در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
درخصوص این بیینال و اثرتان که قرار است در این دوره به نمایش در بیاید، توضیح دهید.
اثری که من در این بیینال ارائه دادم، عنوان تولید انبوه را دارد. با توجه به موضوع بیینال، در آینده به دلیل حضور بیشتر فناوری و حوادث در پی آن برای زندگی بشر، انسانها بیش از پیش از زندگی طبیعی فاصله میگیرند و کمکم خود انسانها نیز به تولید تبدیل میشوند. به گونهای که کارخانجات در جریان تولیدات خود دست به تولید انسان میزنند، که در نهایت این تولید باعث به وجود آمدن انسانهای مکانیکی میشود که قطعا از لطافتها و درک انسان امروزی، جدا و از آن بسیار دور هستند. وقتی این کارخانههای آدمسازی رشد میکند بشر در مقابل تولید ناخواسته انسانهایی قرار میگیرد که در مقابل آنها ناتوان خواهد بود و این میل به تولید انبوه، برای انسان آینده مشکلساز خواهد شد.
خطمشی این بیینال چیست و در این سالها بیشتر چه هدفی را دنبال کرده است؟
این رخداد هنری هر دوسال یکبار، با موضوعی خاص برگزار میشود، مثلا بیینال چهارم با عنوان «دغدغههای محیطزیست» بود و فکرها و ایدههای نویی که میتوانست نگرانیهای پیرامون محیطزیست را نشان دهد در آثار هنرمندان دیده میشد. امسال اثر من در بیینال پنجم که در موزه هنرهای ملی چین برگزار میشود، انتخاب شده است.
همه چیز در حال بهروز شدن و حرکت به سوی فناوری است و نهتنها فناوری در تمام ابعاد زندگی رسوخ کرده، بلکه در هنر نیز جای خود را پیدا کرده است.آیا به نظر شما مدرن شدن هنر دنیا در این شرایط باعث عقبماندن هنر ایران شده است؟
من به این موضوع اعتقاد ندارم، چرا که باید دید تعریف مدرنیته و نو شدن در هر کشوری چیست؟ اگر به سالهای قبل که دانشکده هنرهای زیبا در تهران تشکیل شد برگردیم و جریان مدرنیسم را از سالهای دور تا دهه 80 که اتفاقات خوبی در هنر مدرن ایران افتاد، دنبال کنیم، میبینیم هنر مدرن در ایران با توجه به بستری که داشته روند مطلوبی را طی کرده است. به نظر من هنر ایران از هنر مدرن دنیا جدا نیست و آنچه باعث مقبول واقع شدن هنر ایران در دنیا شده، وجود فاکتورهای ایرانی و شرقی در آن است.در واقع هنر ایرانی علاوه بر مدرنشدن، ریشههای ایرانی و شرقی خود را حفظ کرده و بر این اساس شاید نیاز نباشد با جریان مدرنیته دنیا همراه شود و خود میتواند شکل جدیدی از مدرنیسم را مطرح کند. از سویی دیگر آن فکر و ایده شرقی را شاید غربیها نداشته باشند چرا که هنرمند غربی هنرش را در قالب فرم بیان میکند و هنرمند ایرانی فکر و ایدهاش را با زبان و المانهای خود ارائه میدهد.
این بیینال با توجه به برگزاریاش در سطح آسیایی چقدر میتواند در معرفی هنر ایران موثر باشد؟
بهبهانی: هنرمندان ایرانی با استعداد و توانایی خود و تحت تاثیر هنر شرقی در عرصههای بینالمللی شاخص میشوند و این تاثیرپذیری و نبوغ در آثار ایرانی آنها را از بقیه متفاوت و متمایز و توجه سایر کشورها را به آن جلب میکند
قطعا هر جایی که هنرمندان سایر کشورها دور هم جمع باشند و ما نیز حضور داشته باشیم، اتفاق خجستهای است و میتوانیم هنر و تواناییهای هنریمان را به آنها معرفی کنیم. در این اتفاق بزرگ هنری که در پکن برگزار میشود حضور هنر ایران در کنار 600 هنرمند از کشورهای مختلف جهان میتواند بخوبی معرفیکننده ایدهها و تفکرات جامعه هنری امروز ایران باشد. این خود راهی میشود که هم ما از جریانهای هنری دیگر کشورها آگاه شویم و هم هنرمندان سایر کشورها از تحولات هنری ما.
دلیل درخشش هنرمندان جوان کشورمان در عرصه بینالمللی چیست؟
گردانندگان بیینالها در نقاط مختلف دنیا به دنبال فکر و ایدههای نو هستند و آن ابتکار و خلاقیت جوان هنرمند ایرانی است که باعث درخشش میشود. درواقع هنرمندان ایرانی با استعداد و توانایی خود و تحت تاثیر هنر شرقی در عرصههای بینالمللی شاخص میشوند و این تاثیرپذیری و نبوغ در آثار ایرانی آنها را از بقیه متفاوت و متمایز و توجه سایر کشورها را به آن جلب میکند.
چرا جشنوارهها و دوسالانههای داخلی که در کشور برگزار میشود به اندازههای اتفاقات هنری خارج از کشور خروجی خوبی ندارد؟
من نظر مخالفی دارم و معتقدم که بیینالهای داخلی هم خروجی خوبی دارند، چرا که وقتی یک جریان هنری به راه میافتد عدهای از هنرمندان به جنب و جوش میافتند و علاوه بر پیشکسوتان و هنرمندان پیشرو در عرصه هنر، جوانانی که جایی برای عرضه هنرشان ندارند وارد بیینال میشوند و بستری جدید برایشان فراهم میشود و مطرح میشوند. برای آنها بیینال پلهای میشود برای موفقیتهای بعدی.
اگر همین قدر از برگزاری بیینالها انتظار داشته باشیم کافی است، ولی آنچه مسلم است با توجه به تعداد زیاد هنرمندان جوان و علاقهمندان به هنر، هر آنچه تاکنون در جشنوارهها اتفاق افتاده، کافی نیست؛ چرا که باید ابعاد وسیعتر و پذیرش هنرمندان شرکتکننده بیشتری را داشته باشد. اگر همه چیز در یک سطح مناسب و قابل قبول باشد بهخودیخود ایجاد انگیزه میشود و رقابتی پیش میآید که سازنده است و همه هنرمندان را به تکاپو میاندازد که اثر نو و جدیدی خلق کنند.
جشنوارههای ما در قیاس با دوسالانههای خارجی بخصوص بیینال پکن چه جایگاهی دارد؟
ما هر چیزی را باید با داشتههایمان مقایسه کنیم چرا که تمام اتفاقات با توجه به امکانات موجود رخ میدهد و اگر حتی در یک سطح خاص قرار بگیریم باز هم قابل مقایسه با آنها نیستیم، چون رویکردها، اهداف و برنامههای هر کشور متفاوت است و جایی برای مقایسه آنها با یکدیگر باقی نمیماند. البته تلاش برای داشتن جشنوارههای هنری بینالمللی در کشور و ایجاد جریانهای هنری نو میتواند انگیزه هنرمندان را در بیان ایدههایشان بالا ببرد. به نظر من ما نیاز به یک مدیر هنری باتجربه داریم که با توجه به شناخت بیینالهای خارجی و موقعیتهای داخلی، جشنوارههای ما را از سطحی که هست بالاتر ببرد و هنرمندان و ایدههای جدیدی را جذب خود کند.
چرا به واسطه برگزاری جشنوارههای خارجی، هنرمندان شرکتکننده جذب بازارهای بینالمللی میشوند، ولی ما در ایران شاهد چنین رخدادی نیستیم؟
شاید آرزوی هر هنرمندی شناخته شدن در عرصههای بینالمللی باشد، وقتی آثار هنرمند در یک رخداد هنری خارج از کشور پذیرفته میشود با ایجاد انگیزه بیشتر دست به خلق و تولید میزند و در نهایت به دنبال بازارهایی برای نشان دادن آثارش و فضایی برای عرضه آنهاست، اما به طور کلی باید گفت که در ایران مردم ما حامیان خوب و واقعی برای هنر کشورمان بوده و هستند و همیشه استقبال خوبی از جریانات هنری داشتهاند، ولی با همه این حمایتهای مردمی، هنرمند نیازمند بسترهایی است که باید مدیران فرهنگی و هنری برایش ایجاد کنند.
سحر طاعتی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: