هم درد داشت، هم میخندید، هم وسط حرفهایش یکی دو باری بغض کرد و.... وقتی گفتیم لطفا شماره حسابت را بخوان مکث کرد و گفت نمیتواند، یادمان نبود که چشمهایش دیگر بجز نور، چیزی نمیبینند، این شد که او گوشی تلفن همراهش را داد به یکی از دوستانش و او هم شماره حساب و شماره کارت را تائید کرد و ما خیالمان راحت شد. روز بعد وقتی یادداشتمان چاپ شد صدها نفر با ما تماس گرفتند و گفتند پول را از طریق شماره حساب 6104337064783341 بانک ملت واریز کردهاند، اما کارت بانکیاش مسدود است.
ما روز پیش از تهیه گزارش شماره حساب و شماره کارت سمیه را بررسی کرده بودیم و هیچکدام مشکلی نداشت پس داستان از چه قرار بود؟
ماجرا این است که سمیه به امید اینکه مردم بلافاصله به او کمک کنند، کارتش را به یکی از بستگانش میدهد تا او به سرعت کارت را بررسی کند و اگر مبلغی واریز شده است آن را برای تامین هزینه جراحی برداشت کند، اما کسی که به بانک میرود با سیستم بانکی آشنا نبوده است و شماره کارت را اشتباه وارد میکند و کارت او میسوزد و روز بعد هم گرچه آنها بارها به مسئولان بانک التماس میکنند که کارتش را به او برگردانند آنها قبول نمیکنند و سرانجام برایش کارتی تازه صادر میکنند به شماره 6104337072412313 تا اگر کسی مایل است با استفاده از این شماره کارت جدید به او کمک کند. ما این شماره را بررسی کردیم و حالا مطمئن هستیم که مسدود نیست و به نام سمیه مهری مادر رعنا و نازنین است. پس اگر خواستید به آنها کمک کنید و مایل نبودید از شماره حسابشان استفاده کنید کمکهایتان را به این شماره کارت، واریز کنید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم