مدیر تیم فوتبال استقلال:

فضا برای مدیرانی از جنس فوتبال

میرشاد ماجدی نامی شناخته‌شده برای علاقه‌مندان فوتبال است. سرپرست و مدیر اجرایی 43 ساله تیم فوتبال استقلال که از بازیکنان پیشین این باشگاه و تیم ملی ایران به شمار می‌رود، فوتبال را از تیم‌های نوجوانان و جوانان اقبال و سپس شاهین آغاز کرده است.
کد خبر: ۵۰۲۷۹۷

او پس از گذراندن دوره سربازی در تیم صنایع دفاع، راهی تیم‌های استقلال، کشاورز و برق تهران شد و سپس به تایلند رفت و سال‌ها در باشگاه‌های این کشور توپ زد.

ماجدی که دانش‌آموخته مقطع کارشناسی ارشد مدیریت ورزشی از دانشگاه آزاد کرج است تمام دوره‌های مربیگری فوتبال را طی کرده است و اکنون از مدرسان ای.‌اف.‌سی است.

وی که قبلا سرپرستی تیم‌های ملی نوجوانان و جوانان ایران و مدیریت تیم ملی بزرگسالان را نیز برعهده داشت مدتی نیز قائم‌مقام باشگاه پیکان بود و همچنین سال هاست به عنوان مشاور فدراسیون فوتبال سنگاپور انجام وظیفه می‌کند.

باشگاه استقلال اخیرا با تغییراتی در هیات‌مدیره خود رو به رو شده است. این تغییرات را چگونه تعبیر می‌کنید و چه تاثیری در روند فعالیت‌های شما خواهد گذاشت؟

به هر صورت ما تحولات اخیر را به فال نیک می‌گیریم چون افرادی که شناخت کافی و وافی دارند و سال‌ها در ورزش زحمت کشیده‌اند به هیات‌مدیره ما اضافه شده‌اند.

به هر حال هر تغییری باید منجر به نتایجی مثبت شود و وقتی تغییری نتیجه مثبت دارد که از نقطه «آ‌» موجود به نقطه «ب» مطلوب برسد. البته تغییراتی که در فوتبال ایجاد می‌شود بعضا خواسته یا ناخواسته است.

برنامه‌ریزی راهبردی مهم‌ترین مسوولیت هیات‌مدیره است و مهم‌ترین مساله فعلی ما مباحث مالی است که امیدوارم هیات‌مدیره جدید بتواند بخوبی بر این مشکل فائق شود.

فتح‌الله‌زاده قبل از این تغییرات، تیمی بسیار خوب را با حداقل بودجه تشکیل داده است، ولی با گذشت چند هفته از لیگ، هنوز کادر فنی و بازیکنان استقلال ریالی دریافت نکرده‌اند. با این وصف، تحولات مثبت مدیریتی استقلال از رفع معضل مالی شروع می‌شود و باید در جهت حضور پشتوانه مالی و اسپانسر خوب، کارهای اساسی به نتیجه برسد.

البته مشکلات مالی ما منحصر به بحث قرارداد بازیکنان نیست، بلکه تجهیز و تکمیل کمپ ورزشی اختصاصی استقلال هم اولویت مهم دیگر باشگاه محسوب می‌شود. خوشبختانه در حال حاضر با تلاش فتح‌الله‌زاده و کامرانی، زمین چمن بسیار خوبی برای کمپ استقلال آماده شده است، ولی سکو‌ها و رختکن، هنوز آماده نشده و منتظر شارژ مالی است. لازم است هیات‌مدیره به این زیرساخت‌ها توجه کند چون همین روزها زمان حضور نمایندگان ای.‌اف.‌سی در کشورمان است و باید سعی کنیم آنها کمترین ایراد را از شرایط موجود ما بگیرند. افشارزاده و شهریاری، هر دو از مدیران با تجربه ورزش ما هستند و توجه کاملی به این موضوع دارند.

فکر می‌کنید هیات‌مدیره جدید هم مثل قبلی‌ها علاقه‌مند به ورود در ریز مسائل تیم و دخالت در جزئیات باشد؟

به هر حال هیات‌مدیره به منزله سی‌پی‌یو یا مغز هر باشگاهی محسوب می‌شود که محل اخذ تصمیمات کلان است، همان تصمیماتی که توسط مدیرعامل، اجرایی می‌شوند. هیات‌مدیره‌هایی که به مسائل ریزی مثل مسائل فنی و گرفتن یا نگرفتن فلان بازیکن ورود می‌کنند در حقیقت، خود را کوچک می‌کنند.

همان‌گونه که عنوان شد دو اولویت اصلی استقلال در حال حاضر، یکی رفع بحران مالی و دیگری معضل فرهنگی و مشکلاتی است که حول و حوش هواداران تیم رخ می‌دهد و باید از بین بروند وگرنه در کادر فنی استقلال، عناصر باتجربه‌ای حضور دارند که بخوبی می‌توانند تیم را در ادامه فصل، به شرایط فنی بسیار خوبی برسانند.

ولی ما فکر می‌کنیم با توجه به معضلات فرهنگی موجود، از جمله سنگ پرانی‌های شهرآورد، بحث فرهنگی و رفع معضلات بزرگ آن نیز از مهم‌ترین اولویت‌هاست. بویژه آن‌که اولین پیشوند نام باشگاه استقلال فرهنگی و سپس ورزشی است...

مباحث فرهنگی باید از داخل باشگاه‌ها اصلاح شوند، یعنی در حقیقت با اصلاح ساختار باشگاه، به صورتی خودکار به سمت رفع ریشه‌ای مشکلات فرهنگی هم حرکت خواهیم کرد.

ما به عنوان تیمی دولتی، خیلی جاها مظلوم واقع می‌شویم. به عنوان نمونه در ورزشگاه، برگزارکننده به حساب می‌آییم، ولی حق بلیت فروشی، تبلیغات دور زمین، حق رایت و پخش تلویزیونی نداریم. در عین حال، وقتی سنگ‌پرانی می‌شود به عنوان میزبان باید پاسخگو باشیم و خسارت بپردازیم.

در حقیقت فوتبال ما چاره‌ای ندارد جز این‌که به بخش خصوصی واگذار شود و بلیت فروشی در اختیار خودمان قرار گیرد که این موضوع با وجود سادگی ظاهری، خیلی مهم است چون وقتی باشگاه‌های خصوصی متولی بلیت‌های بازی‌های خود شوند این کار را در جهت بهره‌وری هر چه بیشتر، نظام‌مند می‌کنند. بلیت‌هایی ارائه می‌دهند که دست‌کم کامپیوتری و دارای شماره مشخص صندلی باشند. مسلما با شناسنامه‌دار شدن تماشاگران، هوادار از هوادارنما تشخیص داده می‌شود.

ولی مشکلات فرهنگی سکوها و هواداران، خیلی حادتر از اینها به نظر می‌رسد... .

البته همه مشکلات سکوها از بی فرهنگی نیست. ما باید هواداران را بیشتر درک کنیم، آنها می‌خواهند استقلال ببرد؛ همان‌هایی که با فشارهای مضاعف اقتصادی و اجتماعی هم درگیر هستند و فشارهای خاص حضور در ورزشگاه را هم متحمل می‌شوند.

در شهرآورد، تماشاگران مانند یک نارنجک آماده‌اند و کافی است کسی ضامن آن را بکشد. شاید 90 درصد مشکلات، به وجود همین فشار‌ها برمی‌گردد. متاسفانه ما نه تنها کمکی در کاهش این فشارها از تماشاگران نمی‌کنیم، بلکه با عملکرد خود بعضا آنها را به سطح انفجار نیز می‌کشانیم.

در مجموع معتقدم اگر زیر ساخت‌های فوتبال ما اصلاح شوند تبعات منفی این نوسان‌های هیجانی، از 70 تا 80 درصد، به 10 تا 15 درصد می‌رسد، درصدی که کاملا قابل کنترل خواهد بود.

چطور شد که میرشاد ماجدی به استقلال برگشت آن‌هم با عنوان مدیر تیم یا همان سرپرست؟

خیلی خوشحالم از این‌که به من اعتماد شد و طی گفت‌وگوهایی که با مدیرعامل باشگاه و سرمربی تیم برگزار کردیم به توافق‌ها و تعاملات سه‌جانبه خوبی دست پیدا کردیم تا امور به نحو شایسته‌ای دنبال شوند، طوری که مشکلات سال‌های گذشته تکرار نشوند. در حقیقت قرار شد به منظور پیشگیری از تداخل وظایف، چارت کاری ما کاملا مشخص باشد.

البته در زمان سرمربیگری قلعه‌نویی در تیم ملی، من مدیر اجرایی این تیم بودم. بنابراین هماهنگی خوبی از قبل بین ما وجود داشت. ضمن این‌که فکر می‌کنم سابقه سرپرستی تیم‌های ملی نوجوانان و جوانان و نیز قائم‌مقامی باشگاه پیکان، تجربه‌های خوبی برای انجام بهتر امور به من داده‌اند.

خوشبختانه چارت و شرح وظایف، به طرز دقیقی نوشته شده‌اند و هماهنگی بسیار خوبی به وجود آمده‌اند. البته امید زیادی به حمایت از جانب تمام پیشکسوتان باشگاه دارم چون تصورم بر این است که بدون حمایت و پذیرش آنها به موفقیت‌های چندانی دست پیدا نخواهیم کرد.

پیش از شما منصور پورحیدری این مسوولیت را در استقلال داشت. چه تعاملی با او برقرار کرده‌‌اید؟

ارادت من به پورحیدری موضوعی است که از سال‌ها پیش به وجود آمده است. آقای پورحیدری از بزرگان استقلال است که من افتخار شاگردی او را داشته‌ام. او الآن هم به عنوان مدیر فنی، تجربه‌های ارزنده خود را به ما منتقل می‌کند و تعامل خوبی بین ما وجود دارد.

در چارتی که به آن اشاره کردید مشخصا کدام وظایف به عهده شما واگذار شده است؟

ماجدی: هر بازیکنی که در ادامه فصل از استقلال جداشد به این معناست که قلعه‌نویی او را قبول نداشته است اما تنها در ابعاد تاکتیکی. یعنی آن بازیکن به درد تاکتیک‌های ما نمی‌خورد

کار مدیریت تیم و تمام کارهای اجرایی روزانه با سرپرست تیم است. هماهنگی بلیت‌های مسافرت، هتل، هماهنگی با رسانه‌ها و صدا و سیما، رسیدگی به خواسته‌های بازیکنان و کادر فنی، همگی از وظایف من است. یا به طور خلاصه‌تر، غیر از مسائل فنی که به سرمربی تیم برمی‌گردد رسیدگی به سایر موارد با مدیر تیم است.

شما، بازیکن سال‌های پیشین استقلال بوده‌اید، بنابر‌این بخوبی می‌توانید بازیکنان فعلی را درک کنید. چگونه با آنها تعامل برقرار می‌کنید؟

خوشبختانه با بازیکنانی سر و کار داریم که هم از جهت اخلاقی و هم تجربه و فنی، در سطح بالایی هستند و خیلی از مسائل را بدون گفتن ما کاملا درک می‌کنند.

نمونه‌ای برای اثبات شعور بالای بازیکنانمان این است که الان با گذشت چند ماه از شروع لیگ برتر، هنوز دریافت مالی نداشته‌اند، با این حال کاملا این مشکل را تحمل کرده‌اند و حتی با جدیت و سختی به کار خود ادامه داده‌اند و هیچ کم و کسری از خود نشان نداده‌اند.

ولی همین بازیکنان حرفه‌ای، امسال حرف و حدیث‌هایی را در مورد بستن بازوبند کاپیتانی تیم به وجود آورده‌اند که سال‌ها در استقلال سابقه نداشته است!

بستن بازوبند کاپیتانی یعنی سخت‌تر شدن مسئولیت یک بازیکن ولی در کشورمان این کار، شاید پرستیژی به حساب آید و به همین دلیل بازیکنان آن را دوست دارند.

تعیین کاپیتان در استقلال از روز اول، کار چندان پیچیده‌ای نبود و قرار بود یک بازیکن پیشکسوت‌تر، لیدر تیم شود تا بتواند براحتی در زمین مسابقه میدانداری کند و ارتباط بازیکنان با یکدیگر و با داور و کادر فنی و سرپرستی را کامل کند. وقتی نکونام به فوتبال ایران برگشت با توجه به کاپیتانی او در تیم ملی، تصمیم بر آن شد که کاپیتان تیم ملی کاپیتان استقلال هم باشد. البته خود جواد، آنقدر حرفه‌ای و با تجربه بود که هیچ صحبتی راجع به این موضوع نکرد و هیچ موضعی نگرفت. اینها در شرایطی بود که تیم استقلال در ترکیه اردو زده بود و کمترین حاشیه‌ای بین بازیکنان در مورد کاپیتانی وجود نداشت در حالی که ما پس از بازگشت به ایران متوجه شدیم چه آتش‌هایی در برخی مطبوعات در این مورد به پا شده است، بنابراین ضمن تشکر از برخورد متین قدیمی‌هایی مثل امیرحسین صادقی، سیاوش اکبرپور، مجتبی جباری و... با توافق همه، سیدمهدی رحمتی را که دروازه‌بان نخست تیم ملی است به کاپیتانی برگزیدیم که همه بازیکنان براحتی این انتخاب را پذیرفتند.

قبول دارید استقلال در پرداخت‌هایش، بریز و بپاش‌های بعضا بی‌موردی دارد؟

از وقتی پای پول‌های میلیاردی به فوتبال باز شده نباید فکر و ذکر مسئولان استقلال به گرفتن بازیکنان میلیونی باشد. معتقدم استقلال تیم بزرگی است و خریدهایش باید متناسب با بزرگی آن باشد. اصولا سرمایه‌گذاری هرچه بیشتر در ورزش و فوتبال را لازم می‌دانم، ولی فقط باید هزینه‌ها کانالیزه شوند و تناسب پخش آن بین تمام ارگان‌های فوتبال رعایت شود. مثلا نمی‌شود در باشگاهی بازیکنان و مدیران و مربیان وجوه آنچنانی دریافت کنند، ولی هواداران برای استفاده از آب خوردن هم با مشکل مواجه باشند، بلکه باید منافع فوتبال بین همه اعضای خانواده این ورزش به تناسب توزیع شود. در حقیقت منافع مالی فوتبال باید به هواداران، اصحاب رسانه و دیگر اعضای این خانواده بزرگ نیز به صورتی ضابطه مند و قانونمند برسد. البته همه این موارد به بحث اول ما برمی گردد و این‌که تا فوتبال ما خصوصی نشود نمی‌توانیم برنامه‌ریزی کنیم.

ضمن این‌که این نکته را هم اضافه کنم که در برخی موارد، دریافتی بازیکنان و رقم‌های قراردادها، غلو می‌شود. یعنی در حقیقت درآمد بازیکنان ما میلیاردی نیست و بعضا ارقام اعلام شده خیلی واقعی نیستند. نمی‌گوییم کم پول می‌گیرند، ولی یک بازیکن در شرایط عالی، فقط ده سال می‌تواند بازی کند، در حالی که در آن مدت، باید تمام زندگی خود را تامین کند. بازیکنان فوتبال واقعا با فشارهای حرفه‌ای زیادی روبه‌رو هستند. آنها هر روز باید در اختیار باشگاه خود باشند و اگر تیم شکست بخورد فشارهای روانی زیادی را از سوی مدیران، مربیان، رسانه‌ها و هواداران متحمل شوند.

بله، ولی به شرطی که خروجی خوبی از فوتبال بیرون بیاید. واقعا منصفانه است این همه پول را در فوتبال بیماری هدر دهیم که تیم ملی و باشگاه‌های بزرگش چنین نمایش‌های ضعیف و بعضا کسل‌کننده‌ای ارائه می‌کنند؟!

ما ایرانی‌ها همیشه می‌خواهیم یک نفر را که به جایی می‌رسد حذف کنیم، به همین دلیل است که خیلی‌ها به‌جای تلاش در جهت تقویت خود، علاقه‌مند شده‌اند از بودجه فوتبال کم کنند.

منظورتان این است که به جای کسر کردن از بودجه فوتبال، سهم ورزش‌های دیگر را هم در مسیر سالم‌سازی جامعه اضافه کنیم؟

بله هر چه سرمایه‌گذاری بیشتری روی ورزش کنیم بهتر است، چون ورزش و تربیت بدنی است که از فقر حرکتی،‌ فساد و بیمار جلوگیری می‌کند و ورزش قهرمانی به عنوان یکی از شاخه‌های مهم ورزش و تربیت بدنی به شمار می‌رود، طوری که موفقیت در ورزش قهرمانی، نه تنها به مفهوم به اهتزاز درآمدن پرچم کشور پیروز، بلکه به مفهوم حرف زدن رسای آن کشور در عرصه جهانی به شمار می‌رود.

همه این موارد به شرطی است که همان‌طور که شما اشاره کردید خروجی بسیار خوبی از این سرمایه‌گذاری داشته باشیم نه این‌که فقط پول را وارد کنیم. چرا بازیکنان بزرگ ما نظیر کریمی، مهدوی‌کیا، نکونام و تیموریان هنوز در فوتبالمان حرف اول را می‌زنند؟ چون از سال 2006 تا کنون هنوز فوتبال ما تولیدی نداشته است.

به دلیل حساسیت بسیار زیاد جامعه به فوتبال، فشاری که یک فوتبالیست مطرح تحمل می‌کند خیلی بیش از قهرمانان سایر رشته‌هاست. یک ورزشکار غیر فوتبالی اگر حذف هم شود و نتیجه خوبی نگیرد حداکثر روز بعد از آن، روزنامه‌ها به آن اتفاق می‌پردازند، ولی فوتبال آن طور نیست و اگر بازیکنی به فرض یک توپ را در دروازه خالی قرار ندهد مدت‌ها هجمه زیادی به او وارد می‌شود. البته احساس من این است که باید به موازات پرداخت مبالغ به بازیکنانی که زیر فشارهای زیادی قرار دارند و حتی در تعطیلات نوروز هم وادار به حضور در باشگاه و انجام مسابقه می‌شوند فرهنگ تعامل با رسانه‌ها و باشگاه را هم به آنها منتقل کنیم.

یعنی تصدیق می‌کنید تصمیم ملی‌پوشان فوتبال برای تحریم رسانه‌ها برای انجام مصاحبه، در پاسخگویی و انتقام‌گیری از طرح بحث پرداخت‌های بی‌جا به بعضی فوتبالیست‌ها گرفته شده است؟

من در این مورد صحبتی با بازیکنان انجام نداده‌ام، چون تصور می‌کنم بحث صحبت کردن بازیکنان با رسانه‌ها به اختیارات شخصی آنها برمی‌گردد و باشگاه نمی‌تواند در این مورد به حریم بازیکنان ورود کند. در حقیقت خود آنها باید دلایل صحبت نکردن با رسانه‌ها را تشریح کنند.

از دیدگاه ما این موضوع به افراط رسانه‌ها در برقراری ارتباط‌های زیاد با بازیکنان دو تیم مطرح فوتبال کشورمان بر می‌گردد که آنها را اغلب دچار نوعی غرور کاذب کرده است طوری که بعضا از بالا به دیگران نگاه می‌کنند! بنابراین اجازه می‌خواهیم این بحث چالشی را عوض کنیم. تا چه زمانی زمزمه‌های رفتن جباری، زندی و نکونام به تیم‌های قطری ادامه خواهد یافت؟ آیا این موضوع به موعد نقل و انتقالات نیم فصل موکول شده است؟

در باشگاه ما بحث ترانسفر بازیکنان به طور کلی در حوزه اختیارات و مسئولیت‌های مدیرعامل است و او در این مورد پاسخگو خواهد بود. البته بازیکنانمان با نظر مستقیم سرمربی جذب شده‌اند بویژه این سه نفر که قلعه‌نویی نظر ویژه‌ای به آنها دارد.

ما امسال علاوه بر جام حذفی در دو جام معتبر لیگ‌قهرمانان آسیا و لیگ برتر ایران نیز باید شرکت کنیم. به این منظور، روی بازیکنان سرمایه‌گذاری شده و اگر بازیکنی بگوید می‌روم برخلاف قرارداد حرفه‌ای خود صحبت کرده است. بازیکن ما تنها زمانی می‌تواند از باشگاه برود که دیگر سرمربی در پیشبرد برنامه‌هایش نظر مساعدی روی او نداشته باشد که در آن صورت پس از توافق با مدیر باشگاه، از ما جدا می‌شود.

منظورتان این است که هر بازیکنی که در ادامه فصل از استقلال جدا شد به این معناست که قلعه‌نویی او را قبول نداشته است؟

بله این استنباط صحیح است، اما تنها در ابعاد تاکتیکی. یعنی آن بازیکن به درد تاکتیک‌های ما نمی‌خورد.

با توجه به این‌که در سال‌های اخیر، مرتبا مربیان استقلال تیم ملی را مهم‌ترین مقصر در نتیجه نگرفتن ایده‌آل استقلال معرفی کرده‌اند تعامل امسال استقلال با تیم ملی چگونه است؟

ماجدی: مسلما بهبود و حضور بازیکن طراحی مثل جباری در میدان، کمک زیادی به نزدیک شدن استقلال به روزهای اوج خود می‌کند. البته بحث تزریق منابع مالی همچنان اولویت نخست ما دررفع مشکلات فکری است که قطعا تاثیر خود را روی عملکرد فیزیکی بازیکنان نیز نشان خواهد داد

این‌که هر بازیکنی از ما به تیم ملی راه پیدا کند افتخاری برای باشگاه محسوب می‌شود که همه به آن اذعان دارند. در عین حال، باید به این نکته هم توجه داشته باشیم در فوتبالی کار می‌کنیم که اولین بحث آن نتیجه است و به همین خاطر، تیم ملی به فکر خود و باشگاه هم به فکر خود هستند. لذا در چنین شرایطی، باید قانونی مدون وجود داشته باشد تا همه چیز را دقیق و منصفانه روشن کند. البته فکر می‌کنم کادر فنی تیم ملی باید مقداری نگاه ویژه‌تری نیز به استقلال داشته باشند چون جای تعدادی از بازیکنان ما در تیم ملی خالی است.

ما به دلیل بازی تیم ملی با لبنان، 22 روز در لیگ بازی نکردیم در حالی که تعدادی از بازیکنان‌مان را در اختیار نداشتیم. وقتی تیمی مثل استقلال از شرایط مسابقه دور می‌شود فشار مضاعفی را متحمل خواهد شد چون ناچاریم دوره نصفه نیمه بدنسازی را برای حفظ آمادگی اجرا کنیم، در حالی که گذراندن دوره بدنسازی برای بازیکنان، خیلی سخت‌تر از دوره مسابقه است و آنها تمایل و رغبت خیلی کمتری به انجام چنین تمرین‌هایی نشان می‌دهند. البته ما سعی کردیم در این وقفه 22 روزه، دیدارهای دوستانه‌ای نیز برگزار کنیم از جمله دیدار خیریه با ابومسلم که با همت و تلاش بسیار خوب مسئولان ابومسلم، این دیدار برگزار شد تا عواید آن به هموطنان عزیز آسیب دیده از زلزله آذربایجان اختصاص یابد. البته در حمایت از این عزیزان زلزله‌زده همه بچه‌های استقلال مبالغی را اختصاص دادند تا بتوانند روستایی را در منطقه بازسازی کنند.

تعاملی که به آن اشاره کردید بیشتر باید از جانب مسئولان فدراسیون اعمال شود تا کادر فنی تیم ملی.

ما در باشگاهی کار می‌کنیم که مثل پرسپولیس محکوم به پیروزی است یا دست‌کم موظف است طوری بازی کند که اگر پیروز هم نشد هوادارانش از یک بازی زیبا بهره ببرند. رسیدن به چنین شرایطی، مستلزم برنامه‌ریزی بسیار دقیقی هم از جانب ما و هم سازمان لیگ است. در غیر این صورت، هم استقلال ضرر می‌کند و هم فوتبال ایران.

با برنامه‌ریزی موجود، چند مهره کلیدی ما آسیب دیده‌اند که این ضرر زیادی به ما زده است. در حال حاضر استقلال نیازمند افزایش سرعت تیمی خود است. مسلما بهبود و حضور بازیکن طراحی مثل جباری در میدان، کمک زیادی به نزدیک شدن استقلال به روزهای اوج خود می‌کند.

البته بحث تزریق منابع مالی همچنان اولویت نخست ما در رفع مشکلات فکری است که قطعا تاثیر خود را روی عملکرد فیزیکی بازیکنان نیز نشان خواهد داد.

شما قبل از پذیرش مسئولیت‌ در باشگاه استقلال نیز از منتقدان جدی کارلوس کرش محسوب می‌شدید!

درست است چون معتقدم انتظاراتمان از این مربی بزرگ به درستی ابلاغ نشده است. او چندی پیش اعلام کرده بود که اگر ما با تیم‌هایی مثل موزامبیک بازی نکنیم باید در هتل بیکار بنشینیم و قهوه بنوشیم در حالی که این موضوع مرا خیلی عصبانی کرد طوری که به نایب‌رئیس فدراسیون پیشنهاد دادم حسابی را اعلام کنند تا هواداران فوتبال در مدت کوتاهی داوطلبانه وجه دعوت از تیم‌های بزرگی مثل اسپانیا و آرژانتین را بپردازند و به سرمربی تیم ملی ثابت شود تیم ما می‌تواند و باید با تیم‌هایی روبه‌رو شود که دستاوردهای مفیدی برای فوتبالمان داشته باشند.

حضور چند ساله شما در کشوری مثل تایلند که دارای فوتبالی درجه دو در آسیاست چه دستاوردهایی به همراه داشت؟

هرچند کشورهایی چون تایلند، ویتنام، مالزی و سنگاپور تیم‌های درجه دوم فوتبال آسیا به شمار می‌روند، ولی سطح رقابت‌های باشگاهی در این کشورها خیلی بالاتر از فوتبال ملی آنهاست چون هر باشگاهی از پنج بازیکن خارجی بهره می‌برد ودر عین حال، به دلیل پرداخت‌های بالا به بازیکنان خارجی، آنها توقع خیلی زیادی هم از بازیکنان خارجی خود دارند و از آنجا که در این کشورها خیلی بیشتر از تکنیک، نگاه‌ها معطوف به میزان دوندگی و آمادگی جسمانی بازیکنان است. یک بازیکن خارجی باید دو برابر بازیکن بومی آنها بدود، مرتبا گل بزند، پنالتی بگیرد و بهترین باشد.

در لیگ‌های شرق دور، همه چیز خیلی ضابطه‌مند محاسبه و اجرا می‌شود، مثلا اگر بازیکنی به دلیل مصدومیت نتواند در تمرین‌ها حاضر شود حق‌الزحمه تمرین از او کسر و متقابلا تمام هزینه‌های درمان او پرداخت می‌شود.

همچنین برای برد، تساوی و حتی هر آیتم و حرکت مثبتی که در زمین انجام می‌شود ما به ازای نقدی پیش‌بینی شده و پرداخت می‌شود. در هر صورت آنجا فوتبال در اختیار بخش خصوصی است و چون بحث جدی درآمد و هزینه مطرح است همه چیز حساب شده و در جهت پیشگیری از ضرر و زیان و ایجاد منافع در نظر گرفته می‌شود. در چنین شرایطی بازیکنی که پول زمان 24 ساعته خود را از باشگاه دریافت می‌کند کاملا تحت فرمان باشگاه است نه این‌که مثل ما آن طور سنتی کار را دنبال کنند که بازیکنانمان پول 24 ساعت را بگیرند، ولی بگویند خسته‌ایم یا کار داریم یا...

اتفاقا تایلندی‌ها در فیفا و ای.‌اف.‌سی نیز نفوذ عجیبی دارند و یکی از نایب رئیسان بلاتر تایلندی است.

شما در هفته‌های آینده شاهد خواهید بود که چه جام‌جهانی بی‌نظیری را در رشته فوتسال برگزار خواهند کرد.

بازی و زندگی کردن در چنین فوتبالی تجربه‌های خوبی به من آموخت که مکمل سایر تجربه‌ها و اطلاعاتم شده است.

به جام‌جهانی فوتسال اشاره کردید. به عنوان یکی از مدیران و مربیان پیشین فوتسال ملی ایران و بازیکنی که در جام‌جهانی فوتسال عنوان با ارزش چهارمی را هم به دست آورده‌اید، باخت به تایلند و از دست دادن قهرمانی آسیا را چگونه تحلیل می‌کنید؟

همه دنیا سعی می‌کنند در بازی‌های خارجی پیروز باشند در حالی که ما همه چیز را فدای مسائل داخلی خود می‌کنیم. مثلا قهرمانی با ارزش فوتسال ما در آسیا، امسال فدای همین جنگ‌های داخلی شد.

تیم ملی فوتسال فقط به حمایت نیاز دارد و در حالی که مدت کمی تا شروع جام جهانی باقی مانده است باید از سرمربی جوان خود کاملا حمایت کنیم و سنگ جلوی پای او نیندازیم که این کار سنگ‌اندازی در برابر یک شخص نیست، بلکه یک کارشکنی ملی محسوب می‌شود.

چطور شد میرشاد ماجدی به یکباره سر از مدیریت در فوتبال در آورد؟

در نخستین مسافرتم به خارج کشور در قالب تیم ملی جوانان بود که تحت تاثیر مدیریت بسیار خوب صادقی، مدیر وقت آن زمان تیم ملی جوانان، علاقه زیادی به این کار پیدا کردم. بعدها در سفرهایم به مقر کنفدراسیون فوتبال آسیا وقتی می‌دیدم یک پسر 20 ساله استرالیایی تمام برنامه‌ریزی‌های ای. اف. سی را انجام می‌دهد در تصمیمم راسخ‌تر شدم و این علاقه را دنبال کردم تا این‌که آن را به ثمر رساندم.

معتقدم یک مربی تنها در ابعاد فنی می‌تواند در یک تیم تحولی به وجود آورد در حالی که اگر بگذارند، یک مدیر در ابعاد وسیع‌تری امکان ایجاد تحولات مثبت دارد، بنابراین مدیریت را به مربیگری ترجیح داده‌ام. فکر می‌کنم فشار‌های ای.‌اف.‌سی در سال 2013 ما را ناگزیر می‌کند تا برای مدیرانی از جنس فوتبال و مدیریت فضا ایجاد کنیم. مسلما اگر چنین مدیرانی در مجموعه فوتبال فعال باشند جایگاه ما این‌گونه با نزول همراه نخواهد بود چون توانایی فوتبال ایران خیلی بیش از اینهاست.

مجید عباسقلی ‌-‌ گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها