در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر تا چندی پیش تنها تصور ما از یک بیخانمان، مردی با مو و ریش بلند و نامرتب، ظاهری چرک و کثیف و لباسهای کهنه و پاره بود، حالا باید به این تصویر، پیرزنهای رنجور و تنها یا زنان معتاد بیخانمان را هم اضافه کنیم، اما این پایان این ماجرای غمانگیز نیست.
سن کارتنخوابی زنان در کلانشهر بیدر و پیکری به نام تهران بسرعت رو بهکاهش است؛ حالا شاید در تاریکی شب نگاهمان به دختران کمسن و سالی هم بیفتد که از روی ناچاری جز پارکها، زیر پلها، ساختمانهای نیمهکاره و داخل جویها، سرپناه دیگری ندارند تا در آن شب را به صبح برسانند؛ سرپناهی که خودشان خوب میدانند چندان هم امن نیست.
بیخانمانی فقط درد زنان بیخانمان شهر ما نیست، زنان و دخترانی که ناچار این نوع زندگی را انتخاب کردهاند، خوب میدانند که باید تاوان سختی در این راه بپردازند.
این همان موضوعی است که مدیرعامل سازمان رفاه و خدمات اجتماعی شهرداری تهران از آن به عنوان زنگ خطری برای کاهش سن آسیبهای اجتماعی زنان در پایتخت تعبیر میکند و میگوید: زنان معتاد کارتنخواب در پایتخت رو به افزایش هستند.
نیمه دوم سال که از راه میرسد، داستان تکراری و نخنمای بیخانمانها و کارتنخوابهای شهرمان با چاشنی آماری از بیخانمانهای جمعآوری شده از سوی شهرداری توسط دستگاههای مسوول اعلام میشود بدون اینکه طرح این مساله به ارائه راهکاری بینجامد که در نهایت باعث تغییر محسوسی در وضع زندگی کارتنخوابهای شهرمان شود.
حالا دیگر برای کارتنخوابهای شهر ما تابستان یا زمستان فرقی نمیکند؛ در گرمای تابستان یا سرمای زمستان، آنها همیشه هستند هر چند مسوولان سازمانهای متولی فقط هنگام سرمای هوا به یادشان میافتند.
انگار آنها هم پذیرفتهاند که همیشه باید کارتن خواب باقی بمانند، ما مثل همیشه امید واریم هنوز هم ارادهای برای سامان دادن به وضع رقتانگیز بیخانمانهای شهرمان وجود داشته باشد.
پوران محمدی - گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: