به گزارش مهر، بیست و یکم اردیبهشت سال 90، ماموران پلیس از انتقال کودکی مجروح به یکی از بیمارستانهای تهران باخبر شدند و پس از حضور در بیمارستان دریافتند کودکی پنج ساله به نام حسین با دو ضربه چاقو از ناحیه شکم مجروح شده و در اتاق عمل است.
تحقیقات در این زمینه ادامه داشت تا اینکه پزشکان اعلام کردند حسین به علت شدت جراحات جان باخته است.
با مرگ این کودک، پرونده در اختیار کارآگاهان ویژه مبارزه با قتل قرار گرفت و ماموران در نخستین گام به تحقیق از پدر حسین پرداختند.
مرد جوان، صاحبخانه هفتاد و پنج ساله خود به نام حسن را بهعنوان قاتل معرفی کرد و گفت: روز حادثه، صاحبخانهام برای گرفتن 30 هزار تومان اجاره به در خانهام در اسلامشهر آمد. وقتی به او گفتم پولی در خانه ندارم، رفت و چند دقیقه بعد دوباره بازگشت. وقتی در را باز کردم، او روی من و پسرم قیر مذاب ریخت و با چاقو به تعقیب من پرداخت. حسن وقتی نتوانست من را بگیرد، دوباره به سمت خانه بازگشت و این بار با دو ضربه حسین را بشدت مجروح کرد.
کارآگاهان، متهم به قتل هفتاد و پنج ساله را در کرج شناسایی و او را دستگیر کردند.او در بازجوییها با قبول اتهامش گفت: وقتی با مستاجرم درگیر شدم، کنترل خود را از دست داده و چاقو را در شکم پسربچه فرو کردم.متهم سپس در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه قرار گرفت که با درخواست پدر مقتول به قصاص محکوم شد.
با اعتراض حسن، پرونده به شعبه 29 دیوان عالی کشور فرستاده شد که قضات دیوان عالی کشور حکم قصاص را تائید کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم