در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سودان جنوبی، بخشی از کشور بزرگ سودان بود که در تاریخ هجدهم تیر ۱۳۹۰ استقلال آن به رسمیت شناخته شد و به عنوان یکصد و نود و سومین کشور جهان به ثبت رسید. مرکز این کشور شهر «جوبا» است و رهبری سیاسی این کشور را در حال حاضر سالوا کرمیاردیت به عهده دارد. سودان جنوبی یکی از فقیرترین و شاید یکی از بدترین کشورها از نظر وضعیت سلامتی در جهان است.
ریشه جدایی دو سودان به جنگهای داخلی این کشور باز میگردد که از سال 1955 شروع شد. این جنگها تنها مربوط به دوران جدید سودان (روی کارآمدن عمرالبشیر) نمیشود و از زمان ریاستجمهوری جعفر نمیری آغاز شد. پس از سرنگونی نمیری و استمرار جنگ داخلی، عمرالبشیر درسال ۲۰۰۵ زیر فشارهای ناشی از جنگ و اهرمهای بینالمللی به قرارداد صلحی با شورشیان جنوب تن در داد. دولت سودان بر طبق توافقنامه صلحی که در نهم ژانویه ۲۰۰۵ در کنیا امضا شد، متعهد گردید به مردمان جنوب سودان اجازه داده شود طی یک همهپرسی نظر نهایی خود را درباره اینکه با شمال متحد بوده یا استقلال کامل داشته باشند اعلام کنند. این همهپرسی در نهم ژانویه ۲۰۱۱ برای تعیین تکلیف قسمت جنوبی برگزار شد. بر اساس نتایج اعلام شده از میان سه میلیون و 837 هزار شرکتکننده در این همهپرسی 83/98 درصد به جدایی جنوب و 17/1 درصد به اتحاد رای دادهاند که در نتیجه تجزیه سودان به دو بخش شمالی و جنوبی تثبیت شد. به دنبال اعلام رسمی تشکیل کشور سودان جنوبی هزاران نفر در خیابانهای جوبا پایتخت این کشور به شادمانی پرداختند. سالوا کر که قبل از استقلال این کشور، رهبر ارتش سابق شورشیان (SPLA ـ ارتش آزادیبخش سودان) را برعهده داشت به عنوان رئیسجمهور سودان جنوبی تعیین شد و قانون اساسی جدید این کشور را ابلاغ کرد. پرچم سودان جنوبی بیرق سابق جنبش آزادیبخش خلق سودان است که مدتها رهبری آن بر عهده جان گارانگ بود.
سودان جنوبی نیز مانند هر کشور تازه استقلالیافتهای با مشکلات امنیتی، اقتصادی و اجتماعی دست و پنجه نرم میکند. فقدان زیرساختهای لازم برای توسعه، ناکارآمدی سامانه اداری به دلیل کمبود نیروی انسانی تحصیلکرده، ادامه اختلافات با شمال در مورد مرزها بهویژه در مناطق نفتی، وجود گروههای مسلح شورشی که از جانب شمال حمایت میشوند از جمله مشکلاتی به حساب میآید که هماکنون نیز سودان جنوبی با آن روبهرو است.
این منطقه بیش از 8 میلیون نفر جمعیت دارد که ۹۰ درصد اهالی آن زیر خط فقر زندگی میکنند. کشور سودان جنوبی از شرق به اتیوپی، از جنوب به کنیا، اوگاندا و جمهوری دموکراتیک کنگو و از غرب به جمهوری آفریقای مرکزی و از شمال نیز به سودان اصلی محدود میشود. بیشتر جمعیت این کشور مسیحی یا از پیروان باورهای سنتی قبایلی هستند.
اقتصاد
جنوب سودان سرشار از منابع نفتی بوده و مهمترین صادرات آن نفتخام است. این منطقه حدود ۸۵ درصد از نفتخام سودان را در بر دارد، اما نکته قابل توجه اینکه غالب پالایشگاههای نفت سودان در شمال قرار دارد و به همین دلیل صدور نفت سودان جنوبی منوط به همکاری این کشور با سودان شمالی خواهد بود. علاوه بر منابع ثروت زیرزمینی مانند نفت، وجود رود نیل موجب اهمیت سودان بخصوص سودان جنوبی است. سودان جنوبی به لحاظ منابع جنگلی هم دارای اهمیت است.
چند ساعت پس از اعلام تشکیل کشور سودان جنوبی، سودان شمالی کشور تازه تاسیس را به رسمیت شناخت. آلمان و رژیم صهیونیستی نیز اعلام کردند، سودان جنوبی را به رسمیت میشناسند. با تائید عضویت سودان در سازمان ملل رفتهرفته سایر کشورهای جهان نیز آن را به رسمیت شناختند. همچنین اتحادیه آفریقا، کشور سودان جنوبی را به عنوان پنجاه و چهارمین عضو این اتحادیه با اکثریت آرا به عضویت این اتحادیه پذیرفت.
بسیاری از تحلیلگران، جدایی سودان جنوبی را نوعی توطئه غرب و بخصوص رژیم صهیونیستی علیه سودان میدانند و معتقدند این جدایی روندی استعماری است که در نظر دارد تا بخشهای دیگری از سودان ازجمله دارفور را هم جدا کند. به گفته آنان، تغییر نظام سودان در حقیقت مدخلی برای سیطره آمریکا و اسرائیل بر نفت این کشور و نیز تسلط آنها بر منابع آبی رودخانه نیل است که شاهرگ حیاتی کشور مصر به شمار میرود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: