فوتبال پایه ای را سرسری نگیریم

فوتبال پایه ای را سرسری می گیریم و به آداب و رسوم حرفه ای پشت می کنیم ، آن گاه توقع داریم در عرصه نوجوانان و جوانان آسیا نتیجه بگیریم و سر به آسمان بسائیم.
کد خبر: ۵۱۶۳۰

وقتی برنامه مدون نداشته باشیم و عنایت ما به فوتبال پایه ای ، باری به هر جهت باشد، طبیعی است که حباب آرزوهای ما خواهد ترکید و تیرمان به سنگ خواهد خورد.
سالهای سال است که تیم های ملی جوانان و نوجوانان ما، حتی امیدها روی نوار ناکامی گام بر می دارند و دست به عصا حرکت می کنند، اما بنا نداریم از خواب غفلت بیدار شویم و از این باخت های مکرر پند بگیریم.
شکست های پیاپی تیم های پایه ای ما به یک عادت بد در آمده و این که چرا از این ناکامی ها درس عبرت نمی آموزیم ، جای شگفتی دارد.
تیم ملی جوانان ما از مالزی با دست خالی بازگشت و بسان نوجوانان از صعود به جمع تیم های برتر و دریافت بلیت جام جهانی ناکام ماند. باختهای سریالی در پهنه آسیا، سالهاست ادامه دارد و قطعا اگر به خود نیاییم و تدابیر درستی پیشه نکنیم ، آش همین آش خواهد بود و کاسه همین کاسه.
طبق معمول به جای این که علت اصلی ناکامی تیم ملی جوانان را جویا شویم و مطالعه و کنکاش را در دستور کار قرار دهیم ، به بهانه جویی های همیشگی متوسل می شویم تا از این طریق بر تسامح خود سر پوش بگذاریم.

نقش کوچینگ
به زعم بسیاری ، مربیان وطنی در شکست های تمام نشدنی تیمهای ملی پایه نقش اساسی داشته اند. این دسته از فوتبالدوستان و کارشناسان معتقدند باید به مربیان خارجی متوسل شد و از دانش و تجارب آنان در تیمهای پایه بهره گرفت.
در حالی که با امکانات و فضای فعلی ، بهترین و حاذق ترین مربیان روز دنیا هم نمی توانند کاری از پیش ببرند. این درست که نقش کوچینگ حایز اهمیت است ، اما یک مربی ، جادوگر نیست که بتواند با تفنگ خالی به شکار برود.
شق دوم قضیه این است که مراد از استخدام مربی خارجی هنوز در فوتبال ما جا نیفتاده و اصولا چون ما نتیجه گرا هستیم ، هیچ گاه به برنامه درازمدت احترام نمی گذاریم.
اگر کنار سرمایه گذاری و برنامه ریزی ، چند مربی سازنده و مجرب اروپایی را برای یک مدت 4 ساله استخدام کنیم ، حتما به هدف خواهیم رسید و همانند مدعیان و رقبای آسیایی به مقصود خود نزدیک خواهیم شد.
در 2 دهه اخیر هم کشورهای عربی آسیا و هم شرقی ها، برای اعتلای فوتبال پایه ای خود آستین همت بالا زده اند و مزد مرارت و برنامه ریزی منطقی خود را هم گرفته اند. استفاده بهینه از دانش مربیان کار بلد اروپایی ، یکی از معیارهای مهمی است که در اولویت قرار دارد.
این دسته از مدرسان با حضور درازمدت در این کشورها و تربیت ملی پوشان آتیه دار، هم ضریب دانش بازیکنان را مضاعف و هم این که پشتوانه های فعالی را برای تیم ملی بزرگسالان آماده می کنند.
به هر حال این که ما تمامی کاسه و کوزه ها را به سر مربیان وطنی بشکنیم و ساختار غلط فوتبال پایه ای را نشکافیم ، ره به جایی نخواهیم برد. مربیان داخلی را با دست خالی به جنگ تیمهای تا بن دندان مسلح می فرستیم ، آن گاه توقع داریم علیدوستی ها، درخشان ها، مناجاتی ها و... شق القمر کنند.
هیچ کس منکر استخدام مربیان خارجی نیست ، اما باز هم تاکید می کنیم که جذب مدرس غیرایرانی (ترجیحا اروپایی) باید هدفمند باشد. وقتی معلمان روز دنیا در یک زمان 4ساله استخدام شوند آنها، هم می توانند تیمهای ملی پایه ما را هدایت کنند و هم دانش و تجربه مربیان وطنی را بالا ببرند.

لیگ پویا
یکی از عناصر مهمی که در فوتبال پایه ای از منزلتی رفیع برخوردار است ، توجه به لیگ سراسری است ؛ لیگی که استاندارد باشد و بتواند امیدها، جوانان و حتی نوجوانان را تحت پوشش قرار دهد.
چه ایرادی دارد که تیمهای لیگ برتر را موظف کنیم حتما تیمهای امید، جوانان و نوجوانان داشته باشند و از همه مهمتر این که ، چنین تیمهایی را در لیگ شرکت دهیم.
تصور کنید پیش از بازیهای لیگ برتر، تیمهای پایه هم در چارچوب لیگ به میدان بیایند و به عنوان پیش بازی ، به مصاف هم بروند؛ مثلا استقلال با ابومسلم در چارچوب لیگ برتر و تیمهای جوانان یا نوجوانان آنها هم به عنوان پیش بازی ، باهم پیکار کنند.
در صورت تحقق این مهم ، یقین بدانیم انگیزه جوانان را دوچندان می کنیم و در طول یک فصل می توانیم حداقل 30یا 40 بازیکن مستعد را مدنظر بگیریم و آنان را به اردوی تیم ملی فراخوانیم.
با این وضعیت خواهیم توانست در طول سال ، اردوهای مقطعی داشته باشیم و کادر فنی تیمهای ملی جوانان و نوجوانان به طور مرتب این بازیکنان آتیه دار را زیر نظر داشته باشند.
چه خوب است کنار برپایی لیگ ، مربیان سازنده را به کشورهای صاحب فوتبال گسیل کنیم تا آنها از نزدیک با باشگاه ها و تیمهای ملی جوانان و نوجوانان اروپایی زندگی کنند و بر دانش و تجربه خود بیفزایند.

تجربه بین المللی
یکی از نقاط تاریکی که همیشه بر اردوی تیمهای ملی پایه ای ما سایه می اندازد، تجربه نادر بین المللی نزد ملی پوشان است.
بازیکنان ما به سبب آن که سرد و گرم چشیده نیستند در بازیهای سخت کم می آورند و نمی توانند اوضاع را بر وفق مراد خود پیش ببرند. ژاپنی ها چند سال پیش دست به حرکتی سازنده زدند که بعدها مزد این اقدام سنجیده خود را گرفتند.
چشم بادامی ها، جوانان آتیه دار خود را که خمیرمایه کار داشتند به برزیل فرستادند و آنها چندین ماه در سرزمین فوتبال ، دوره های لازم را طی کردند که سپس به ناکاتاها، اوناها، تاکاراها و خیلی از بازیکنان کلیدی دیگر تبدیل شدند.
تیمهای ملی جوانان یا نوجوانان چین ، ژاپن ، کره ، قطر، امارات ، عمان ، عربستان و امثالهم پیش از حضور در مسابقه های آسیایی ، دست کم 20 بازی با رقبای نامدار اروپایی برگزار می کنند یا این که در برزیل و آرژانتین اردو می زنند.
از سوی دیگر، مربیان روز دنیا این تیمهای جوان را به طور مستمر زیرنظر دارند و مسائل فنی و حتی تحصیلی این بازیکنان را با جدیت دنبال می کنند.
به هر حال اگر ما واقعا درصدد هستیم به این ناکامی ها خط بطلان بکشیم و الفبای فوتبال حرفه ای را بیاموزیم ، بهترین گزینه این است که دست از تفکرات سنتی برداریم و به تبادل اندیشه با صاحب نظران احترام بگذاریم. فوتبال روز دنیا و پارامترهای استاندارد را باور کنیم و از همه مهمتر این که صدای زنگ خطر رقبا را جدی بگیریم.

رضا میرزاییان
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها