با مسعود کرامتی، بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون

می‌خواستم تماشاگر دوستم داشته باشد

یادم هست در یک مصاحبه با یکتا ناصر حرف جالبی زده بود: «مسعود کرامتی هستم، با 167 سانتی‌متر قد. نمی‌توانم نقش آدم 190 سانتی را بازی کنم». پختگی و رک و راست‌بودن یک بازیگر با خودش قطعا نتایج مطلوبی به همراه دارد. این بازیگر قدیمی که سینما را با عروسک‌گردانی «مدرسه موشها» شروع کرد، جزو گزیده‌کاران سینمای ایران محسوب می‌شود. هنرمندی که چهره خاص و گرمی برای ایفای نقش‌های متعدد دارد و هر نقشی که تا به حال بازی کرده، در جزئی‌ترین شکل خود پرداخت شده است. او این‌بار در «ضد‌گلوله» هم شخصیت ماندگاری را تقدیم سینمای ایران کرده است.
کد خبر: ۵۰۱۶۱۹

در پیشینه کاری شما فعالیت‌های مختلفی چون خوانندگی، صداپیشگی، ساخت آنونس، امور فنی، کارگردانی و بازیگری به چشم می‌خورد که در هرکدام هم نمونه‌های موفقی دیده می‌شود. جایگاه فیلم ضد گلوله در کارنامه شما کجاست؟ با توجه به این‌که شما جزو بازیگران گزیده‌کار سینمای ایران محسوب می‌شوید.

انگیزه و دلیل حضور من در ضد‌گلوله توضیحات عجیب و غریبی ندارد، غیر از این‌که من برای انتخاب هر نقشی همیشه دو مطلب دارم. یکی این‌که فیلمنامه چگونه فیلمنامه‌ای است و کاراکتری که قرار است بازی کنم، چیست. دوم این‌که با چه کارگردانی قرار است کار کنم. این گزینه‌هایی است که باعث می‌شود تا در فیلمی بازی کنم یا نکنم. فیلم ضد‌گلوله هم فارغ از این شکل گزینش نبود و فیلمنامه‌اش امتیازاتی داشت که به بازی نکردنش می‌چربید و فیلمنامه و پرسوناژ را هم دوست داشتم.

اغلب کارگردان‌هایی که بازیگری هم می‌کنند، بسختی به بازی تن می‌دهند و حتی بازیگری را کنار گذاشته‌اند. علت این‌که شما همچنان علاقه‌مند به حفظ جایگاه بازیگری خود هستید، چیست؟

من اساسا ابتدا به ساکن کارگردانی کرده‌ام، حداقل در کار تلویزیونی و بعد وارد کار بازیگری شدم. خیلی هم این تفکیک‌ها را نمی‌فهمم و برای من بازیگری حداقل از یک مقطعی جدی شد. من اساسا دلم نمی‌خواست بازیگری کنم، ولی شرایطی به وجود آمد که بازی کنم. این البته به معنی این نبود که به بازیگری علاقه نداشتم، چون به نظرم بازیگری مقوله جذابی است. در واقع، شرایطی به وجود آمد که بازیگری کنم و ادامه دادم و ادامه هم خواهم داد اگر همان پارامترهایی که در نظر دارم در یک نقش وجود داشته باشد.

شخصیت پرویز در فیلم ضد گلوله پرداخت بسیار خوبی دارد. تا چه حد در ایفای این نقش وامدار فیلمنامه بودید؟

بزرگ‌ترین امتیاز فیلمنامه ضد گلوله شخصیت‌پردازی و دیالوگ‌نویسی خوبش بود که در واقع اینها به هم مرتبط است. در واقع، فیلمنامه خوب بود و کاراکتر پرویز هم این ویژگی‌ها را داشت و خوب نوشته شده بود. فیلمنامه را که خواندم یک تلقی نسبت به نقش داشتم که وقتی با مصطفی کیایی درباره‌اش صحبت کردم، متوجه شدم این تلقی به هم نزدیک است.

تلقی شما از نقش پرویز چه بود؟

دقیقا همان چیزی که بازی کردم. کاراکتری که در وهله اول یک جاهایی و یک لحظاتی به دلیل شرایط ویژه جسمی و روانی که در جنگ برایش به وجود آمده، به هم می‌ریزد و آشفته می‌شود. اما عمده‌ترین وجه کاراکتر برای من این بود که فکر می‌کردم باید دوست‌داشتنی باشد و تماشاچی او را دوست داشته باشد. ​

با توجه به این‌که در چند سال اخیر، سینمای کمدی ما رزومه قابل دفاعی ندارد و حضور در پروژه‌ای از این دست می‌تواند حتی نگران‌کننده هم باشد که نتیجه کار خوب خواهد بود یا خیر آیا شکی در انتخاب این نقش برایتان به وجود نیامد؟

کرامتی: بزرگ‌ترین امتیاز فیلمنامه ضد گلوله شخصیت‌پردازی و دیالوگ‌نویسی خوبش بود که در واقع اینها به هم مرتبط است. در واقع، فیلمنامه خوب بود و کاراکتر پرویز هم این ویژگی‌ها را داشت و خوب نوشته شده بود

من واقعا نگرانی بابت کمدی بودن فیلم نداشتم. وقتی فیلمنامه را خواندم و همان مقطع هم متوجه شدم که مهدی هاشمی قرارداد بسته است، خیالم راحت شد. ضمن این‌که بازیگران دیگر نقش‌ها از بچه‌های تئاتر بودند و با صحبت‌هایی که با مصطفی داشتم، نگاه او را به مقوله کمدی دریافتم و نگرانی نداشتم. در واقع متوجه شدم آن کمدی که نگران‌کننده است (و این نگرانی هم درست است)، در این فیلم نیست. اصل این ماجرا در واقع برمی‌گردد به نگاه سازندگان این آثار و نگاهشان به مقوله طنز و کمدی. اگر بخواهم بگویم که کمدی‌هایی که مدنظر شماست، نگاه هجوگونه یا رفتارها، دیالوگ‌ها و موقعیت‌های سخیف دارد (که نوعی است در جای خودش، هرچند که آنها را دوست ندارم) ولی مطمئن بودم ضد‌‌گلوله از این نوع نیست؛ چون هم فیلمنامه‌ ‌وزنی برای خودش داشت و هم آدم‌هایی که برای این کار دور هم جمع شده بودند، متوجه بودند که به آن سمت و سو نروند. برای ما ضد‌گلوله فیلم جدی بود که باید خوب پرداخته می‌شد تا برای تماشاچی سرگرم‌کننده، شادی‌آور و جذاب باشد و در عین حال از هجو کمدی سخیف فاصله بگیرد.

شما پیش از این هم در فیلم‌های جنگی بازی کرده‌اید، مثلا «سفر به چزابه». هرچند این دو فیلم هیچ ارتباطی باهم ندارد، ولی تا چه حد جنگی‌بودن فیلم شما را جذب کرد؟

در واقع این دو فیلم به لحاظ موقعیت، کاراکتر و فیلمنامه ربطی به هم نداشت و کلیت فیلمنامه مرا جذب کرد. ضد‌گلوله، روایتی از یک واقعه است به اسم جنگ ایران و عراق که در یک موقعیت خاص روایت می‌شود و لحن کمدی دارد.

چیزی که شخصیت پرویز را بیشتر برای تماشاگر جذاب می‌کند، تکیه‌کلام، نوع حرف‌زدن و خشونت زیرپوستی‌اش است. این ویژگی‌ها در بعضی از فیلم‌های شما و حتی در نوع حرف زدن خودتان هم وجود دارد. چطور این ویژگی‌ها را از باقی نقش‌هایتان تفکیک کردید؟

نکته‌ای که اشاره کردید درست است، خشونت جزو پارامترهایی بود که از همان ابتدا با مصطفی درباره‌اش صحبت کرده بودیم. خشونت متعلق به پرویز هست و می‌تواند باشد، چون فضایی که در آن زندگی می‌کند، فضای پرتنش و خشنی است. ضمن این‌که وقایعی که بر پرویز گذشته است، او را عصبی کرده و او حق دارد که عصبی باشد.

همکاری با مهدی هاشمی چطور بود؟

من مهدی را از قبل می‌شناختم و به‌عنوان بازیگر در فیلم‌های «روز کارنامه» و «چراغ جادو» من بازی کرده بود که البته من در سمت کارگردان بودم. همیشه معتقدم او بسیار بازیگر خوبی است و منضبط و حرفه‌ای عمل می‌کند و مهم‌تر از همه، پارتنر خوبی برای بازیگر نقش مقابلش است. این ویژگی‌ها در ضد‌گلوله هم وجود داشت و می‌توانم بگویم با حضور او حس خوبی داشتم و به ما خیلی خوش می‌گذشت. گروه، گروه خوبی بود و با کارگردان هم تفاهم داشتیم و همه چیز دست به دست هم داد تا یک اتفاق خوب بیفتد. ضمن این‌که فکر می‌کنم یک زوج قابل قبولی به وجود آمد.

شما بازیگر حسی هستید یا تکنیکی؟

من به حس در بازیگری خیلی اعتقاد دارم، هرچند نمی‌شود در بازیگری منکر تکنیک شد. بخصوص این‌که تکنیک جزو ملزومات بازیگری سینماست، ولی شخصا بشدت معتقدم بازیگر باید از نظر حسی درگیر لحظات بازی‌اش باشد.

این درگیر شدن برایتان حد و مرزی دارد؟ چون برخی بازیگران معتقدند آنقدر درگیر نقش می‌شوند که حتی در زندگی عادی‌شان هم نقش جاری و ساری است.

من تا به حال اینقدر درگیر نشده‌ام و ندیده‌ام کسی چنین اتفاقی برایش بیفتد. اگر هم شنیده باشم، راستش بیشتر به نظرم ادا آمده است. چون در بازیگری ما باید پرسوناژ را بشناسیم و ابعاد و ظرایفش را بدانیم و در موقعیت‌هایی که فیلمنامه پیشنهاد می‌دهد، آن را بازی کنیم و واکنش‌های حسی داشته باشیم. نه به این معنا که وقتی بازی می‌کنم، نمی‌فهمم چه اتفاقی می‌افتد، این‌که بازیگری نیست و یکجور جنون و دیوانگی است. در بازیگری شما باید تکنیک استفاده از حس را در موقعیت خاص از طریق کاراکتر بروز دهید که به آن دانش بازیگری می‌گویند. یک بازیگر باید این دانش را داشته باشد و در هر موقعیتی که کارگردان اراده می‌کند، بازی کند.

در فیلم ضدگلوله بازیگران پیشکسوت و قدیمی درکنار یک کارگردان جوان با ایده‌های نو قرار گرفته‌اند که نتیجه هم مطلوب بوده است. اما اگر بازیگران نسل جدیدتر این نقش‌ها را بازی می‌کردند، جای شک و تردید به وجود می‌آمد. از نظر شما بازیگران نسل جدید به لحاظ حرفه‌ای، حسی و تکنیکی پیشرفت کرده‌اند و عملکردشان قابل دفاع است؟

سوال خوبی است. من اتفاقا به بازیگران جوان‌مان اعتقاد دارم و فکر می‌کنم آینده خوبی در انتظارشان است، نه همه‌شان البته. ولی واقعیت این است که بعضی از بازیگران جوان ما، طوری نقش‌شان را بازی کرده‌اند که قطعا یک بازیگر قدیمی نمی‌توانست بازی کند. بازی برخی جوان‌ها را که می‌بینم، احساسم این است چقدر اینها پیشرفت کرده‌اند و نگاهشان، نگاه عمیق‌تری است. چون به نظر من وسعت نظر، افق دید و دانش عمومی به عرصه بازیگری کمک می‌کند.

آزاده کریمی / گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها