در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به وجود آمدن همین سوال در ذهن مخاطب که این سه نفر به دنبال چه میدوند، او را به تماشای ادامه فیلم مینشاند.
هرچند بعد از تیتراژ آغازین به یکباره فضای فیلم تغییر میکند. شهربازی و بازی پرسروصدای بچهها و وسایل بازی را میبینیم و دختری جوان را که به دفتر مدیر شهربازی میرود.
با مواجهه دختر و مدیر شهربازی بخشی از داستان دست مخاطب میآید. پسر مدیر به دختر علاقهمند است و چند روزی است به خاطر مخالفت پدر با ازدواج آنها به خانه نرفته است.
پدر به دختر میگوید فردا برای خواستگاری خواهند آمد اما نباید به پسرش جواب مثبت بدهد. حقوق یکسال او را هم پیش پیش خواهد داد تا با تغییر محل سکونت خود به کلی از زندگی پسرش محوشود.
در همین مکالمات متوجه میشویم خانواده دختر مورد تائید مدیر نیست و با دختر همراه میشویم که به سمت خانه راه افتاده است.
زمانی برای ایستادن، کمکم شخصیتهایش را یکی پس از دیگری به مثابه دانههای تسبیحی که با یک نخ به یکدیگر متصلند به مخاطب نشان میدهد و در این معرفی گوشههایی لازم از زندگی این شخصیتها را به تصویر میکشد.
شخصیتپردازی در این فیلم نه کامل است و نه ناقص و ما به مثابه مخاطب تنها آن بخش از شخصیتهای فیلم را میبینیم که در ادامه مسیر فیلم به آنها نیاز داریم.
یکی از نقاط قوت این فیلم تلویزیونی ـ که میتوان آن را در ردیف تلهفیلمهای خوشساخت تلویزیون طبقهبندی کرد ـ فضاسازی اولیه و گرهافکنی آغازین بود.
ریتم مناسبی هم که این فیلم تلویزیونی از ابتدا تا به انتها داشت از دیگر نقاط مثبتی بود که در موفقیت فیلم تلویزیونی زمانی برای ایستادن نقش داشت.
ضرباهنگ این فیلم در لحظاتی که ایجاب میکرد مخاطب با تب و تاب شخصیتها همراه شود، تند بود و در لحظاتی که نیاز داشت با حال و هوای نقشها همذاتپنداری کند، آرام میشد.
از طرفی در تمام طول فیلم تلاش شده بود روایت داستان یکدست باشد حتی اطلاعاتی که برای گرهگشایی در اختیار مخاطب قرار میگرفت بموقع بود و در بیشتر لحظات، مخاطب یک قدم از داستان عقبتر بود و به همین راحتی نمیتوانست روند داستان را حدس بزند.
این شگرد را که در بسیاری از فیلم و سریالهای تلویزیونی نادیده گرفته میشود، میتوان به فوت کوزهگری تشبیه کرد.
چه بسیار داستانهای جذابی که به علت نحوه روایت نادرست در همان ابتدا، همه سیر داستانی را برای مخاطب برملا میکنند و جذابیت تماشای فیلم در طول 90 دقیقه را از او میگیرند.
بخشی از ضرباهنگ کند فیلمها به ضرباهنگ درونی فیلمنامه یا کارگردانی بستگی دارد و بخش اعظمی از آن به تدوین.
تدوین خلاقانه، پیوند و ادامه مناسب سکانس و نماها نیز میتواند به ریتم مناسب اثر کمک کند و رعایت این نکته در بیشتر لحظات فیلم تلویزیونی زمانی برای ایستادن قابل ملاحظه بود.
این فیلم تلویزیونی یک ویژگی دیگر هم داشت و آن کمبودن دیالوگ بود. نمیتوان کمبودن یا زیادبودن دیالوگهای یک فیلم را به تنهایی در زمره شاخصههای مثبت یا منفی آن ارزیابی کرد، اما در این فیلم استفاده بیشتر از تصاویر برای روایت داستان و دیالوگهای خلاصه شخصیتها و پرهیز از زیادهگویی کمک کرده بود تا مخاطبی که میخواهد در جریان ماجرا قرار بگیرد با تمام حواس آن را دنبال کند.
این فیلم، داستان جوانهایی را به تصویر کشید که بهصورت غیرمستقیم درگیر ماجرایی با محوریت مواد مخدر میشوند و دستگیرشدن آنها و تلاشی که برای رهایی میکنند، بخش اصلی داستان را به خود اختصاص میداد.
نگاه به برخی از مسائل اجتماعی که در لابهلای داستان و به صورتی غیرمستقیم مورد اشاره قرار میگرفت به صورتی کاملا غیرشعاری در بطن داستان گنجانده شده بود و رنجی که خانواده یک معتاد و اطرافیانش متحمل میشوند را بخوبی بیان کرد.
این فیلم نمیخواست نتیجهگیری آشکاری کند و تنها تصویری از چند روز جوانانی را به تصویر کشید که به صورتی کاملا ناخواسته درگیر این مسأله میشوند.
بازیگرانی که در فیلم تلویزیونی زمانی برای ایستادن مقابل دوربین علی سراهنگ قرار گرفتند هرچند غیر از مریم بوبانی کمتر شناخته شده بودند، اما در ایفای نقش و انتقال حس و حال فیلمنامه به مخاطب، موفق عمل کردند.
یکدستی بازی این بازیگران کمتجربه نشان داد کارگردان این اثر با اینکه خودش نیز پیش از این فیلم، تجربه مستقل کارگردانی نداشته، اما به این حرفه اشراف دارد و به ضرورت تداوم حسی بازیگران در سکانسها بخوبی آگاه است.
مبینا بنیاسدی - جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: