در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
استفاده از علامت تجاری بهعنوان اسم، در زمان نوردیکهای باستان (ساکنان قدیمی اسکاندیناوی) آغاز و بتدریج رایج شد. هزاران سال قبل کشتیسازان وایکینگ کشتیهایی را که میساختند نامگذاری میکردند. نامگذاری همچنین در زمانهای قبل برای علامتگذاری احشام به منظور اظهار مالکیت بر آنها استفاده میشد.
آنها طرحهایی را روی پوست حیوانات داغ میزدند و این داغ نهادن بهزودی تبدیل به سمبولی برای مالکیت شد، چرا که خریداران احشام، به این داغ همچون نمادی کیفیت نگاه میکردند. خریداران دریافته بودند که هرگاه گاوی را با علامت دایره و ضربدر بخرند چاق خواهد شد، یا علامتی با دو خط معرف گاو استخوانی و لاغر بود. این علائم، خصیصهها و شهرت صاحبان احشام مانند قدرت و سلامتی آنها را انتقال میداد. سفالگران مصری نیز برای شناسایی آجرها و کوزههای خود از نام و نشان استفاده میکردند.
در دهه 60 تبلیغات تلویزیون بهعنوان یکی از وسایل (شاید وسیله اصلی) ارتباطات بازاریابی ظهور کرد. تاکید برارزشهای تولید محصول، جای خود را به علامت تجاری داد و در دهه 70 نام تجاری دروازهای برای ورود به انواعی از سبک زندگی شد. این رویکرد، متمرکز بر تمایز مصرفکننده بود.
در دهه 80 گسترش جهانیشدن تجارت بر علامت تجاری نیز اثر گذاشت. ایجاد نامهای تجاری جدید بهصرفه نبود، بنابراین شرکتها به سمت نامهای تجاری جهانی شرکتی رفتند تا بتوانند دامنه محصولاتشان را پوشش دهند.
علامتهای تجاری عصر ما نشان میدهند که پیشرفت علامتهای تجاری آمریکاییها آهنگ سریعتری از همتایان اروپایی خود داشته که این مساله ممکن است تا حدی بهخاطر موقعیت جغرافیایی آمریکا باشد. شرکتهای آمریکایی بازار ملی همگن بسیار گستردهای داشتند، ولی اروپاییها از چنین امتیازی برخوردار نبودند.
در حالیکه شرکتهای آمریکایی فعالیتهای بازاریابی و تبلیغاتی وسیعی را در آمریکا و سایر کشورهای انگلیسیزبان انجام میدادند، اروپاییها تازه داشتند یاد میگرفتند که با فرهنگهای مختلف (با اختلاف جزئی) کشورهای خاص انطباق ایجاد کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: