در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هرچقدر رفتار انسان در برابر وقایع یا اشخاص ناشناس مرعوبانه و انکارآمیز است، در مقابل آشناها یا لااقل شناخته شدهها، رفتاری که ذهن بر میگزیند، دوستانه و همراهانه است.
این ویژگی ذهنی، اصلیترین عاملی است که در هنر به کار هنرمند میآید و در هر یک از هنرهای هفتگانه استفاده از اصول و قواعد به همین دلیل ساده و مهم کارآمد و رهگشاست. چنان که مثلا در سینما میبینیم و میشنویم از کلیشهها، الگوها و تیپهای تکراری بهکرات استفاده میشود.
این ویژگی اما کارکرد دیگری هم دارد. انتخاب چهرههای آشنا ـ مثلا بازیگر سینما ـ برای تبیین و معرفی یک برنامه و استفاده از او بهعنوان مجری سبب میشود برنامه نیمی از راه جلب اعتماد مخاطب را بسرعت و براحتی طی کند.
به همین دلیل بسیاری از برنامهها، مسابقهها و تاکشوهای تلویزیونی و رادیویی در سراسر دنیا از حضور بازیگرانی بهره میبرند که به عنوان مجری در کار حاضر میشوند و بسته به بضاعتی که دارند، عاملی مهم و کلیدی یا حاشیهای و کم اثر در برنامه میشوند.
مثلا در آمریکای دهه 70 شون کانری سالها اجرای برنامهای جذاب و پرطرفدار را به عهده داشت که به موضوعات علمی خاص میپرداخت یا همین امروز تامهنکس، اجرای برنامه رادیویی بسیار پرطرفدار شنبههای آمریکایی را در شبکهای رادیویی عهده دار است. از این نمونهها در سراسر دنیا فراوانند از جمله ایران.
حضور بازیگران سینما در نقش مجری برنامههای رادیویی ـ تلویزیونی در کشور ما قدمت فراوانی دارد.
در برنامههای رادیو و تلویزیون پیش از انقلاب، بازیگران نمیتوانستند حضور داشته باشند چون فیلمها دوبله میشد و صدای اصلی بازیگران میتوانست عامل دافعهبرانگیزی برای مخاطب باشد. اما در دهه اخیر و بویژه با فراگیر شدن تب حضور بازیگران تئاتری در سینما و استفاده این گروه از بازیگران از تواناییهای کامل در بیان و میمیک، حضور آنها در برنامههای تخصصی و غیرتخصصی چشمگیر شده است.
معادله دوسویه و دو سر سودی که چنین برنامههایی دارد، هر بازیگری را فریب میدهد. بازیگر میتواند از فرصت دیده شدن استفاده کند و بیش از پیش مهرش را به دل مخاطب بنشاند و برنامه هم میتواند از محبوبیت و آشنایی بازیگر برای مخاطب استفاده کند و جذابیت مضاعفی بیابد؛ این روند که مدتی است شروع شده، قطعا همچنان ادامه خواهد یافت.
یکی از بهترین نمونههای حضور بازیگران در مقام مجری، اجرا ـ بازی جذاب و بینهایت هنرمندانه زوج رامبد جوان ـ اشکان خطیبی در برنامه خانه نو دوسال گذشته شبکه دو بود. ترکیب شیطنتهای بیپایان این دو بازیگر با فضای گرم و دوست داشتنی برنامه موجب شده بود شبکه دو شبهای پرطرفدار و دلچسبی را تجربه کند یا حضور کاملا بجا، هوشمندانه و حرفهای بازیگری نظیر کورش سلیمانی در قامت مجری برنامه سینما یک که بهلطف بیان خوب و توانایی آشکار در اجرا، به نمونهای خوب و دلچسب از مجریگری یک بازیگر بدل شد یا اجرای درخشان روحالله کمانی در برنامه رادیویی پارازیت رادیوجوان. کمانی بیتکلف و راحت برنامه را اجرا میکند و فضایی خانگی و آشنا را برای مخاطب رقم میزند.
اما نمونههای ناموفق هم کم نیستند. نمونههایی مانند حضور شکست خورده محسن افشانی بهعنوان مجری برنامه ماه عسل یا استفاده از حسن جوهرچی در همین برنامه، استفاده بیجا و بیربط از بازیگران در برنامههای غیرتخصصی در حوزه اقتصاد، سیاست و... نمونههایی هستند که نشان میدهد صرف استفاده از یک چهره محبوب نمیتواند عاملی برای موفقیت یا نبود موفقیت باشد. شهاب حسینی که امروز یکی از بهترین بازیگران مرد سینمایماست، مجری برنامه نوجوانانهای بود به نام اکسیژن. صابر ابر هم از اجرای یک برنامه تلویزیونی معروف شد، نیز امیرحسین مدرس و...
شاید حالا وقتش شده این چهرههای محبوب و معروف، دین خود را ادا کنند و سری به حوزه اجرا بزنند.
حمید سلیمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: