گفتوگوی ما با آشنا از همان دوران اسارت آغاز شد و آرامآرام به سمت سیاستگذاریهای کلان حوزه تئاتر رفت و او خیلی شفاف درباره برخی ابهامهای نظارتی و حمایتی در تئاتر کشور سخن گفت، تا آنجا که حتی مصداقهایش را هم آورد.
او معتقد است این روزها میان اغلب تئاترهایی که روی صحنه میرود با نیازهای مردم تناسب چندانی برقرار نیست و از طرفی هنری که صرفا متکی به حمایتهای دولت باشد در نهایت از ناکجاآباد سر درمیآورد.
تا جایی که میدانم شما در جریان جنگ تحمیلی حضور داشتید و 30 ماه در اسارت بودهاید. کمی برایمان از آن روزها بگویید.
روزهای جنگ یعنی روزهای طلایی ایران. حتی اگر بگویم روزهای طلایی تاریخ اسلام هم اغراق نکردهام. آن روزها هیچ کس به فکر حفظ جان خودش نبود و همه میرفتند که وطنشان را حفظ کنند؛ حتی به قیمت جانشان. هیچ وقت آن روزها از ذهنم پاک نمیشود. واقعا دورانی طلایی بود. ایران در شرایطی بود که تازه انقلاب رخ داده بود و دستش خالی بود. همه دنیا مقابل ما ایستاده بود و ما مجبور بودیم مقابل دنیا بایستیم. بیرون کردن شاه از کشور با دست خالی خیلی فرق دارد تا ایستادن مقابل دشمن خارجی. در خط مقدم جبهه ما فقط ایمان داشتیم و اعتقاد و باور. در جبهه وقتی اسیر شدم به وضوح سربازان دیگر کشورها را دیدم؛ سودانی، یمنی، مصری و خلاصه همه آمده بودند که ما را شکست دهند و در این شرایط وقتی ما صدام را شکست دادیم یعنی دنیا را شکست دادیم. آن دوران همه ما میرفتیم، حتی به قیمت جانمان هم که شده وطنمان را نجات دهیم.
چه کسی میتواند باور کند که هشت سال جنگ را جوانانی اداره کردهاند که هیچ دوره نظامی ندیده بودند و در این شرایط مقابل قدرتهای بزرگ دنیا ایستادهاند؟ شهید باکری بیست ساله بود، محسن رضایی بیست و پنج ساله بود و دیگر سرداران جنگ هم همگی جوانهایی بودند که با توکل به خدا مردانه ایستادند و از وطن دفاع کردند.
تا جایی که میدانم در دوران اسارت همراه مرحوم حاجآقا ابوترابی هم بودهاید.
بله. این سعادت را داشتم که کنار ایشان باشم و میتوانم بگویم آن روزها برایم لحظهلحظه خاطره است.
بگذارید بپردازیم به مرکز هنرهای نمایشی وزارت ارشاد که هماکنون مدیریت آن را به عهده دارید. هنرمندان تئاتر همیشه گلایههای فراوانی دارند. پذیرفتن مدیریت در این مرکز به نظر دشوارتر از دیگر مراکز وزارت ارشاد میرسد. چه برنامهریزی در ذهنتان داشتید که این مسئولیت را پذیرفتید؟
حدود 17 سال است که ارتباط مستقیمی با نمایش دارم. خوب میدانم مردم، هنرمندان و مسوولان از تئاتر چه میخواهند. بالندگی تئاتر در کشور ما نیاز به اتفاقاتی دارد که فکر میکنم آنها را میشناسم و میتوانم با کمک هنرمندان و مسوولان برنامهریزی کنم.
این اتفاقات چیست؟
اولین اتفاقی که به آن نیاز داریم، پافشاری بر هویت ایرانی است. این که بپذیریم مسلمان و ایرانی هستیم و چارچوب فرهنگی خاص خودمان را داریم. در صورتی که این موضوع را بپذیریم برای ماندگار شدن یک اثر خواه نمایشی، خواه مکتوب آن را مبتنی بر فرهنگ و هویت ایرانی پیش میبریم. به عنوان مثال در تاریخ ادبیات کشورمان شاهنامه بیش از هر اثر دیگری ماندگار شد، چون متونش متناسب با فرهنگ ایرانی بود. ما برای نگارش نمایشنامه هنوز از ساختار «هملت» بهرهبرداری میکنیم، چون بر اساس فرهنگ اصیل جامعه خودش نوشته شده و همه دنیا آن را پذیرفتهاند.
مسأله اقتباس در همه دنیا انجام میشود و امری طبیعی است.
بله. من با اقتباس مخالف نیستم، اما معتقدم در مواجهه با متون خارجی و اقتباس از آنها باید نیمنگاهی به فرهنگ خودمان داشته باشیم. ما باید بتوانیم متنهای تئاتر را به بومیشدن نزدیک کنیم، چون نیاز اصلی تئاتر ما متن و محتواست. تئاتر با متن زنده است و با آن رشد میکند. چون اساس کار در این هنر متن و درام است و اگر داستان خوب نداشته باشیم، کارگردان هم نمیتواند کاری بکند. به همین دلیل بحث شکلگیری بنیاد ادبیات نمایشی را جدی گرفتم و آن را شکل دادم. اولین جشنواره نمایشنامهنویسی را هم در سطح ملی داریم برگزار میکنیم، چون معتقدم برای داشتن تئاتر خوب بیش از هر چیز باید به فکر تولید متن خوب باشیم.
طرح استقرار گروههای تئاتری که از سوی شما اعلام شد، طرح بسیار خوبی است که هنوز عملی نشده است. آیا این طرح امسال اجرایی میشود؟
همه برنامهریزیهای اجرایی این طرح مشخص است و یقینا امسال اجرا خواهد شد. در حال حاضر به دفتر آقای شاهآبادی، معاون هنری وزارتخانه فرستاده شده تا بررسیهای نهایی توسط ایشان انجام شود. هر روزی که تائید شد و طرح به دستم برسد، صبح روز بعد اجرای آن را آغاز خواهم کرد.
تا جایی که میدانم قرار است در استانها مجموعه تئاترشهر ساخته شود. این کار تا چه مرحلهای پیش رفته است؟
اغلب استانها تاکنون تنها یک سالن داشتهاند که کاربریهای متعددی هم داشته است. ما میخواهیم با راهاندازی تئاترشهر استانها سالنی مخصوص اجرای تئاتر داشته باشیم. تئاترشهر و ضوابط و مختصات آن را تعریف کرده و به استانها ابلاغ کردهایم و بزودی مراحل اجرایی آن را آغاز میکنیم.
تعریف شما از این مجموعههای تئاترشهر استانی چیست و چه امکاناتی دارد؟
وقتی میگوییم تئاترشهر منظور یک سالن است که لااقل 200 صندلی داشته باشد، عمق سن 11 تا 12 متر باشد، پلاتو، اتاق گریم و همچنین نور داشته باشد، اتاق فرمان و مدیریت هم داشته باشد. برای ساخت چنین مجموعهای بدون زمین در هر استان یکصد میلیون تومان بودجه در نظر گرفتهایم. تاکنون چنین کاری نشده است و با انجام آن تئاتریهای ما در استانها صاحب خانه میشوند.
با برخی از این هنرمندان استانی گفتوگوهایی داشتهام. آنها بر این موضوع تاکید دارند که اگر این سالنها تنها به اجرای تئاتر اختصاص داشته باشد میتواند به تئاتر استانها کمک کند.
حرف این عزیزان کاملا درست و بجاست. من به آنها این اطمینان را میدهم که در ساختمانهای تئاترشهر استانی فقط تئاتر اجرا شود و به فعالیت دیگری اختصاص نیابد. ما به دنبال این هستیم که در ذهن مردم مکانی برای اجرای تئاتر نهادینه شود و کمکم با تئاتر آشتی کنند.
هنرمندان از شورای نظارت و ارزیابی تئاتر همواره گلایه داشته و دارند. تا جایی که گاه به نظر میرسد این شوراها در مواردی راه را بر تولید اثر خوب نیز میبندند. درباره این موضوع هم توضیح دهید.
آشنا: من با خیال راحت و اطمینان میگویم در هیچ جای دنیا اینطور نیست که تئاتر صددرصد با حمایت دولت پیش برود. در همه جای دنیا از تئاتر حمایت میکنند. ما هم از تئاتر حمایت میکنیم
شکلگیری این شورا بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده و این شورا متون را میخواند و طبق قانون میتواند آنها را رد یا تائید کند. من فکر میکنم مسأله ما با شورای نظارت نیست. با این است که ما هنوز برای پاسخگویی به هنرمندان و مخاطبان شیوهنامهای نداریم که بتوانیم بر اساس آن توضیح دهیم چرا یک اثر رد شده است. از وقتی به مرکز هنرهای نمایشی آمدهام سامان دادن ارزشیابی و نظارت در سراسر کشور را آغاز کردهام و شیوهنامهها با حضور استادان تئاتر در حال تدوین است. فکر میکنم بعد از انجام این کار هنرمندان بتوانند راحتتر کار کنند، چون در ابتدا ضوابط را میخوانند و بعد کارشان را شروع میکنند، در این صورت با مشکلات کمتری هم مواجه خواهند شد.
شورای نظارت و ارزشیابی در استانها هم فعال است؟
نباید از تئاتر استانها غافل شویم، چون میتوانند تئاتر کشور را تغییر دهند. در حال ساماندهی بحث شوراها در استانها هم هستیم. تاکنون این شوراها در مراکز استانها فعال بوده است، اما قصد داریم این شورا را در شهرستانها هم فعال کنیم تا متون برای اجرا معطل نماند و تنها در صورتی که مشکلی ایجاد شود به شورای مرکزی استان ارجاع داده شود.
کمی هم درباره شورای حمایت توضیح دهید. این شورا برچه اساسی آثار را انتخاب کرده و از آنها حمایت میکند؟
در این اولویتبندی به متن نگاه و تمام مولفههایی را که یک تئاتر خوب نیاز دارد بررسی میکنیم.
بسیاری میگویند مرکز هنرهای نمایشی تنها از آثار سفارشی حمایت میکند. مثلا گفته میشود کار یک جوان که تنها درخواست یک میلیون بودجه داشته رد میشود، اما مثلا کار سیدجواد هاشمی حمایت میگیرد. این موضوع این تصور را پیش میآورد که شورای حمایت بر اساس روابط پیش میرود. آیا شما این حرف را میپذیرید؟
کار هادی مرزبان یا بهروز ثروتی مناسبتی است یا سفارشی سازی؟ نمیدانم چرا چنین حرفهایی زده میشود! اساس مدیریت من بر شفاف عملکردن در همه عرصههاست. ما با همه عهد کردیم هر کاری که در شورای حمایت تصویب شد روی سایت ایران تئاتر بگذاریم و این کار را انجام دادیم. در مدل مدیریتی من هر کاری که در زمینههای حمایتی انجام شود، اعلام میشود. طبیعی است کارگردانهای زیادی از این که حمایت به آنها تعلق نمیگیرد ناراحت شوند، اما ما که نمیتوانیم همه تئاترها را حمایت کنیم، چون منابعمان محدود است و بر اساس اولویتبندیها عمل میکنیم.
خب نمیخواهید کمی زیر پر و بال گروههای جوان را هم بگیرید؟
ما از کار کودک و نوجوان هم حمایت کردهایم و گروههای شناختهشدهای هم نبودهاند. کارهایی که حمایت شدهاند از هر طیف و صنفی بوده است.
اغلب گروههایی که حمایت شدند، نامهای شناختهشدهای بودند. قرار نیست سراغ نامهای تازه برویم؟
از کارهای دانشگاهی تالار مولوی بلااستثنا حمایت کردهایم، اما اطلاعرسانی باید دقیقتر انجام شود. من هم با شما موافقم که باید به جوانان بیشتر میدان بدهیم. چرا باید300 میلیون بدهیم به یک کار! ترجیح میدهم این مبلغ را به ده گروه جوان بدهم که میخواهند وارد فضای کار شوند. آنها که نام و نشان و سابقه دارند کمی دنبال کمک به این گروهها باشند و دنبال این نباشند که فقط خودشان حمایت بگیرند. با این روش نیروهای جوان بدون حمایت پشت در میمانند.
برخی از اهالی تئاتر میگویند متنهایمان در شوراها قلعو قمع میشود. نظرتان درباره این موضوع چیست؟
هنرمندان تئاتر از حمایتها و کارهای خوبمان نمیگویند، اما تا کاری انجام شود که خوششان نیاید آن را راحت به زبان میآورند. این در حالی است که ما همه اصول را در یک چارچوب تعریف کردهایم و در همین راستا امکان انجام کار سلیقهای را به حداقل رساندهایم. نمایشنامه وقتی نوشته میشود آداب و چارچوبی دارد و این چارچوب باید رعایت شود. من این آمادگی را دارم که یک متن رد شده را روی سایت بگذارم و از مردم بخواهم دربارهاش قضاوت کنند. باور کنید بندرت پیش میآید ما یک متن را رد کنیم.
همین چند وقت پیش بود که کار آقای معجونی رد شد. چه توضیحی برای این موضوع وجود دارد؟
قصد نداشتم به شکل مصداقی وارد موضوع شوم، اما حالا که مثال زدید توضیح میدهم. درباره کار آقای معجونی اول بروید از شورای نظارت سوال کنید و ببینید ماجرا چه بوده است. وقتی یک نفر متن ارائه نکرده رفته همه تمرینهایش را انجام داده، بعد آمده میگوید میخواهم کارم را اجرا کنم طبیعی است که با مشکل مواجه شود.
ایشان متن را آورده و میگوید سریع تائید کنید میخواهم هفته دیگر نمایشم را اجرا کنم و هیچ اصلاحی را هم درباره متنشان نپذیرفتهاند. وقتی حرفهای ایشان را روی سایتهای مختلف خواندم گفتم متن را بیاورند ببینم. حالا هم میگویم آمادهایم متن را بگذاریم روی سایت و مردم ببینند سر چه عبارتهایی این اتفاق افتاده است. حاضرم یکبرنامه مثل 90 برای تئاتر بگذارم تا درباره مسائل مختلف تئاتر حرف زده شود و دیدگاههای نادرستی که نسبت به مسئولان این عرصه شکل گرفته تغییر کند.
برخی منتقدان میگویند فرآیند خصوصیشدن تئاتر و وابستهشدن آن به گیشه اتفاقی است که سال پیش در ایران رخ داده و هیچ جای دیگر دنیا شاهد آن نبودهایم و معتقدند تئاتر در دنیا هنری است که کاملا با بودجه دولت اداره میشود. نظر شما درباره این موضوع چیست؟
من با خیال راحت و اطمینان میگویم در هیچ جای دنیا اینطور نیست که تئاتر صددرصد با حمایت دولت پیش برود. در همه جای دنیا از تئاتر حمایت میکنند. ما هم از تئاتر حمایت میکنیم. نمیدانم چرا تصور میکنند تئاتر در ایران خصوصیشده و به گیشه وابسته است. من حاضرم یکجلسه درباره اقتصاد تئاتر بگذارم و منتقدان این عرصه هم همه بیایند حرف بزنیم.
ما باید راههایی پیدا کنیم که تئاترمان به خودش متکی شود. سالن و کمکهزینه گرفتن از دولت طبیعی است، اما یک نفر به من جواب بدهد این چه تئاتری است که از آن حمایت شود، اما هیچ کس نرود این کار را ببیند. این چهمشکلی را حل میکند؟ نمیتوانیم بگوییم کار خیلی خوب و فاخر است اما مردم نمیخواهند آن را ببینند.
پس به نظر شما غیبت مردم از صحنه تئاتر حلقه مفقوده ماجرای تئاتر در ایران است؟
من یک سوال دارم؛ آیا تئاتر باید تا ابد متکی به دولت باشد؟ تا پول هست کار کند و وقتی نیست کار نکند؟ کدام هنر ما اینگونه است. چرا تئاتر طوری نباشد که مردم بخواهند دست خانوادهشان را بگیرند و بیایند ببینند؟ همان کشورهایی که دوستان نام میبرند سه ماه پیش بلیتش فروختهشده و تمام است. به یک کشور اروپایی سفر کردم و برای دیدن یک تئاتر به سالن نمایش رفتم. برای من صندلی نداشتند، چون از سه ماه قبل همه بلیتها فروخته شده بود. این را بپذیریم هر چیزی متکی به خودش نباشد محکوم به فناست و هر چه زودتر باید راهکاری برای تغییر مسیر تئاتر کشورمان پیدا کنیم. این را مطمئن باشید که یکی از شاخصهای کار خوب و فاخر این است که مخاطب را جذب میکند. حالا به این میرسیم که چرا مردم نمیآیند تئاتر ببینند.
خب چرا نمیآیند؟
مردم ما بافرهنگ هستند، اما کارهایی که تولید میشود متناسب با نیازهای مردم نیست. نمیگویم همه مردم جامعه، اما بالاخره یک درصد از آنها باید به تماشای یک تئاتر بروند یا نه؟ ما با تفاوت سلیقهها مواجه هستیم. نمیگویم هیچکار موفقی نداریم، اما قرار نیست به امید همین چند اسم محدود پیش برویم یا برای یک قشر محدود کار تولید کنیم. چرا اپرای حافظ فروش میرود؟ چون مردم ما دوست دارند و با آن ارتباط برقرار کردهاند. این کارگردان حقش است که حمایت داشته باشد.
با این حال تاکید میکنم حاضرم با هنرمندان به گفتوگو بنشینم تا مشکلات را حل کنیم. روزهای دوشنبه هم با هنرمندان ملاقات عمومی دارم، برای همین که بیایند و حرفهایشان را بزنند. هر کس با تلفن همراهم هم تماس بگیرد جواب میدهم برای این که دوست دارم شفاف و صریح پیش برویم. امیدوارم با من تماس بگیرند یا به مرکز هنرهای نمایشی بیایند و از نزدیک مشکلاتشان را بیان کنند تا به نتیجه برسیم.
نکته پایانی را هم بگویم. نمیخواهم آدم خوب تئاتر ایران باشم، اما آرزو دارم اوضاع تئاتر خوب شود. صرفا به دولت تکیه کردن راه به ناکجاآباد دارد.
زینب مرتضایی فرد - گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم