مردان حاضر نیستند از زنان دستور بگیرند

سالهاست زنان ، با حضور در عرصه های مختلف شغلی ، به فعالیت های اجتماعی و اقتصادی مشغول اند. پیش از آن نیز زنان همواره به عنوان نیروی کار در عرصه اقتصاد خانواده فعال بوده اند.
کد خبر: ۵۱۱۱۱

کار در مزرعه و کسب درآمد از طریق مهارت های هنری و فردی نظیر خیاطی و قالیبافی ، از گذشته های دور، جزو فعالیت های اقتصادی زنان بوده است.
با این همه ، مشاغل زنان اغلب کم درآمد بوده و امکان رشد در آن کم بوده است. درآمد زنان از طریق کشاورزی و دامداری به طور مستقیم در اختیار خانواده قرار می گرفت و امروزه نیز زنان سهم چندانی از نتیجه فعالیت های اقتصادی شان ندارند.
از سوی دیگر، منزلت و جایگاه شغلی زنان ، تابع نابرابری های جنسیتی است.


آمارهای جهانی نشان می دهند که درصد زنان شاغل ، روزبه روز و در تمام قاره های جهان رو به افزایش است. براساس این آمارها، در حال حاضر مجموعا 70درصد زنان از نظر اقتصادی فعال اند و این رقم در سالهای آینده افزایش خواهد یافت.
علت اصلی در افزایش این رقم ، تحولات اجتماعی و سیاسی دوران جدید و تاثیر آن بر مسائل مربوط به زنان است. توسعه اقتصادی و پیشرفت زنان در مسائل تحصیلی و آموزشی موجب شده است زنان از یک سو مهارت های لازم را برای کسب مشاغل گوناگون به دست بیاورند و از سوی دیگر، تحصیلات ، موجب آن شده است که خانواده ها کم جمعیت تر شوند و شرایطی مناسب تر برای فعالیت های اقتصادی و شغلی زنان فراهم شود.
هرچه زنان تحصیلکرده تر باشند، احساس نیاز به استقلال شغلی و حضور در عرصه های اجتماعی در آنها بیشتر است. زنان متعلق به اقشار کم درآمد و آنان که از تحصیلات چندانی برخوردار نیستند، عمدتا تحت فشار مسائل اقتصادی به کار رومی آورند.
فضای فرهنگی کشور ما، فضایی متاثر از باورها و آداب و رسوم و تفکراتی است که در مقابل اشتغال زنان قرار دارد. براساس پژوهش های آماری و همچنین تجربه های موجود در زندگی روزانه ، می توان دریافت که با وجود اشتغال درصد بالایی از زنان ایرانی ، تفکر غالب همچنان بر حضور زن در خانه تاکید می کند و اصلی ترین وظیفه یک زن در چارچوب فعالیت های او در محیط خانه تعریف می شود.
بی تردید وجود چنین تفکری در لایه های مختلف اجتماع ، بر سیاست های کلی و قانونی اشتغال زنان ، اثر می گذارد. بر این اساس ، یکی از مهمترین موانعی که بر سر راه اشتغال زنان و پیشرفت شغلی آنها وجود دارد، مساله تاهل است. از نظر قانونی ، «مرد می تواند زن را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود زن باشد، منع کند.»
براساس این قانون که مصوب سال 1361است ، میزان و ملاک تشخیص منافی مصالح خانواده بودن شغل ، عرف است و شوهر اختیار مطلق دارد تا زن را از کار کردن بازدارد و در صورتی که زن اعتراضی داشته باشد، باید به دادگاه مراجعه کند و از این طریق حق اشتغال کسب کند.
وجود چنین قانونی ، به شکلی کاملا عاطفی و نامحسوس در زندگی زنان ایرانی ، به چشم می خورد. زنان یا ممانعت مرد را به شکل آمرانه می پذیرند یا از لحاظ عاطفی به آن تن می دهند. شرایط زندگی خانوادگی ، وجود فرزندان و وظایف خانوادگی زن ، باعث می شود محیط کار خود را ترک کند و یا اساسا به دنبال کسب شغل نباشد.
هنگامه عزیززاده ، جامعه شناس می گوید: «تفکرات سنتی حاکم بر جامعه ، در این زمینه حتی بر خود زنان هم اثر گذاشته است . زنان باور می کنند که مهمترین وظیفه آنها خانه داری است و چون مشارکتی از جانب مردان در این گونه امور وجود ندارد، زنان از عهده انجام همزمان همه کارها برنمی آیند.
این است که ترجیح می دهند پس از ازدواج از شغل خود کناره گیری کنند و اصرار چندانی بر این مساله نداشته باشند.»
این جامعه شناس بر تغییر سیاستگذاری ها درباره اشتغال زنان تاکید می کند و می گوید: «تغییر دادن باورها دشوار است و نیاز به زمان دارد؛ اما سیاستگذاری ها قابل تغییرترند و می توانند از آن سو، بر باورها اثر بگذارند.»
او تاکید می کند که مسائل عرفی و اجتماعی ، سهم بزرگی در ایجاد نابرابری های شغلی برای زنان دارند؛ چراکه عدم حضور زنان در عرصه ، از آنان موجوداتی ناکارآمد و بی تخصص می سازد.


سهم زنان؛ مشاغل کم درآمد و کم ارزش
با وجود این که درصد زنان شاغل در ایران و جهان قابل توجه و رو به افزایش است ، اما ارزش گذاری این درصدها، از جنبه دیگری صورت می گیرد. مشاغلی که زنان در آن مشغول کارند، مشاغلی کم ارزش و در نتیجه کم درآمدترند.
تفاوت های موجود در شیوه آموزش زنان و مردان و این که آموزش ها زنان را برای خانه داری و مردان را برای کسب مهارت های شغلی تربیت می کنند، باعث می شود مهارت و تخصص زنان برای کسب مشاغل تخصصی تر، پایین باشد. مدیر یک کارخانه بزرگ تولیدی می گوید: «زنان بیشتر در بخشهای خدماتی و غیرتخصصی مشغول کارند.
بخشهای مدیریتی و تخصصی ، نیاز به مهارت هایی دارند که فکر نمی کنم در زنان ما وجود داشته باشند. آنها به علت حضور کمتر در این بخشها، تجربه کافی ندارند و به کار گماشتن آنها در این بخشها ریسک بالایی دارد.»
به همین دلیل است که زنان بیشتر به سمت کارهایی کشیده می شوند که به کارهای زنانه مشهورند و چون به مهارت خاصی نیاز ندارند، مسوولیت شغلی شان کمتر است و در نتیجه دستمزدی که به این گونه کارها تعلق می گیرد، بسیار پایین است.
نکته ای که در اینجا قابل توجه است ، این است که علاوه بر این که تفکرات حاکم بر جوامع ، در تفکیک جنسیتی مشاغل اثر می گذارند، برخی سیاست ها نیز به این جنبه دامن می زنند. براساس مصوبه ای که شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان سیاست های اشتغال زنان در جمهوری اسلامی ایران تصویب کرده است ، کلیه مشاغل با نگاه جنسیتی به 4 دسته تقسیم شده اند که برخی از آنها مطلوب عرف و شرع ، برخی قابل توصیه و برخی علی السویه اند و دسته چهارم مشاغلی هستند که با عنوان مشاغل مردانه تعریف شده اند.
خانم جوانی که مهندس عمران است و در یک شرکت عمرانی کار می کند، می گوید: «برای این که به رئیس شرکت بقبولانم که من هم می توانم در ماموریت های شغلی حضور داشته باشم ، سالها زحمت کشیدم. البته او هم تقصیری نداشت. می گفت من به خاطر زن بودن ، باید تابع برنامه های خانواده باشم که شاید به من اجازه حضور در چنین ماموریت هایی را ندهد.
البته من پافشاری کردم و خودم مسوولیت خیلی از پروژه ها را به عهده گرفتم. با این حال خیلی از خانم هایی که تازه استخدام می شوند، بیشتر به سمت کارهای اجرایی و غیرتخصصی سوق داده می شوند.»


آمار چه می گوید؛
براساس آمارهایی که از پژوهش های 5سال گذشته سازمان جهانی کار به دست آمده است ، زنان در سالهای اخیر توانسته اند میزان مشارکت خود را در رده های بالاتر شغلی ، نظیر مدیریت و ریاست افزایش دهند.
این آمار که حداکثر و در بهترین شرایط به 35تا 37درصد می رسد، متاسفانه رشد چندان سریعی ندارد. با وجود تحولات سریع اجتماعی و اقتصادی که زمینه مشارکت زنان را در این رده های شغلی بیشتر فراهم می آورد، سیاستگذاران هنوز بر این عقیده اند که کفایت لازم برای احراز این مشاغل در زنان وجود ندارد.
عزیززاده می گوید: «با وجود این که درصد زنان تحصیلکرده و ماهر همچنان رو به افزایش است ، اما محدودیت حضور زنان در عرصه عمل باعث شده که درباره زنان اعتماد لازم برای تصدی مشاغل در سطوح بالاتر وجود نداشته باشد.»
در چنین شرایطی ، بنای کارفرمایان و سیاستگذاران شغلی ، به این است که زنان قابلیت مشاغل رده بالا را ندارند. در موارد استثنایی هم زنان با انواع کارشکنی ها مواجهند.
در شرایطی که یک زن به عنوان مدیر ارشد مشغول به کار است ، علاوه بر این که مجبور است وظایف سنگین و دشوار کاری را بر عهده بگیرد؛ از سوی دیگر ناچار است در مقابل عوامل افزاینده فشار نظیر برخوردهای نامناسب مدیران هم سطح ، کارشکنی کار مردان مذکر و ناباوری زنان همکار نیز تاب بیاورد.
زنی که مدیر یک شرکت تولیدی تابع دولت است ، می گوید: «بعد از 15 سال فعالیت متمرکز در همین شرکت ، برای مدیریت پیشنهاد شدم. علاوه بر این که تا مرحله انتخاب مورد تردید بودم ، بعد از شروع به کار کردم تازه متوجه شدم که با چه موانعی مواجهم. کوچک ترین اختلال در کار را به حساب ناتوانی من می گذاشتند. بعضی همکاران مرد، تا مدتها حاضر نبودند از یک زن دستور بگیرند.»
این زن که 5سال است به عنوان مدیر فعالیت می کند، چنین اضافه می کند: «درباره مدیریت زنان شبهات زیادی وجود دارد که بیشتر آنها به برداشت های غلط جامعه مردسالار برمی گردد. مردها، مدیران زن را کج خلق ، عصبی و نادان می دانند، در حالی که چنین نقطه ضعف هایی در مدیریت مردان هم وجود دارد.»
سوءبرداشت ها و ناباوری ها، در عرصه عمل هم به شکل دستمزد نابرابر، رخ می نمایند. در بیشتر موارد، در شرایط مساوی ، حقوق یک زن از حقوق مرد هم طراز او کمتر است.
زنان نیز به دلیل محدویت های موجود، مجبور به پذیرش شرایط تحمیلی هستند. زنی که کارمند یک اداره است ، می گوید: «از نظر میزان کار و تخصص ، بین من و همکار مردم ، تفاوتی نیست... اما رئیس شرکت معتقد است که من احتیاجی به حقوق اضافه ندارم ، چون در هر صورت کس دیگری نان آور خانه ماست...».
برخی دیگر از کارفرمایان نیز زنان را به دلیل داشتن مشاغل خدماتی و غیرتخصصی ، شایسته دریافت حقوق بالا نمی دانند. در مجموع کار زنان در مقایسه با کار مردان کاری کم ارزش و کلیشه ای تلقی می شود و این شرایط دشوار درباره زنانی که در مشاغل سطح پایین مشغول به کارند، چند برابر است.
با این همه ، ورود زنان به عرصه فعالیت های اقتصادی خصوصی و تداوم حضور آنها در این عرصه ها، نوید بخش حذف این نابرابری هاست ، به گونه ای که امید می رود در آینده ، با حذف موانع فرهنگی و به یاری قوانین حمایت گر، زمینه برای ورود و حضور هر چه بیشتر زنان در عرصه های مختلف اجتماعی ، فراهم شود.

نعیمه دوستدار
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها