در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
واژه قتل بهخودی خود نمادی از ترس، افسوس و ندامت است و بروز آن و رخدادهای تلخی که در این حوزه اتفاق میافتد طبعا خوشایند هیچ جامعهای نیست.
باید پذیرفت زندگی در کلانشهرها خالی از حوادث اینچنینی نیست و روزی را نمیتوان دید که در صفحه حوادث در داخل و خارج کشور خبری از قتل و گزارشهای مربوط به جنایت منتشر نشده باشد.
در تاریخ جنایی ایران قتلهای بسیاری رخ داده است که هرکدام از آنها موجب اندوه و بعضا وحشت مردم شده است. اولین پرونده قاتل سریالی در ایران مربوط به «علیاصغر بروجردی» معروف به «اصغر قاتل» بود که سال 1313 به دار مجازات آویخته شد.
او که بامیهفروش دورهگردی در جنوب تهران بود با فریب کودکان، آنها را به خرابهها میکشاند و پس از آزار و اذیت، کودکان بیدفاع را بیرحمانه به قتل میرساند و حتی پس از دستگیری وقتی به مجازات مرگ محکوم شد؛ یکی از مسئولان پرونده با تندی از او درخصوص چرایی قتلها سوال کرد و این تبهکار با آن که در یکقدمی چوبه دار قرار داشت، گفت میخواستم وقتی بزرگ شدند و مانند تو وکیل و مسئول شدند این چنین با من رفتار نکنند!
اصغر قاتل 25 کودک را در کشور عراق به قتل رسانده بود و پس از سالها وقتی از زندان آزاد شد با قتل یک کودک عراقی دیگر به ایران فرار کرد و 8 کودک را نیز در تهران به قتل رساند.
گرچه پس از اصغر قاتل جانیان دیگری نیز مرتکب جنایت شدند؛ اما دومین قتل سریالی که میتوان از آن به عنوان مخوفترین قتلهای سریالی نام برد؛ در سال 76 رخ داد و یک جوان شهرستانی به نام غلامرضا خوشرو که به «خفاش شب» معروف شده بود به اتهام قتل 9 زن و دختر دستگیر و در مرداد 76 مقابل خانواده قربانیان و مردم با جرثقیل به دار آویخته شد.
پس از آن نیز جنایتهای فردی به نام سعید حنایی در مشهد بود که با فریب زنان خیابانی آنها را با خونسردی به قتل میرساند که این تبهکار نیز 16 زن را از مرداد سال 79 تا سال 1380 به قتل رسانده بود.
سعید حنایی که به قاتل عنکبوتی معروف شده بود در طول محاکمه هیچگاه ابراز ندامت و پشیمانی نکرد و در سال 81 در زندان مرکزی مشهد به دار آویخته شد.
بررسی جرمشناسان و کارشناسان علوم اجتماعی در زمینه شخصیتشناسی قاتلان سریالی خود گویای این واقعیت است که آنها عمدتا در دوران کودکی دچار مشکلات بسیار جدی بوده و با رفتارهایی که شاهد آن بودهاند دچار حقارت شخصیتی شده و به همین دلیل مترصد انتقام از مردم و جامعه هستند.
در طول سالهای گذشته تبهکارانی بودهاند که حتی پس از دستگیری نیز حاضر به اعتراف درخصوص انگیزههای خود از جنایتها نبودهاند که یکی از این محکومان «نظیر ازبک» نام داشت و یک تبعه افغان بود که با وجود کشف جسد پنج زن که توسط وی در ساختمانهای نیمهکاره کشته شده بودند تا لحظه آخر سکوت کرد و راز جنایتها را به گور برد. پرونده جامجم درباره «ده قتل سریالی سالهای اخیر ایران» را از نظر میگذرانید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: