سوار وسایل نقلیه عمومی میشد هرگز چنین جرمی بهوقوع نمیپیوست و او چنین حادثه تلخ و تکاندهنده را تجربه نمیکرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: