در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
راد درباره حادثهای شیرین و بیادماندنی که سال 1365 برایش رخ داده میگوید: نمایشنامه «دکتر فاستوس» را با همراهی آقای اکبر رحمتی و خانم جمیله شیخی خدا بیامرز و عدهای دیگر از هنرمندان در سالن تئاتر شهر اجرا میکردیم. من در این نمایش، کارگردان بودم و خودم نقشی را بازی نمیکردم. در نمایشنامه صحنهای وجود داشت که بازیگران در کلیسا هستند و باید موزیکی کلیسایی از طریق نوار پخش میشد که در این لحظه ناگهان برق رفت!
تعداد زیادی شمع در صحنه وجود داشت و صحنه روشن ماند. بازیگران به کار خود ادامه دادند و کار را متوقف نکردند. من هم چون نمیخواستم اجرای نمایش متوقف شود و باوجود اینکه برق رفته بود و امکان پخش موزیک وجود نداشت. به پشت صحنه رفتم و روی «گان» که وسیلهای برای تمرین صدا بود کوبیدم! این وسیله صدای پرطنینی را ایجاد کرد و خودم هم با کلماتی که هیچ معنایی نداشت شروع به خواندن کردم. آن صحنه تمام شد و کمی بعد هم برق آمد.
خوشبختانه تماشاگران متوجه این موضوع نشده بودند. چون وقتی نمایش تمام شد و از سالن بیرون آمدیم تعدادی از آنها منتظرم بودند و پرسیدند چه طور برق رفته بود اما موزیک را پخش کردید!؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: