در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از سوی دیگر تکرار این اهانتها طی هفتههای گذشته و ادامه سکوت دولتمردان آمریکا و اروپا نشان از این دارد که چنین اقداماتی در حال تبدیل شدن به یک جریان برنامهریزی شده است و به آسیبشناسی دقیق و برخورد قاطع و منطقی از سوی جهان اسلام نیاز دارد.
برای این منظور با دکتر فواد ایزدی کارشناس مسائل آمریکا گفتوگو کردیم.
او معتقد است این تحرکات پیش از این و در طول سالهای گذشته تبدیل به یک جریان شده که از برخوردهای دوگانه غرب بخصوص آمریکا به عنوان بستر مناسبی برای تقویت و گسترش، کمال استفاده را کرده است.
مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
با توجه به حوادث اخیر، به نظر میرسد اهانت به مقدسات مسلمانان در حال تبدیل شدن به یک جریان سازماندهی شده است. علت چیست؟
اینکه جریان اسلامستیزی در آمریکا وجود داشته و در سالهای گذشته هم پررنگتر شده نکته درستی است. اما این نوع کارها در آمریکا بسیار زیاد است. یعنی بحث اهانت به اسلام حتی به مقدسترین ارکان آن یعنی پیامبراکرم(ص) توسط مجموعهای در آمریکا در حال شکلدهی و سازماندهی است. در فاصله زمانی میان قرآنسوزی و مورد اخیر، دهها نوع اسلامستیزی در محیط رسانهای و خارج از آن در ایالات متحده وجود داشته است. این مساله در واقع یک گفتمان ریشهای و مساله جا افتادهای است که سالیان سال روی آن سرمایهگذاری شده است. این کار خاص به نوعی هدفمند خواسته در جهان اسلام هم مورد توجه قرار گیرد و عکسالعملی درباره آن دریافت شود. به همین خاطر کلیپی از این فیلم ترجمه و تبلیغ شده است. حال آنکه موارد قبلی اسلامستیزی فقط در محیط جامعه آمریکا رخ میداد.
چرا دولت آمریکا با چنین مسائلی برخورد نمیکند؟ آیا گسترش آن به این شکل که اشاره کردید باعث سلب توان برخورد با این جریان شده یا اینکه سکوت دولتمردان، نوعی همراهی با طراحان چنین اهانتهایی است؟
هر دوی این موارد میتواند صحیح باشد. یک دلیل که آمریکا نمیتواند با این مساله برخورد کند این است که اگر با یک مورد برخورد کند دیگر توجیهی وجود ندارد که با بقیه چنین برخوردی صورت نگیرد و این مساله شاید برای دولتمردان این کشور امکان نداشته باشد. از طرفی سکوت آنها نوعی همراهی هم به شمار میرود، چون گفتمان دولتمردان آمریکایی هم همین است.
یکی دیگر از ادعاهایی که خود آمریکاییها درباره برخورد نکردن با چنین اتفاقاتی مطرح میکنند، مساله آزادی بیان است. با توجه به فضای رسانهای این کشور این ادعا تا چه اندازه قابل پذیرش است؟
در قوانین رسانهها در آمریکا و مسائل مربوط به آزادی بیان، این مقوله هیچگاه مطلق شمرده نشده و در زیرمجموعه دو عنوان، همواره محدود شده است. یکی مربوط به hate speach (سخنانی که ایجاد تنفر میکند) است.
بر اساس این قانون اگر فردی سخنانی را مطرح کند که باعث ایجاد ضدیت در بخشی از جامعه شود در نهایت به آن بخش از جامعه ضرر میزند و جلوگیری از این ضرر نسبت به بحث آزادی بیان اولویت دارد. برخوردهایی که در رابطه با بحث هلوکاست صورت گرفته بر اساس همین قانون است، اما در مورد اسلام یک برخورد دوگانه صورت میگیرد. یعنی این محصولات نسبت به اسلام و مسلمانان ایجاد نفرت میکند، ولی آنها قانون خودشان را در این رابطه اجرا نمیکنند.
بحث دیگر، اصطلاح فریاد در یک تئاتر شلوغ است. یعنی اگر فردی در یک تئاتر شلوغ با فریادی بلند خبر از آتشسوزی بدهد، ممکن است با اتکا به اصل آزادی بیان این کار را کرده باشد، اما از سوی دیگر چنین آزادی بیانی منجر به بر هم خوردن فضا، ایجاد رعب و وحشت و تحمیل هزینههای مالی و جانی خواهد شد بنابراین، این قانون میخواهد مانع از بر هم زدن نظم عمومی با ابزار آزادی بیان شود.
در این مورد هم با استناد به این مفهوم میتوان گفت ساخت این فیلم اهانتآمیز و انتشار آن با استناد به اصل آزادی بیان، منجر به عصبانیت مسلمانان شده و به نوعی همان عواقبی را برای آمریکا به دنبال داشته که اتفاقا این قانون برای جلوگیری از بروز همین شرایط وضع شده است.
بروز موج نارضایتی از آمریکا در کشورهای مسلمان نهتنها در بعد کلان ضررهای زیادی برای ایالات متحده خواهد داشت، بلکه میتواند منجر به بروز اتفاقی مانند کشتهشدن سفیر یا آتشگرفتن سفارتخانه آنها هم بشود. اینها نشان میدهد که آمریکا ترجیح میدهد قوانین خودش را هم زیر پا بگذارد تا اینکه با اهانتکنندگان به اسلام برخورد داشته باشد.
در این سکوت و انفعال دولتمردان آمریکا، فکر میکنید جهان اسلام باید چه نوع برخوردی با چنین مواضعی داشته باشد که از یک سو موضع منفعلانه نداشته باشد و از سوی دیگر به دستاویزی برای متهمکردن مسلمانان به خشونت تبدیل نشود؟
اتفاقی که افتاده این است که عکسالعملها در مورد فعلی بیشتر از موارد قبلی بوده است. دلیل آن هم این است که در یکی دو سال گذشته بیداری اسلامی در بسیاری از کشورهای جهان اسلام شکل گرفته است. این بیداری باعث شده ترس مردم از برخی دولتهایی که احتمالا قصد برخورد و مقابله با چنین اعتراضاتی را داشته باشند، بریزد. به نظر میرسد در این شرایط قدم اول این است که مسلمانان با مبانی اسلام آشنایی بیشتر و عمیقتری پیدا کنند.
در قدم بعدی، تبلیغ و گسترش این مفاهیم در داخل و خارج جهان اسلام اهمیت ویژهای دارد. دستهای که در میان مسیحیت یا کشورهای غربی چنین اهانتهایی میکنند یک اقلیت کوچک هستند و اکثریت بیخبرند و همین بیخبری میتواند آنها را تحت تأثیر این فیلمها و اهانتها قرار دهد.
جهان اسلام هم میتواند از همین بیخبری استفاده کند و حقایق را به صورت واضح تبلیغ کند. اتفاق دیگری که باید بیفتد این است که مسلمانان باید این بحث را برای ایجاد و تحکیم وحدت بین خودشان مبنا قرار دهند. یعنی وقتی شیعیان میبینند مسلمانان سنی هم همان قدر نسبت به حضرت رسول(ص) علاقهمند هستند که شیعیان نسبت به ایشان ارادت دارند و برعکس، باید رابطه مذاهب اسلامی با هم بهتر و نزدیکتر شود.
از سوی دیگر جهان اسلام باید در حوزه دشمنشناسی بیشتر و عمیقتر کار کند. اشراف نسبت به آمریکا، نهادهای صهیونیستی و مسیحیان صهیونیست و جوامعی که حس تقابل نسبت به اسلام دارند باید تقویت شود. همچنین باید توجه داشت بانیان این قبیل حرکتها درصدد این هستند که جهان مسیحیت را مقابل جهان اسلام قرار دهند؛ مسلمانان اتفاقا میتوانند از این موضوع به عنوان یک فرصت استفاده کرده و ادیان الهی را علیه این نوع حرکتها متحد کنند.
اقدام دیگر این است که مسلمانان باید به طور جدی از دولتهای غربی بخواهند اگر واقعا بانی چنین کارهایی نیستند با بانیان اصلی این مسائل به طور جدی برخورد کرده و با کنار گذاشتن برخوردهای دوگانه، قوانین خودشان را درباره آنها اجرا کنند.
محمد رضایی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: