راد درباره حادثهای شیرین و بیادماندنی که سال 1365 برایش رخ داده میگوید: نمایشنامه «دکتر فاستوس» را با همراهی آقای اکبر رحمتی و خانم جمیله شیخی خدا بیامرز و عدهای دیگر از هنرمندان در سالن تئاتر شهر اجرا میکردیم. من در این نمایش، کارگردان بودم و خودم نقشی را بازی نمیکردم. در نمایشنامه صحنهای وجود داشت که بازیگران در کلیسا هستند و باید موزیکی کلیسایی از طریق نوار پخش میشد که در این لحظه ناگهان برق رفت!
تعداد زیادی شمع در صحنه وجود داشت و صحنه روشن ماند. بازیگران به کار خود ادامه دادند و کار را متوقف نکردند. من هم چون نمیخواستم اجرای نمایش متوقف شود و باوجود اینکه برق رفته بود و امکان پخش موزیک وجود نداشت. به پشت صحنه رفتم و روی «گان» که وسیلهای برای تمرین صدا بود کوبیدم! این وسیله صدای پرطنینی را ایجاد کرد و خودم هم با کلماتی که هیچ معنایی نداشت شروع به خواندن کردم. آن صحنه تمام شد و کمی بعد هم برق آمد.
خوشبختانه تماشاگران متوجه این موضوع نشده بودند. چون وقتی نمایش تمام شد و از سالن بیرون آمدیم تعدادی از آنها منتظرم بودند و پرسیدند چه طور برق رفته بود اما موزیک را پخش کردید!؟
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد