مردی که از ده‌ها زن اخاذی کرده ‌بود از انگیزه?اش می‌گوید

آرزوهای بر باد رفته مرد تبهکار

دو سال قبل چند زن به پلیس مراجعه کردند و مدعی شدند از سوی یک پزشک مورد سوء ‌استفاده قرار گرفته‌اند. این زنان مدعی بودند این فرد علاوه بر این‌که آنها را مورد سوء استفاده قرار داده‌ مبلغ کلانی هم از آنها پول گرفته و متواری شده‌ است.
کد خبر: ۵۰۴۸۷۸

با بازداشت این مرد مشخص شد آنچه این زنان گفته‌اند درست است و علاوه بر شاکیانی که پرونده تشکیل داده‌اند افراد دیگری هم بودند که از سوی این مرد مورد سوء ‌استفاده قرار گرفتند. همچنین مشخص شد متهم پزشک نیست و به دروغ خودش را پزشک معرفی کرده و با این کار قصد سوء‌استفاده داشته ‌است. هرچند این مرد بعد از محاکمه در شعبه 77 دادگاه کیفر‌ی استان تهران از اتهام تجاوز به عنف تبرئه شد اما دادگاه او را درخصوص رابطه نامشروع و کلاهبرداری مجرم شناخت. این مرد که باید چند سال از عمرش را در زندان بگذراند در مورد پرونده‌اش
توضیح می‌دهد.

متهم هستی ده‌ها زن را مورد سوء‌استفاده قرار دادی قبول داری؟

آنها خودشان خواستند با من رابطه داشته ‌باشند. هیچ اجباری در کار نبود.

چرا از زن‌های بیچاره کلاهبرداری می‌کردی؟

من این کار را نمی‌کردم. آنها خودشان زودباور بودند و فکر می‌کردند من قصد ازدواج با آنها را دارم. در حالی که چنین قولی نداده‌ بودم.

تو از آنها خواستگاری کرده‌ بودی؟

برای این‌که دلشان نشکند چنین حرفی زده‌ بودم، در حالی که قصد ازدواج نداشتم.

قبول داری آنها را گول زدی؟

خودشان ساده بودند و گول می‌خوردند.

قبول داری به این دختران و زنان جوان گفته ‌بودی پزشک هستی؟

بله این را قبول دارم. من ادعا کردم پزشک هستم، اما قصدم گول زدن آنها نبود.

پس چرا به دروغ گفتی پزشک هستی؟

بیشتر به خاطر این‌که مورد توجه باشم و دخترها به من اهمیت بدهند خودم را پزشک معرفی کردم. گفتم متخصص هستم.

توضیح بده چطور با این زن‌ها ارتباط برقرار می‌کردی؟

بیشتر کسانی که با من رابطه برقرار می‌کردند دخترانی بودند که از سن ازدواجشان گذشته‌ بود. آنها را در خیابان می‌دیدم و شماره می‌دادم و با هم دوست می‌شدیم. بیشتر آنها بعد از این‌که شماره را از من می‌گرفتند تماس برقرار می‌کردند و زود باورشان می‌شد که عاشق‌شان شده‌ام.

یکی از این دخترها گفته چندبار به او ابراز علاقه‌ کرده‌ای و گفته‌ای که به سفر خارج می‌روی و به محض این‌که برگشتی با او ازدواج می‌کنی و به این بهانه با او رابطه برقرار کردی
درست است؟

چون خودم را دکتر معرفی می‌کردم خیلی راحت مرا قبول می‌کردند. این خواست خودشان بود که با من رابطه برقرار کنند. البته من به آنها گفته ‌بودم دکتر هستم و پز می‌دادم، اما آنها خودشان دوست داشتند با من رابطه داشته ‌باشند و فکر می‌کردند اگر بین ما رابطه‌ای باشد ضمانتی می‌شود تا با هم ازدواج کنیم.

چرا بعد از مدتی آنها را ترک می‌کردی؟

برای این‌که بتوانم فرار کنم. آنها سعی می‌کردند از زندگی من سر در بیاورند و من هم نمی‌خواستم این اتفاق بیفتد. به همین خاطر هم بعد از مدتی فرار می‌کردم و دیگر تلفن آنها را جواب نمی‌دادم.

چطور، مقابل خانه‌ات نمی‌آمدند؟

آنها آدرسی از من نداشتند. آدرس‌هایی که می‌دادم دروغ بود.

بعضی از این دختران مدعی شدند تو از آنها پول گرفتی و این پول‌ها کلان بوده ‌است.

قبول دارم که پول گرفتم اما این پول‌ها کلان نبود. من بیشتر اوقات در مورد مشکلات مالی‌ام صحبت می‌کردم و آنها خودشان پیشنهاد می‌کردند به من پول بدهند و من هم قبول می‌کردم.

چه می‌گفتی که پیشنهاد پول می‌دادند؟

در مورد مشکلاتم می‌گفتم و این‌که پول کم دارم.

یکی از دختران گفته تو به او گفته ‌بودی قصد داری مطب باز کنی و پول لازم داری و درخواست پول کردی و گفتی یک ماه بعد پس می‌دهی اما در این مدت فرار کردی.

بله، درست است. من مدعی می‌شدم می‌خواهم مطب باز کنم اما درخواست پول نمی‌کردم فقط می‌گفتم پول کم دارم. این دخترها هم پولدار بودند و برایشان مهم نبود به من پول قرض بدهند. آنها با میل خودشان به من پول می‌دادند.

اما طوری با آنها صحبت می‌کردی که این دختران باور می‌کردند قصد ازدواج با آنها را داری و همین مساله هم باعث می‌شد به تو اعتماد کنند.

من قولی به آنها ندادم. اگر هم چنین تصوری برایشان پیش آمده به خاطر زودباوری خودشان بوده و من اصلا چیزی نگفتم.

اگر تو دختران ثروتمند را گول نمی‌زدی پس چرا با آنها رابطه برقرار می‌کردی؟

پیشنهاد می‌دادم و آنها هم قبول می‌کردند. می‌توانستند قبول نکنند. هیچ اجباری برای پذیرش رابطه نبود.

یکی از این دختران گفته وقتی با او رابطه برقرار کردی و او به این کار اعتراض کرده ‌است به او گفته‌ای با هم ازدواج می‌کنید و از او خواسته‌ای که شکایت نکند.

بله، به آن یک نفر قول دادم ولی به بقیه قول ندادم.

چرا این طور از دختران ثروتمند اخاذی می‌کردی؟

راستش را بخواهید به خاطر پول این کار را می‌کردم. وقتی آنها واقعیت را در مورد من متوجه می‌شدند قبول نمی‌کردند که با هم رابطه داشته‌باشیم یا دوست باشیم. آنها هیچ وقت من را انتخاب نمی‌کردند. در واقع دنبال موقعیت بودند. وقتی من می‌دیدم آنها قصد استفاده از موقعیت من را به عنوان پزشک دارند من هم از آنها سوء استفاده می‌کردم.

چطور شد بازداشت شدی؟

هربار که از این دختران پول می‌گرفتم و متوجه می‌شدم شرایط طوری است که آنها به من شک کرده‌اند فرار می‌کردم. دیگر جواب تلفن‌ها را نمی‌دادم. از آنجا که می‌دانستم آنها آدرسی از من ندارند و نمی‌توانند دنبالم باشند، راحت فرار می‌کردم و دیگر آنها نمی‌توانستند من را پیدا کنند. اما زمانی که شکایت‌ها زیاد شده‌ بود پلیس عکس چهره‌نگاری من را به دست آورد و بعد بازداشتم کرد.

خانواده‌ات می‌دانستند چه شغلی داری؟ هیچ وقت از تو پرسیدند این پول‌ها را چطور به دست می‌آوری؟

نه، آنها هیچ گناهی ندارند و نقشی هم در کارهای من نداشتند. من گفته‌ بودم کار می‌کنم. آنها نمی‌دانستند من چه می‌کنم. هرچند در این مدت شاکیان پرونده‌ام خیلی به آنها ظلم کرده‌اند، آنها به خاطر کارهایی که نکرده‌اند تنبیه می‌شوند. کارهایی که من کرده‌ام هیچ ربطی به آنها ندارد.

چطور از اتهام تجاوز به عنف تبرئه شدی. تو با زن‌های زیادی رابطه داشتی؟

من تبرئه شدم چون به هیچ کدام از این زن‌ها به زور تجاوز نکرده ‌بودم. آنها خودشان به رابطه رضایت داشتند. دادگاه هم بعد از این‌که حرف‌های شاکیان و دفاعیات من را شنید متوجه شد تجاوز به عنفی در کار نبوده و شاکیان دروغ گفته‌اند. اما قبول دارم با تعدادی از آنها رابطه داشتم.

باید چند سال را در زندان بگذرانی و علاوه بر آن به شلاق هم محکوم شده‌ای. فکر کرده‌ای که این سال‌ها را چطور بگذرانی و بعد از این‌که بیرون آمدی چه بکنی؟

تصمیم گرفتم توبه کنم و اموالی را که از آن دختران جوان گرفته‌ام، برگردانم. بعد هم بیشتر عبادت کنم و از خدا طلب بخشش کنم. در زندان حرفه‌ای یاد بگیرم تا بعد از این‌که بیرون آمدم بتوانم زندگی خوبی داشته باشم و از این به بعد به خانواده‌ام برسم. البته خانواده‌ام گفته‌اند کمک می‌کنند تا رضایت شاکیان را جلب کنم و بعد درخواست عفو کنم تا شاید قبول شود و زودتر بتوانم از زندان بیرون بیایم.

کاری که کردم خیلی بد بود. من همیشه آرزو داشتم یک دکتر باشم تا همه به من احترام بگذارند، اما نتوانستم درس بخوانم و یک دکتر واقعی شوم و فکر می‌کردم با این کارم احترام و آبرو برای خودم می‌خرم. از کارم پشمانم. امیدوارم با اصلاح رفتارم زودتر از زندان آزاد شوم.

مرجان لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها