3 کارشناس، جنایتی هولناک را بررسی می‌کنند

پشت‌ پرده قتل مادر و دختر

چندی پیش خبری منتشر شد که حکایت از قتل فجیع مادر و دختری داشت. پلیس استان کردستان زمانی جسد این دو را پیدا کرد که غرق در خون بودند و ساعت‌ها از مرگشان می‌گذشت. اهالی خانه به ماموران خبر دادند مقتولان زمانی که شخص دیگری در منزل نبود، کشته شدند.
کد خبر: ۵۱۴۶۷۷

بررسی‌‌های اولیه نشان داد مادر و دختر توسط یک نفر کشته شده‌اند و با توجه به به‌هم‌ریختگی خانه و سرقت مقداری پول و طلا پلیس فرضیه قتل با انگیزه سرقت را مورد بررسی قرار داد. تحقیقات اولیه همچنین فاش کرد این مادر و دختر ثروتمند نبودند و با درآمد کمی زندگی می‌کردند.

آنها رابطه خوبی با زن همسایه داشتند و مرتب رفت و آمد می‌کردند، بنابراین زن همسایه مورد بازجویی قرار گرفت. او گفت از چگونگی قتل این مادر و دختر خبر ندارد، اما تاکید کرد آنها را دوست داشت و با هم رابطه خوبی داشتند. پلیس در ادامه تحقیقات خود متوجه شد زن همسایه و شوهرش به دلیل رابطه‌ای که این زن با مادر و دختر همسایه داشت اختلاف داشتند.

با توجه به این تحقیقات بود که پلیس به مرد جوان مظنون شد و او را مورد بازجویی قرار داد. این مرد در ابتدا گفت نمی‌داند چه اتفاقی افتاده‌است، اما زمانی که با مدارک پلیس مواجه شد دیگر نتوانست انکار کند. مرد جوان گفت مادر و دختر را کشته ‌است، چون در زندگی‌اش دخالت می‌کردند.

او در بازجویی‌ها چنین اعتراف کرد: آنها با خانواده‌ام ارتباط داشتند و در زندگی خصوصی من دخالت می‌کردند. این موضوع من را ناراحت می‌کرد و به همین دلیل هم تصمیم گرفتم آنها را بکشم. زمانی که زن همسایه در خانه بود وارد شدم و در فرضتی مناسب با شلیک گلوله او را به قتل رساندم.

بعد وقتی دختر جوانش وارد شد او را با ضربات چاقو کشتم. آنها می‌خواستند زندگی من را به‌هم بریزند.

ادعای متهم در مورد دخالت دو زن در زندگی‌اش در حالی بود که او هیچ مدرکی در این خصوص ارائه نداد و پلیس متوجه شد این مرد بعد از قتل از خانه خارج شد، اما یک بار دیگر برگشت تا پول و طلا از آن خانه بردارد و به این ترتیب قتل با انگیزه سرقت را رقم بزند.

سعید مرد سی و شش ساله که سابقه‌دار هم نبوده، چرا دست به قتل فجیع مادر و دختر زد؟ چه سرنوشتی در انتظار اوست و چطور می‌شود از وقوع چنین جنایاتی پیشگیری کرد؟

انگیزه واقعی

رابعه موحد ـ مشاور خانواده: اطلاعاتی که از این پرونده وجود دارد نشان می‌دهد فرد متهم که جوانی سی و شش ساله است در مورد انگیزه‌اش واقعیت را نگفته ‌است. آنچه در این پرونده اتفاق افتاده نه به دلیل دخالت دو مقتول در زندگی متهم است و نه به دلیل سرقت، بلکه به نظر می‌رسد این فرد فردی سایکوتیک است و به احتمال زیاد از بیماری روانی رنج می‌برد.

دخالت همسایه در زندگی انگیزه قوی برای یک قتل نیست. آنچه اتفاق افتاده‌ است نشان می‌دهد این مرد دچار پارانویاست. البته برای اظهار‌نظر دقیق‌تر به اطلاعات بیشتری نیاز است و باید بگویم بهترین فرد برای به دست‌آوردن اطلاعات از این مرد همسر و اعضای خانواده‌اش هستند. باید دید این مرد در زندگی شخصی‌اش و با اعضای خانواده‌اش چه رفتاری داشته و چه حرکاتی می‌کرده‌است و آیا رفتارهای او نشانی از بیماری داشته ‌است یا نه.

اما آنچه مسلم است انگیزه‌ای که متهم در مورد قتل عنوان کرده درست نیست و دخالت نمی‌تواند انگیزه‌ برای قتل باشد. ضمن این‌که مطابق اطلاعاتی که به دست آمده مرد متهم بعد از قتل برای صحنه‌سازی و برای سرقت اقدام کرده‌است. بنابراین انگیزه سرقت هم وجود نداشته‌ است.

با توجه به این‌که متهم با سلاح گرم و سرد وارد این خانه شده‌ است و زمانی را انتخاب کرده که بتواند براحتی کارش را انجام دهد با توجه به مسلح‌ بودن این فرد او روی این قتل فکر کرده و نقشه کشیده و قطعا قصد قتل داشته ‌است و همراه داشتن سلاح گرم نشان می‌دهد او آنقدردر ارتکاب این قتل مصمم بوده که نمی‌خواسته هیچ‌کدام از آنها زنده بمانند.

در آخر تاکید می‌کنم مشخص‌شدن انگیزه واقعی این فرد تنها با به دست آوردن اطلاعات بیشتر از رابطه متهم با مقتولان و تحقیق از خانواده‌اش میسر خواهد بود، اما به طور کلی این متهم دارای علائم پارانوئید است.

مراحل رسیدگی

مهدی محمدی ـ حقوقدان: وقتی پرونده‌ای با اتهام قتل تشکیل می‌شود تا رسیدن به نتیجه مراحل مختلفی را طی می‌کند. در اولین گام کسی که پلیس به او مظنون شده ‌است با حکم بازپرس بازداشت می‌شود و سپس مورد تحقیق قرار می‌گیرد، در صورتی که اتهام او از نظر بازپرس تائید شود یا تحقیقات نشان دهد او در قتل نقش داشته قطعا حکم بر بازداشت موقت او صادر خواهد شد و این بازداشت تا به نتیجه رسیدن پرونده ادامه خواهد شد.

بعد از اعتراف متهم در اداره آگاهی او باید از سوی بازپرس هم مورد بازجویی قرار گیرد. با تکمیل تحقیقات اولیه بازسازی صحنه جرم انجام خواهد گرفت. بازسازی صحنه جرم یکی از مهم‌ترین مراحل بازجویی است، چرا که می‌تواند انطباق گفته‌های متهم با واقعیت را نشا ن دهد، در صورتی که گفته‌ها و اعترافات با واقعیت تطابق داشته باشد این فرد با قرار مجرمیت از سوی بازپرس روبه‌رو خواهد شد. البته قرار مجرمیت که بازپرس صادر می‌کند از سوی دادیار اظهارنظر مورد بررسی قرار می‌گیرد و در صورت تائید پرونده برای صدور کیفرخواست آماده می‌شود و نماینده دادستان کیفرخواست را صادر می‌کند.

البته باید توضیح دهم در صورتی که قرار مجرمیت مورد تائید دادیار اظهار نظر قرار نگیرد اختلاف بازپرس و دادیار در دادگاه عمومی مورد بررسی قاضی قرار می‌گیرد و در صورتی که بازپرس قرار را تائید کند کیفرخواست صادر می‌شود. نماینده دادستان می‌تواند همان دادیار اظهارنظر باشد. در این مرحله است که پرونده به دادگاه کیفری استان فرستاده می‌شود. در این صورت است که پرونده متهم در نوبت رسیدگی قرار می‌گیرد. او باید وکیل داشته باشد و در صورتی که وکیل تعیینی نداشته باشد وکیل‌تسخیری از سوی دادگاه برایش انتخاب می‌شود.

در مرحله بعدی پنج قاضی او را مورد محاکمه قرار می‌دهند. قضات رای را صادر کرده و در صورت اعتراض از سوی هر طرف پرونده دیوان عالی کشور آن را مورد بررسی قرار می‌دهد که سه قاضی هم در این مرحله آن را بررسی می‌کنند. سپس پرونده در صورت تائید به اجرای احکام فرستاده می‌شود. وظیفه اجرای احکام است که پرونده را برای استیذان بفرستد و در صورت تائید حکم اجرا خواهد شد. با توجه به این‌که در قصاص مسأله گرفتن جان یک انسان مطرح است، بنابراین دقت زیادی می‌شود و این از مزایای بزرگ دستگاه قضایی ماست.

گفت‌وگو راه حل مشکل

عاطفه کشاورزی ـ روان‌شناس: آنچه در این پرونده به نظر می‌رسد مسأله ارتباط میان فردی است. آدم‌ها باید سعی کنند در زندگی افراد دخالت نکنند و فاصله را حفظ کنند. در واقع باید سعی شود حریم خصوصی دیگران به رسمیت شناخته شود. بسیاری از دخالت‌هایی که اطرافیان اعم از دوست و آشنا در زندگی ما انجام می‌دهند دخالت‌هایی مخرب است و به جای کمک فقط شرایط را بدتر می‌کند. این موضوع بشدت زندگی‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

البته باید تاکید کنم اگر کسی در زندگی ما دخالت کرد نباید با خشونت این دخالت را جبران کنیم. ما باید با گفت‌وگو این موضوع را حل کنیم و ارتباط را کم کنیم، حتی می‌توانیم ارتباطمان را قطع کنیم، اما اجازه قتل نداریم.

درگیری‌هایی که بین زن و شوهر یا سایر اعضای خانواده به وجود می‌آید راه‌حل دارد و ما باید از مشاور خانواده کمک بگیریم و در صورتی که مسأله به وجود آمده ناشی از بیماری روانی یا اختلال شخصیت فرد باشد اقدامات لازم را انجام دهیم. کمک گرفتن از همسایه یا گوش‌کردن به نصیحت‌های افرادی که کارشناس نیستند فقط شرایط را بدتر می‌کند و هیچ کمکی به ما نمی‌کند.

نکته مهمی که باید تاکید کنم مسأله گفت‌وگوست. وقتی در یک خانواده گفت‌وگو وجود ندارد این خانواده بیمار است و روابط سالمی در آن حاکم نیست. اگر مشکل حل نشود خانواده قطعا به سمت ویرانی خواهد رفت و راهی برای آن وجود ندارد. نباید از حرف زدن بترسیم و نباید تحقیر را جایگزین نقد رفتار افراد کنیم. باید سعی کنیم کنار انتقادهایی که می‌کنیم خوبی‌های او را هم در نظر بگیریم و بیان کنیم تا به فرد اطمینان دهیم اگر حرف منفی در مورد او زده می‌شود صرفا نقد اوست و نه دور شدن و تحقیر و بی‌احترامی. باید تاکید کنیم که ما صرفا در مورد یک رفتار او نقد داریم و قصد تخریب شخصیت آن فرد را نداریم.

سارا لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها