نیکولاس اسمیت بیست و دو ساله نیمههای شب از محل کارش به خانه باز میگشت که در چهارراه خلوتی نزدیک خانهاش در گلوچسشایر انگلیس با عابر پیادهای تصادف کرد. او بعد از برخورد با عابر که زنی جوان بود به راهش ادامه داد و به خانه بازگشت، غافل از اینکه سبب مرگ رهگذر میشود و صبح روز بعد تلویزیون محلی خبر را منتشر میکند.
مادر نیکولاس که متوجه آثار تصادف روی خودروی فرزندش شده و رفتارهای مشکوک او را دیده بود پس از بحث و جدل بسیار توانست حقیقت را از زبان پسرش بشنود و او رامتقاعد کند خودش را به پلیس معرفی و بهکاری که کرده بود اعتراف کند؛ وگرنه نه تنها عذاب وجدان در انتظار اوست بلکه به احتمال قریب به یقین او ماجرا را لو خواهد داد.
نیکولاس مدعی است تحتتاثیر موادمخدر عکسالعمل درستی بعد از وقوع حادثه از خود نشان نداده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم