گفت‌وگو با کلینت ایستوود، بازیگر و کارگردان شناخته شده سینمای جهان

وسترن، ژانری اصیل و غیرتکراری است

کلینت ایستوود، بازیگر قدیمی سینما این روزها «دردسر با منحنی» را به عنوان هنرپیشه روی پرده سینماهای جهان دارد که در آن برای دستیار قدیمی خود رابرت لورنز، نقش اصلی را بازی کرده است. تماشاگران استقبال متوسطی از این درام ورزشی کرده‌اند. این فیلم، اولین حضور ایستوود در چهار سال اخیر (و پس از گرین تورینو)‌ سال 2008 است. این بازیگر در دو دهه اخیر، فقط بازیگر فیلم‌هایی بوده که خودش آنها را کارگردانی کرده است. برخی از این فیلم‌ها عبارت است از: بچه میلیون‌دلاری، کار خون، کابوهای فضایی، قدرت مطلق و پل‌های مدیسن کانتی.
کد خبر: ۵۰۷۹۶۰

وقتی اولین بار جلوی دوربین قرار گرفتید، چه احساسی داشتید؟

پدرم عادت داشت به من بگوید «نشانم بده چه کاری می‌توانی انجام بدهی. اصلا هم نگران کاری که داری انجام می‌دهی نباش. بگو برای پول کار نمی‌کنی و بگذار که در دسترس باشی.» زمانی که فعالیت بازیگری را شروع کردم، این جمله الگوی کاری‌ام بود.

هنگام کارگردانی برای بازیگران جلوی دوربین، آزادی عمل قائلید؟

بدون این موضوع اصلا نمی‌توان فیلم ساخت. به عنوان یک کارگردان، بازیگران را راهنمایی و هدایت می‌کنم. ولی به آنها این آزادی‌عمل را می‌دهم که نقش را آن گونه که خودشان دریافته‌اند، بازی کنند. همیشه طرفدار دیدگاه‌های آزادمنشانه بوده‌ام. این نکته به آدم‌ها کمک می‌کند تا بهتر زندگی و کار کنند. از بچگی از نزدیک شدن به آدم‌هایی که می‌خواستند بگویند چگونه زندگی کنم، دوری می‌کردم. در زمان کارگردانی فیلم‌ها هم کاملا مراقبم که بازیگرانم احساس نکنند آدم زورگویی هستم.

بازیگری را بیشتر دوست دارید یا فیلمسازی را؟

تمام جنبه‌های صنعت فیلمسازی و خلق یک فیلم را دوست دارم. زندگی و جانم به این حرفه وابسته است. واقعا برایم سخت است بگویم بازیگری را بیشتر دوست دارم یا کارگردانی را . وقتی جلوی دوربین مشغول بازی در فیلمی هستم، احساس می‌کنم باید تمام توانم را برای این کار بگذارم. زمانی هم که پشت دوربین در حال کارگردانی یک فیلم هستم، همین احساس را دارم و فکر می‌کنم باید تمام وجودم را در اختیار این کار بگذارم. نکته‌ای که باید در اینجا بگویم، این که دوست دارم بازیگران فیلم‌هایم را به همان شکل و شیوه‌ای کارگردانی و هدایت کنم که دوست دارم فیلمسازان دیگر مرا سر صحنه فیلمبرداری هدایت و راهنمایی کنند.

اما شیوه بازیگری شما با بقیه بازیگران متفاوت است.

این طبیعت کار و حرفه ماست. همه بازیگران دوست دارند متفاوت به نظر برسند. من هم تلاش می‌کنم تا حد امکان با تمام آنها راه بیایم. دوست دارم بازیگرانم سر صحنه فیلمبرداری احساس کنند این آزادی را دارند به هر سمتی که می‌خواهند بروند. هر بازیگری این حس را دارد که شب وقتی به خانه می‌رود، احساس کند امروز کار مفیدی انجام داده و در حاصل کارش پیشرفت خوبی دیده می‌شود.

شما با بازیگران کودک و نوجوان هم کار کرده‌اید. تفاوت آنها با بازیگران حرفه‌ای چیست؟

باورم این است که بچه‌ها بازیگرانی کاملا طبیعی و خودجوش هستند. به بچه‌ها نگاه کنید؛ وقتی اسباب‌بازی در اختیار ندارند، در رویای خودشان یک اسباب‌بازی خلق کرده و با آن بازی می‌کنند. رفتارشان طوری است که انگار همه چیز واقعی است. بچه‌ها در همه حال در حال رویاسازی و رویاپردازی هستند و یک بازیگر باید توانایی آن را داشته باشد که دست به رویاپردازی بزند.

سال‌هاست که در حال بازی در انواع و اقسام فیلم‌های سینمایی هستید. آیا اعتقادی به آموزش بازیگری دارید؟

در‌حقیقت‌ فکر می‌کنم هیچ راه و روشی وجود ندارد که به آدم یاد بدهد چگونه بازی و عمل کند، اما راه‌‌هایی وجود دارد که به آدم یاد می‌دهد چگونه به خودش یاد بدهد‌ بازی کند. شما بعد از این که یکسری حقه‌ها را یاد گرفتید (که کمک می‌کند تا بهتر کار کنید)‌ یاد می‌گیرید چطور‌ جلوی دوربین ظاهر شوید. باید یاد بگیرید که جلوی دوربین سعی نکنید بازی کنید.

سینمای امروز را چگونه می‌بینید؟

ایستوود: به باور من، این پول نیست که یک فیلم را می‌سازد. خالق اصلی یک فیلم خوب، تفکر درست است. اگر قصه و عوامل درست نباشد پول هیچ‌کاری نمی‌تواند انجام دهد. همیشه تلاشم این بوده که بودجه و هزینه فیلم‌هایم معقول و منطقی باشد

این روزها کمپانی‌های بزرگ فیلمسازی یا سخت به دنبال تولید قسمت‌های جدید فیلم‌های موفق قبلی خود هستند یا به سراغ تولید نسخه‌های جدید سینمایی مجموعه‌های موفق قدیمی تلویزیونی می‌روند. در حالت خوب آن‌ می‌خواهند قصه‌کتاب‌های پرخواننده و پرفروش را تبدیل به فیلم سینمایی کنند. نمی‌دانم چرا این کار را انجام می‌دهند و دلایل آنها را درک نمی‌کنم. همین اواخر به من پیشنهاد کردند مجموعه موفق تلویزیونی «روهاید» (1959)‌ را تبدیل به فیلمی سینمایی کنم، ولی من هنوز زیربار این درخواست نرفته‌ام.

منتقدان سینمایی در رابطه با فیلم‌هایی که کارگردانی کرده‌اید، به عنوان فیلم‌های خاص اسم می‌برند. نظر خودتان چیست؟

خودم هم همین احساس را دارم که فیلم‌هایی را که می‌سازم هیچ‌کس دیگری نمی‌تواند (یا نمی‌خواهد)‌ مثل آنها را بسازد.

یک جورهایی حس می‌کنم بقیه فیلمسازان از ساخت این‌جور فیلم‌ها وحشت دارند. حدس می‌زنم دلیل اصلی‌آن، زمانه و فضایی است که در آن زندگی می‌کنیم. این روزها، فیلمسازان می‌خواهند کارگردان نسخه‌های جدید و دوباره‌سازی شده فیلم‌های قدیمی باشند و کمتر به دنبال نوآوری هستند. البته فکر نکنید آدم بدبینی هستم، اما بعضی وقت‌ها تعجب می‌کنم که این کارها صورت می‌گیرد و از خودم می‌پرسم ده سال دیگر تماشاگران شاهد نمایش عمومی چه جور فیلم‌هایی خواهند بود؟ اگر ما این تراژدی را ادامه دهیم، آینده خوبی نخواهیم داشت. زمانی که نوجوان بودم، سینماها فیلم‌هایی مثل «گروهبان یورک» (1941)‌ و «سفرهای سولیوان» (1941)‌ را نمایش می‌داد. ما با فیلم‌هایی از این دست بزرگ شده‌ایم، اما حالا چه جور فیلم‌هایی برای نوجوانان و جوانان اکران عمومی می‌شود؟

«نابخشوده» شما قرار است صاحب یک نسخه ژاپنی شود. نمی‌خواهید وسترن تازه‌‌ای کارگردانی کنید؟

خوشحالم که این اتفاق می‌افتد. یکی دو وسترن قدیمی‌ام، دوباره‌سازی فیلم‌های مطرح کلاسیک سینمای ژاپن بود و خیلی خوب است که حالا،‌ فیلمی از من به زبان ژاپنی دوباره‌سازی می‌شود. امیدوارم آنها فیلمی جذاب و دیدنی از نابخشوده خلق کنند. خودم را به ژانر وسترن خیلی نزدیک می‌بینم. یک جورهایی یک هنر و ژانر اصیل و غیرتکراری است. فیلم‌های وسترن را می‌توانیم محصولات کاملا خودی نامگذاری کنیم که از فرهنگ و هنر اروپا دور است. خیلی دوست دارم دوباره یک فیلم وسترن را کارگردانی کنم، ولی قبل از هر چیز باید فیلمنامه خوبی برای آن داشته باشم.

هنوز هم جلوی دوربین به صورت غریزی بازی می‌کنید؟

بله. شما باید به غریزه و حس درونی‌تان اعتماد کنید. لحظه‌‌ای وجود دارد که به عنوان یک بازیگر احساس می‌کنید‌ کار درست را انجام می‌دهید. حتی در پشت دوربین، خیلی راحت‌تر، زودتر و روشن‌تر می‌توانید به آن پی ببرید. وقتی به این حس رسیدید، دیگر جایی برای حدس و گمان نمی‌ماند. شما می‌توانید هزار و یک دلیل برای این نکته پیدا کنید که چرا کارتان درست پیش نرفته است، اما اگر حس درونی درست را پیدا کنید، آن وقت همه چیز در راه درست پیش خواهد رفت. این مسئولیت من به عنوان یک بازیگر است که به خودم راست بگویم.

برعکس بسیاری از فیلم‌های سینمایی، کارهای شما معمولا جزو فیلم‌های پرخرج و پرهزینه نیست.

به باور من، این پول نیست که یک فیلم را می‌سازد. خالق اصلی یک فیلم خوب، تفکر درست است. اگر قصه و عوامل درست نباشد، پول‌ هیچ‌کاری نمی‌تواند انجام دهد. همیشه تلاشم این بوده که بودجه و هزینه فیلم‌هایم معقول و منطقی باشد.

قبل از شروع فیلمبرداری دقیقا می‌دانم چه می‌خواهم و باید چه مبلغی را برای آن هزینه کنم. سر صحنه فیلمبرداری، هیچ چیزی را تلف نمی‌کنم. به همین خاطر نمی‌توانم درک کنم چطور یکسری از این فیلم‌های سینمایی، با چنین هزینه‌های کلانی ساخته می‌شود. وقتی می‌شود فیلمی را با هزینه‌ای 50 میلیون دلاری تهیه کرد،‌ چرا باید به دنبال یک رقم صد یا 150میلیون دلاری رفت؟

آسوشیتدپرس / مترجم: کیکاووس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها