در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید تا پیش از این نویسنده متوسطی اگر داستانی مینوشت، میتوانست روی تعداد محدودی از خوانندگان آثارش حساب باز کند و میشد گمان کند: بالاخره کتاب پول خودش را در میآورد. اصلا گیرم مشتری هم نداشته باشد چون هزینه چندانی ندارد خودم تمام هزینهاش را میپردازم و از این دست چرتکه انداختنها. چنین گمانهایی دست آخر منتج میشد به چاپ هزاران عنوان کتاب بیفایدهای که نه به ادبیات و پیشرفت آن کمک میکرد و نه به ارتقای سطح دانش مخاطب یا حتی سرگرمی او. حالا اما حکایت متفاوت شده است. در شرایط کنونی با توجه به اوضاع پیش آمده برای کاغذ و قیمتهای چاپ و تولید کتاب، این قبیل حساب و کتابها در توان کمتر کسی خواهد بود. در شرایطی که حتی مجلس هم بدون توجه به عواقب این شرایط کاغذ را در اولویت هفتم و هشتم قرار داده است و ارز ارزان را برای آن ضروری ندانسته، در وضعی که حتی نمایندگان مردم در مواجهه با مساله کاغذ و نتایج مخرب گرانی آن بر فرهنگ ترجیح دادهاند چشمانشان را ببندند، حالا دیگر نوبت خود نویسندههاست که برای نمردن یار مهربان دستبهکار شوند. حالا دیگر مرحلهای است که حساب نویسنده از داستاننویس جدا میشود. از این پس ناشران دیگر فقط هزینه چاپ و تولید آثاری را خواهند پذیرفت که واقعا داستان باشند. یعنی نویسنده آن علاوه بر اشراف بر صنایع و قواعد داستاننویسی کنج عافیت را رها کند و به میان مردم برود. باید سوار اتوبوس و مترو شود. باید در شلوغی جنوب شهر بچرخد. باید درد مردم را با تکتک سلولهایش حس کند. باید حرفی را در اثرش مطرح کند که حاصل مکاشفه باشد و مراقبه و اثری بنویسد که برای سطر سطر و کلمه کلمهاش خون دل خورده باشد. در شرایطی که اغلب ادارات و مراکز دولتی و خصوصی حامی ادبیات داستانی بدون درک درست شرایط موجود همچنان سر به زیر برف بردهاند خود را بهندیدن زدهاند و در وضعی که وزارت ارشاد به تنهایی باید در چنین شرایط سختی بار سالم ماندن ادبیات را بر دوش بکشد دیگر زمان چاپ کردن رمان عشقی مبتذل و سطحی گذشته است. دیگر مجالی برای شعارهای سطحی و بیثمر نمانده است. دیگر جایی برای نویسندههای دور از مردم وجود ندارد. حالا ادبیات داستانی با وجود ادعای مدعیانش به واسطه ناملایمات اقتصادی در حال احتضار است. حالا هفته کتاب است و بهترین فرصت برای نویسندگان تا دور هم جمع شوند و برای جلوگیری از مرگ ادبیات داستانی چارهای بیندیشند. حالا وقت آن است که به جای خود را به ندیدن و نشنیدن زدن و به سود و زیان شخصی و اداری فکر کردن آستینها را بالا بزنند و نسخهای برای این ادبیات بدحال بپیچند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: