برخی هم میگویند روزنامههای دولتساخته، نظام توزیعی دولتساخته داشتند و کارمندان دولت نخستین توزیعکنندگان جراید ایران بودند. از آن روزها تا الان تحولات زیادی دور و بر نظام توزیع نشریات اتفاق افتاده است.
سید فرید قاسمی، محقق تاریخ مطبوعات در ایران نوشته است نخستین توزیعکنندگان مطبوعات، دولتی و بیشتر پستچیها بودند.
دریافت انعام غیرقانونی از مردم و توزیع نامناسب روزنامه، دولت را به این فکر انداخته تا صنوفی مثل بلورفروش و خراز را هم به این صنف وارد کند.
با به وجود آمدن بخش خصوصی روزنامهدار این فکر پدید آمد وکیلی برای توزیع جراید انتخاب شود. این بود که حدود سال 1297 شمسی، نخستین اتحادیه توزیعکنندگان نشریات به نام اتحادیه پخش جراید تاسیس شد، کمی بعدتر از آن روزنامه اطلاعات تاسیس شد و اتاق توزیعی در آن به وجود آمد که کار توزیع روزنامه را انجام میداد.
مثل هر صنف دیگری، روزنامهفروشان هم باهم اختلاف درونی داشتند. این اختلاف حتی گاهی به مطبوعات هم کشیده میشد تا جایی که روزنامه ناهید در شماره هشت خود شعری چاپ کرد و آنها را به اتحاد دعوت نمود.
اما اختلافات ادامه داشت تا زمانی که همه به این نتیجه رسیدند زیر بیرق حاج محمد سقا ـ یکی از پیشکسوتان این عرصه ـ جمع شوند و «سازمان مطبوعات ایران» را سال 1310 تاسیس کنند.
پایمردی حاج محمد سقا و یارانش در این دوره بود که دولت را مجاب کرد روزنامهفروشی را به عنوان یک کسب به رسمیت بشناسد.
سازمان مطبوعات ایران نخستین تشکلی بود که از روزنامهفروشان شکل گرفته بود. تشکلهای دیگری نیز تحت عنوان اتحادیه صنف فروشندگان و توزیعکنندگان جراید و مجلات داخلی، اتحادیه فروشندگان نشریات خارجی، اتحادیه فروشندگان جراید داخلی کشور، شرکت تعاونی تهیه و توزیع فروشندگان جراید داخلی و شورای اسلامی اتحادیه فروشندگان جراید داخلی کشور در سالهای بعد تاسیس شد.
از دوچرخه تا کیوسک
در یکی از معدود نوشتههای مربوط به تاریخچه کیوسکهای روزنامهفروشی آمده که در این سالها، افراد پیاده توزیعکننده روزنامه بودند و بعدها با طولانیشدن مسافتها به دوچرخه مجهز شدند و کمی بعدتر هم دوچرخههای موتوردار و موتور گازی خریدند تا راحتتر بتوانند در خیابانها گشت بزنند و روزنامهها را به محل کار و منزل مردم برسانند.
در ادامه این نوشته آمده است بعدها میزهای کوچکی در برخی معابر گذاشته شد که نسخهای از نشریات چاپشده روی آن قرار میگرفت.
شاید بتوان این میزها را نخستین مراکز فروش نشریه دانست. با افزایش تعداد مطبوعات و نیز خطراتی مثل خیس شدن مطبوعات زیر برف و باران، روزنامهفروشها کمکم به فکر کیوسک افتادند. اینکه نخستین کیوسک روزنامهفروشی در چه تاریخی تاسیس شده بدرستی معلوم نیست، اما قراینی برای آن وجود دارد.
ازجمله عبارتی که یکی از نمایندگان مجلس شانزدهم شورای ملی (1328 تا 1330) گفته است: «بتازگی در تهران تعداد 120 دکه چوبی برای فروش برخی روزنامهها تاسیس شده است.»
طرح تاریخ شفاهی آقایی به نام حسینیمقدم در مشهد تاریخ نخستین دکه مطبوعات این شهر را به حدود سال 1332 برمیگرداند، اما سند دیگری متعلق به کمی قبلتر از سالهای دهه 30 وجود دارد که بیان میکند سال 1324 عدهای از اوباش، به روزنامهفروشیهای ملایر حمله کردهاند.
این سند نشان میدهد روزنامهفروشیها قبل از آن مکانی مستقل داشتند اگرچه نامی از دکه یا کیوسک برده نشده است.
اما این روزها در همهجا هم نباید برای خرید مطبوعات به دنبال کیوسک بود چرا که در برخی از شهرها صنف لوازمالتحریر متصدی فروش نشریات است و در برخی شهرها مثل تهران هم میتوان در بعضی جاها روزنامه صبح را به همراه پنیر و خامه از سوپر مارکت تهیه کرد.
قوانینی برای روزنامهفروشان
نخستین آییننامه سال 1320 تحت عنوان آییننامه فروش، پخش و انتشار روزنامه و مجله به تصویب رسید. سال 1344، این آییننامه دستخوش اصلاح شد. بعد از انقلاب اسلامی، کیوسکها به محلی برای فروش انواع و اقسام کالاهای مربوط و غیرمربوط تبدیل شده بود.
این مساله باعث شد شورای انقلاب اسفند 58 آییننامه نمایندگی توزیع و فروش نشریات را به تصویب خود برساند.
با همه این حرف و حدیثها برای اتحادیه و قانون روزنامهفروشان، همه میدانند کیوسکها اگر نبودند چه مشکلی برای نظام توزیع مطبوعات ایرانی ایجاد میشد. روزنامهفروشها بخشی از تاریخ و فرهنگ این کشورند.
مصطفی مسجدیآرانی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم