در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماجرا از این قرار است که کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی استان مرکزی چندی قبل از طریق مرکز فوریتهای پلیسی 110 در جریان مرگ مشکوک زنی میانسال قرار گرفتند و وقتی به بیمارستان رفتند کادر درمانی اعلام کردند این زن چهل و هفت ساله به نام رقیه در حالی توسط اعضای خانواده خود به بیمارستان منتقل شد که علائم حیاتی نداشت و تلاشها برای احیای وی نیز بیفایده بود. روی بدن این زن هیچ نشانهای از جراحت و درگیری وجود نداشت و علت مرگ او نامعلوم بود به همین دلیل جسد به دستور بازپرس ویژه قتل به پزشکی قانونی منتقل شد.
متخصصان بعد از انجام آزمایشهای دقیق به این نتیجه رسیدند که رقیه به علت فشار بر عناصر حیاتی گردنش دچار خفگی شده و در واقع مرگ او طبیعی نیست، بلکه این زن به قتل رسیده است. اعلام این نظریه پرونده را وارد مرحله تازهای کرد و کارآگاهان با توجه به این که مقتول زمان مرگ در منزل بود و همچنین شواهد و نشانههای دیگر به این اطمینان رسیدند وی توسط یکی از اعضای خانوادهاش به کام مرگ کشانده شده است.
در این بین شوهر رقیه - که احمد نام دارد- بیش از دیگران مورد سوءظن قرار گرفت. او که ابتدا خودش را بیگناه معرفی میکرد و مدعی بود از نحوه مرگ همسرش بیاطلاع است بعد از چند روز بازداشت و وقتی مدارکی به دست آمد که بر اختلاف وی با مقتول صحه میگذاشت به ارتکاب جنایت اعتراف کرد.
احمد به کارآگاهان گفت: «من چندی قبل، بعد از آشنایی با زنی میانسال تصمیم گرفتم با او ازدواج کنم و وقتی آن زن با خواستهام موافقت کرد وی را به عقد خودم درآوردم، اما رقیه از این کار من بسیار ناراضی بود و از آن به بعد مرتب با من درگیر میشد تا این که روز حادثه بار دیگر مشاجره بر سر همین موضوع را شروع کرد و من که از شدت عصبانیت کنترل خودم را از دست داده بودم او را خفه کردم.»
متهم در حال حاضر در بازداشت به سر میبرد و پرونده وی برای رسیدگی بیشتر در اختیار مرجع قضایی قرار گرفته است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: