ارزیابی شما از وضع کنونی سینمای مستند و تجربی چیست؟
هر چقدر دو نهاد مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و انجمن سینمای جوان بالنده و پویا باشند، آینده سینما بیمه میشود. اگر ارتباط این دو نهاد با فیلمسازان جوان که سرمایههای مملکت ما هستند بهتر باشد و اعتماد و همکاری بیشتری داشته باشند، میتوانیم آسانتر به سینمایی که آرزویش را داریم، دست پیدا کنیم. فیلمسازان جوان ما با تصویر و دوربین شعر نقض خود را میگویند. اگر اعتمادی که در دوران دفاع مقدس به جوانها شد و آن حماسهها را آفریدند، به نسل حاضر شود، باز هم حماسههایی را در عرصه هنر و علم خواهیم دید. مشکل ما اعتماد نکردن به جوان ها، روزمرگی و نگاه سیاسی به حوزه فرهنگ است. هر چقدر ما فضا را برای جوش و خروش جوانان فراهم کنیم، آینده را بیمه کردهایم.
منظور شما ارتباط بین مسئولان متولی سینمای کوتاه و مستند و جوانان است؟
من مجموعه نگرش به نیروی جوان را مدنظر دارم. مسئولان باید جلوتر از بقیه حرکت کنند و با جسارت و اعتماد به جوانان، امکانات را در اختیار جوانان قرار دهند. فیلمسازی برای آنها مثل خودسازی است و هر چقدر شرایط تولید فراهم شود، جشنوارهها آبادتر میشود و سینما و فعالیتهای فرهنگی رونق مییابد.
متاسفانه سینمای مستند و کوتاه در عرصه تولید و اکران دچار مشکلهای جدی است. راهکار شما برای برون رفت از این وضع چیست؟
سال 75 تا 83 بیش از 300 برنامه از تلویزیون با عنوان «فیلم کوتاه» پخش شد که در کنار تولید فیلمهای تجربی، فرهنگسازی هم رخ دهد. سینما فلسطین هم اقدام به نمایش فیلمهای مستند و داستانی که بتازگی تولید شده بودند، میکرد که حتی به خاطر دارم اولین فیلم مرحوم ابراهیم اصغرزاده در این سالن نمایش داده شد. این فضا، فضای اعتماد و پاتوقی برای فیلمسازان جوان بود تا با هم مراوده داشته باشند و آثار یکدیگر را ببینند. از طرفی هم جامعه دانشجویی که نیروی بالقوهای محسوب میشوند، در عرصه فیلمسازی ورود کرد و ما شاهد بودیم دانشجویان رشتههای غیرهنری هم فیلم میساختند، اما دیدگاهی که متاسفانه همچنان نسبت به سینمای مستند و کوتاه وجود دارد، نگاهی زینتی است و تحت تاثیر سینمای بلند قرار دارد. این سینما مانند فرزند کوچک خانه است که همه دوستش دارند ولی فضای کار به او نمیدهند.
متاسفانه فضای سینمای کوتاه و مستند به گونهای شده که همه در پی ساخت فیلمهای سفارشی هستند. به نظرم سفارشیسازی یکی از معضلاتی است که در چند ساله اخیر گریبان این سینما را گرفته است.
نکته: متاسفانه فضای سینمای کوتاه و مستند به گونهای شده که همه در پی ساخت فیلمهای سفارشی هستند. به نظرم سفارشیسازی یکی از معضلاتی است که در چند ساله اخیر گریبان این سینما را گرفته است
بله، برخی فیلمسازان به این سمت سوق داده شدهاند. ولی اعتقاد من این است هر چقدر طیفهای مختلف، با سلیقهها و نگاههای مختلف فیلم بسازند، شرایط فرهنگی جامعه بهتر میشود. در روند کار مستند اینکه از هر نوع دیدگاهی تجربهای داشته باشیم، فضای مطلوبی بخصوص در عرصه مستند اجتماعی پدید میآورد که به سازندگی منتهی میشود. ولی متاسفانه ما کمی بیصبری میکنیم و جسارت لازم را نداریم. در حالی که حوزه فیلم کوتاه را جرات و جسارت میسازد.
اگر ما این فرصت را به فیلمسازان ندهیم، به سمت آثار بیخاصیت و سفارشی میروند که برای سینما مضر است. اینکه فکر کنیم این وظیفه حوزههای دیگر است تا چنین فیلمهایی بسازند، اشتباه است. مسئولیت مثلا تلویزیون با حوزه هنری و انجمن سینمای جوان فرق دارد و هر کدام مسیرهای متفاوتی دارند.
ما الزاما فیلمی نمیسازیم که نمایش دهیم. ما فیلم میسازیم تا فیلمسازمان تجربه و رشد کند. حوزه فیلم کوتاه و مستند، حوزه تجربه است، زمان میبرد تا به فیلمی درخور نمایش برسد و این اشکال نیست، یک آزمایشگاه است. حوزه، حوزه تجربه و جای خطاست.
یک فیلمساز، پنج سال فیلم میسازد و تجربه میکند و در نهایت یک اثر درخور از او به نمایش در میآید، کار یک فیلمساز تجربی این است و ما نباید خلاقیت او را محدود کنیم.
اما ما مثل سابق شاهد آثار درخور در سینمای مستند و کوتاه نیستیم.
ما در سرزمینی زندگی میکنیم که پر از گنج و استعداد است. مشکل ما اعتماد نکردن و فقدان فضای تعامل برای جوش و خروش استعدادهاست. متاسفانه ما به فیلمسازمان اعتماد نمیکنیم و فضای تجربه نمیدهیم و از طرفی هم سینمای کوتاه و مستند را حوزه سوم و چهارم میدانیم. ما آن ارزشی را که برای سینمای حرفهای قائل هستیم و بودجهای که در اختیار این بخش قرار میدهیم، برای کشف یک استعداد سینمایی نمیگذاریم. به نظر من برای استعدادیابی باید فضای آن از سوی سازمانها و نهادها فراهم شود و دوستان دست به دست هم بدهند و به این سینما کمک کنند.
دلیل اینکه سینمای کوتاه و مستند ما کمتر از قبل در عرصههای جهانی نمود دارد، چیست؟
من همیشه گفتهام، انقلاب اسلامی، انقلاب داخلی نبوده و رویکرد انقلاب ما جهانی است. خطمشی ما باید این باشد که فرهنگ اسلامی و تمدن خود را در جهان متجلی کنیم و هر جا که امکانش وجود دارد حضور پیدا کرده و با نگاه فرهنگی خود در جشنوارهها شرکت کنیم. افق انقلاب ما این است که در تمام دنیا اول باشیم و مدیریت فرهنگی هم باید انرژی خود را برای بالا رفتن از قلههای جهانی بگذارد.
آزاده کریمی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم