در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، این متهم که مجتبی نام دارد، فردی سابقهدار بوده و به اتهام اخاذی، زورگیری و شرارت به زندان افتاده بود تا اینکه مدتی پیش به اتهام آدمربایی به انگیزه اخاذی همراه پنج نفر از همدستانش از سوی پلیس آگاهی شهرستان شهریار در غرب استان تهران دستگیر و همگی روانه زندان شدند. با گذشت چند ماه سرکرده باند ـ مجتبی ـ با سپردن وثیقه تا روز دادگاه از زندان بیرون آمد و متواری شد.
در این مرحله، متهم با تشکیل یک گروه جدید جرایم خود را از سر گرفت تا اینکه با شکایت دو مرد، متهمان تحت تعقیب قرار گرفتند و سرانجام چند هفته پیش ماموران مخفیگاه مجتبی و یکی از همدستانش را شناسایی کردند و هر دویشان دستگیر شدند. متهمان در بازجویی مقدماتی به زورگیری، سرقت و اخاذی با ایجادرعب و وحشت اعتراف کردند.
متهمان با دستور قضایی دادیار شعبه هشتم دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان شهریار روانه زندان شدند و جستجو برای دستگیری دیگر همدستان آنها از سوی پلیس ادامه پیدا کرد.
گردانده شدن متهم در شهر
چند روز پیش با دستور دادستان شهریار، مرد تبهکار ـ مجتبیـ در مقابل دیدگان مردم شهریار گردانده و از مردم خواسته شد چنانچه در دام این متهم گرفتار شدهاند برای شکایت از او به پلیس آگاهی یا دادسرای شهریار مراجعه کنند.
پس از این ماجرا یک زن و دو مرد وقتی مطلع شدند متهم شرور دستگیر شده است، جرات پیدا کردند و با حضور در شعبه هشتم دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان شهریار از این متهم و همدستانش شکایت کردند.
یکی از شاکیان به دادیار پرونده گفت: صاحب یک کارگاه تراشکاریام. اوایل تیر سال 89 وقتی به خانه یکی از دوستانم در خادمآباد شهریار رفته بودم، مجتبی ـ مرد تبهکار ـ و پنج همدست او به زور وارد خانه دوستم شدند. مرد شرور مانع خروج من از آن خانه شد و سلاح کلت را روی شقیقه مرد صاحبخانه قرار داد و دیگر همراهان متهم، با چاقو مرا تهدید کردند.
وی اضافه کرد: متهمان دوستم را در اتاق دیگری انداختند و به زور مرا با خود بردند. آنها مرا به خانهای در حومه شهر بردند و دست و پایم را به صندلی بستند و با تهدید از من شماره تلفن خانوادهام را خواستند و میگفتند اگر میخواهی زنده بمانی، خانوادهات باید 300 میلیون تومان بابت آزادیات پرداخت کنند.
شاکی با اشاره به ربوده شدن یکروزه خود گفت: متهمان یک روز مرا در آن خانه زندانی کردند و کتکم زدند و به زور مایعی به من دادند که بیهوش شدم. روز بعد در خیابان در حالی به هوش آمدم که آدمرباها خودروی پژو، انگشتر طلا و 800 هزار تومان پولم را به سرقت برده بودند. من و خانوادهام با حضور در مرکز پلیس ازمتهمان فراری شکایت کردیم و آنها تحت تعقیب قرار گرفتند.
وی اضافه کرد: مدتی بعد مجتبی ـ مرد شرور ـ در پی تماسهایی با خانهمان مرا تهدید کرد اگر پیگیر پرونده قضایی شوم، جان اعضای خانوادهام را یکی پس از دیگری میگیرد. از ترس جان خانوادهام از پیگیری پرونده خودداری کردم. مدتی پیش خودروی اوراق شدهام را در یکی از شهرهای شمالی پیدا کردم. در این مدت زندگیمان با ترس و وحشت بود. سرانجام چند روز پیش وقتی از دستگیری مرد آدمربا و گردانده شدن او از سوی مرجع قضایی در شهریار مطلع شدم، جرات یافتم تا با حضور در دادسرا از متهم و همدستانش شکایت کنم.
بنابراین گزارش، با اطلاعات جدیدی که این شکات در اختیار مرجع قضایی و انتظامی قرار دادند، رسیدگی به پرونده وارد مرحله جدیدی شد. این در حالی است که پلیس ردپای یکی از همدستان فراری متهم را در یکی از زندانهای کرج به دست آورده است.
با دستور قضایی قرار شد مجتبی و دو همدستش که یکی از آنها در زندان شناسایی شده است، در مواجهه حضوری با شاکیان قرار گیرند و تحقیقات تکمیلی از آنها ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: