البته تنها او چنین نظری ندارد. بسیاری از کسانی که اینجا رفتوآمد دارند، از سختگیریهای دفتر موسیقی گلایه دارند و میگویند که نمیگذارند کارمان را انجام دهیم!
مدیر اجرایی یکی از شرکتهای پخش آلبومهای موسیقی هم با خواننده جوان و تازهکار همعقیده است. او که روی یک صندلی آرام نشسته است، چند برگه نامه اداری از لای پوشهای که در دست دارد، بیرون میآورد و میگوید: خودتان اینها را بخوانید و قضاوت کنید. آن وقت نظرتان عوض میشود و قید گرفتن مجوز را میزنید.
خواننده جوان از من سوال میکند که در چه مرحلهای هستم. میگویم تازه آمدهام ببینم مراحل کار چیست؟ هنوز هیچ کاری نکردهام که همه باهم میگویند وااااای!
یک نفر هم با خنده میگوید: پس هنوز هفتخوان رستم مانده! این سوال برایم پیش میآید که مگر گرفتن یک مجوز برای آلبوم موسیقی چه مراحلی دارد که همه اینقدر از آن مینالند؟ راه میافتم و طبقات را به قول آنها بالا و پایین میروم تا ببینم این حرفها واقعیت دارد یا نه؟
خوان اول؛ دفتر شعر و ترانه
در مرحله اول، شعرها باید به شورای شعر و ترانه وزارت ارشاد برود و تائید شود. کارشناسان حاضر در این دفتر، شعرها را از نظر فنی بررسی میکنند تا اشعار سخیف و سطح پایین را رد کنند و به قول نیما غربال به دست از عقب کاروان بیایند و سره و ناسره را جدا کنند.
البته بسیاری از جوانانی که میخواهند مجوز آلبوم بگیرند، میگویند این شورا شعرهایشان را به شکل بیرحمانهای سلاخی میکند! تیم جدید این گروه از گرد راه رسیدهاند و سختگیریهایشان نسبت به دورههای قبل بیشتر هم شده است.
این حرفها را با سعید بیابانکی، یکی از اعضای دفتر شعر و ترانه ارشاد مطرح میکنم. میخندد و میگوید: اغلب ما بیش از 20 سال است که شاعریم، من فکر میکنم این خوانندههای جوان هستند که تازه از گرد راه رسیدهاند! او توضیح میدهد میان اعضای این دفتر، شاعرانی از هر طیف و قشر حضور دارند و حتی شاعران آشنا با شعرها و گویشهای محلی کشورمان نیز در این ترکیب جای دارند.
او میگوید: اغلب ایرادهایی که ما به اشعار میگیریم، فنی است. باور کنید اشعاری به دستمان میرسد که تصور میکنیم طرف یک خودکار گرفته دستش و هرچه دوست داشته نوشته و بعد هم تصور کرده شاعر است!
این شاعر ادامه میدهد: این جوانان اغلب نه شعر خواندهاند و نه کتاب! آنچه تحت عنوان شعر به ما تحویل میدهند پر است از ایرادهای دستوری و در بیشتر موارد حتی قافیه شعرها ایراد دارد و نمیتواند با موسیقی اجرا شود. اگر قرار باشد ما این شعرها را تائید کنیم باید خودمان را زیر سوال ببریم.
به گفته بیابانکی، شعرها اغلب یا حالت شخصی دارد یا فضای عاشقانگیشان آنقدر سخیف است که باید از ورود آنها به عرصه موسیقی و به تبع آن ذهن و زندگی مردم جلوگیری شود. ضمن اینکه تاکید میکند: در این دفتر خرد جمعی حکم میکند نه رای یک نفر. بنابراین مطمئن هستم که با حساسیت کامل در این عرصه عمل میکنیم و اینگونه انتقادات غیراصولی را نمیپذیرم.
او که خود دل پردردی از خواندن شعرهای ارسالی به این دفتر دارد، میافزاید: نمیدانید ما با چه معضلاتی روبهرو هستیم. عدهای که اصلا شاعر نیستند و از قضا تصور میکنند خیلی هم شاعرند، پاشنه در را درمیآورند که وای چرا به ما مجوز نمیدهید. کار به اینجا هم ختم نمیشود. میروند نامه از نماینده مجلس و وزیر میآورند که مجوز بگیرند!
این عضو دفتر شعر و ترانه در واکنش به اینکه میگویند در این دفتر به شعر نو مجوز داده نمیشود، میگوید: اصلا اینطور نیست. مگر اشعار اخوان ثالث و سیاوش کسرایی را برای مجوز نمیفرستند و مجوز هم میگیرند؟! ما چنین نگاهی نداریم و حتی از کسانی که شعر نو خوب و قوی میفرستند، قدردانی هم میکنیم.
بیابانکی میگوید: برخی شعرها در همان مرحله اول مجوز میگیرند، شعرهای دیگر هم اغلب برای اصلاح برگردانده شده و بخشی هم رد میشود. وقتی اشعار را برای اصلاح میفرستیم، یعنی سعی داریم که رد نشود.
او ادامه میدهد: حالا که حرف به اینجا رسید، بگذارید بگویم! ما دو روز در هفته مینشینیم و شعرها را میخوانیم. باورتان میشود که از میان 200 شعر تنها 10 تا 20 شعر خوب داریم؟ این یعنی فاجعه! ما هم دلمان میخواهد شعرهای خوبی بخوانیم و به آنها مجوز بدهیم، اما با مواردی روبهرو میشویم که ناراحتکننده است.
او میگوید: باورتان میشود اغلب این جوانان هنوز مراحل گرفتن مجوز را هم نمیدانند! چند وقت پیش شعر بسیار ضعیفی به ما داده شد و آن را رد کردیم. خوانندهاش آمد به گریه و زاری که من این کار را کامل ساختهام و برایش هزینه کردهام، مجوز بدهید!
بیابانکی در پایان سخنانش میگوید: باور کنید مسئولان مافوق مدام تذکر میدهند که مراجعان گلایه دارند، اما وقتی سطح شعرها تا این حد پایین است، ما چه کنیم؟ اجازه بدهیم آثار ضعیف وارد سطح جامعه شود؟ چه کسی با این کار موافق است؟ فکر میکنم توضیحات سعید بیابانکی تا حد زیادی تکلیف ما را با خوان اول روشن کرده و کمی میتوان تصور کرد که در این دفتر چه میگذرد و حق با کیست.
خوان دوم؛ دفتر موسیقی
مراحل تولید یک قطعه موسیقی هم مانند کار در یک شرکت تولیدی است، نه اینکه بخواهیم با این جمله درک هنری از موسیقی را کنار بگذاریم. منظور این است که موسیقی هم مانند هر چیز دیگری برای تولید خود مراحلی دارد. در این مرحله خوانندهها برای شعرهایی که از نظر کارشناسان دفتر شعر و ترانه تائید شده است، آهنگسازی کنند و آن را برای تائید موسیقی به این دفتر بیاورند.
بردیا کیارس، یکی از کارشناسان این دفتر درباره کیفیت آثاری که این روزها از سوی موزیسینهای جوان تولید میشود، میگوید: یک بازیگر برای بازی در فیلم 20 میلیون تومان دستمزد میگیرد، اما انتشار یک آلبوم تنها به سه تا چهار میلیون تومان پول نیاز دارد.
او ادامه میدهد: کارنابلدهای عرصه موسیقی زیاد شدهاند. دسترسی به امکانات خیلی راحت شده و خیلی از مخاطبان هم گوش شنیداری حرفهای ندارند، در نتیجه هر کسی از گرد راه برسد و اراده کند، میتواند با صرف کمترین هزینه، سودای خواننده شدن را در سر بپروراند.
کیارس در دسترس بودن امکانات نرمافزاری را یکی از دلایل ضعیف بودن آثاری که برای کارشناسی میشنود، میداند و تاکید میکند: هماکنون امکاناتی وجود دارد که جوانان میتوانند با یک کامپیوتر معمولی در خانهشان خواننده شوند! البته در موسیقی سنتی به مراتب کمتر این امکان وجود دارد تا موسیقی پاپ.
این کارشناس میافزاید: وقتی هنوز مردم ما در یک موسیقی، اول شعر را میشنوند و بعد موسیقی را ، یعنی هنوز ارتباط درستی با موسیقی نگرفتهاند.
کیارس، موسیقیهای تولید شده در جامعه امروز ایران را مصرفی میداند و معتقد است تنها تعداد محدودی از این آثار ماندگار میشود.
یکی دیگر از کارشناسان این دفتر هم که تاکید میکند نامش را در گزارش نیاورم، حرفهای جالبی از دوره فعالیتش دارد. او از زنی میگوید که آمده و گفته اگر آلبوم همسرش مجوز نگیرد، طلاق خواهد گرفت یا از جوانی میگوید که فریاد میزده اگر آلبومم مجوز نگیرد، خودکشی میکنم! و هزاران خاطره دیگر که میگوید روزی سر فرصت از آنها حرف خواهد زد...
خوان سوم؛ استعلام از مراجع ذیصلاح
بعد از تائید کیفیت یک اثر، نام اعضای گروه برای انجام برخی استعلامها به مراجع قانونی اعلام میشود تا بررسیهای لازم را انجام دهند و به اصطلاح ما سوءپیشینه خاصی نداشته باشند. درست انگار که شما میخواهید در یک اداره استخدام شوید (آن هم به صورت قراردادی، ساعتی و... تازه نه دائمی) بعد باید بروید برای انگشتنگاری و گرفتن برگه عدم سوءپیشینه. این مرحله تقریبا چیزی در همین مایههاست با این تفاوت که شما لازم نیست جایی بروید. آنها خودشان استعلام شما را دریافت میکنند و نتیجه مثبت یا منفیاش را به شما میگویند.
خوان چهارم؛ ثبت مشخصات اثر در کتابخانه ملی
در این مرحله که شعر و آهنگسازی به تصویب کارشناسان رسیده، مشخصات اثر در کتابخانه ملی ثبت میشود و میتوان گفت آماده انتشار است. این مرحله چندان طولانی نیست و زمان زیادی از مراجعان نمیگیرد و آنها بزودی به مرحله بعد وارد میشوند، چون در این بخش فعالیتی انجام نمیشود که نیاز به کارشناسی داشته و زمانبر باشد.
این مرحله برای تمام کتابها هم انجام میشود و به آن میگویند فیپا یا شناسنامه کتاب!
خوان پنجم؛ طرح جلد آلبوم موسیقی
در این مرحله هم ما گلایههای بسیاری را از متقاضیان شنیدیم که میگفتند بهانههای بنیاسرائیلی به جلد آلبومها میگیرند.
البته نتوانستم با مسئول این بخش گفتوگویی داشته باشم، اما از آنجا که در دفترهای ترانه و موسیقی حرفهای دو طرف را شنیدم، مطمئنم کارشناسان این بخش نیز از طرح جلد آلبومهایی که میبینند احتمالا راضی نیستند، چون تب خواننده شدن تا آنجا رسیده که بعضی از جوانان در راه این عشق کور، حرف و نگاهشان چندان منطقی نیست.
خوان ششم؛ مجوز نهایی
در این مرحله هم مجوز نهایی برای انتشار آلبوم صادر میشود و محمد میرزمانی زیر برگه را امضا میکند تا یک آلبوم بتواند منتشر شود.
برای کسانی که میخواهند بدانند سیدمحمد میرزمانی کیست و از کجا آمده است هم باید عرض کنم که او متولد سال 1335 تهران است.او از دوران نوجوانی با تمرکز در رشته موسیقی و شرکت در کلاسهای موسیقی کودکان و نوجوانان رادیو و تلویزیون ملی ایران (سابق) به طور حرفهای با موسیقی آشنا شد و با تشکیل گروه همآوازان رادیو و تلویزیون ملی ایران به این گروه پیوست و آموزشهایش را ادامه داد.
سال 1359 فعالیت آهنگسازی را با ساختن آهنگ «تلاش» با صدای رشید وطندوست آغاز کرد.
میرزمانی از سال 1372ـ 1369 رهبری ارکستر بزرگ صداوسیما را عهدهدار بوده و تدریس در دانشگاه صداوسیما و دیگر مراکز فرهنگی و هنری از دیگر فعالیتهای اوست.
او همچنین در زمینه ساخت موسیقی فیلم و سریالهای تلویزیونی، فعالیتهای گستردهای دارد که از جمله معروفترین آنها میتوان به موسیقی فیلم شوکران و سریال کوچک جنگلی (به کارگردانی بهروز افخمی) اشاره کرد. او در کارنامه مدیریتی خود مسئولیت مرکز موسیقی صداوسیما را در یک دوره داشته است.
خوانی که به هفت نرسید
این مراحل آنقدر هم که میگویند، سخت نیست. البته درست است که گاهی خوانندگان حرفهای هم از برخی نگاهها در دفتر موسیقی وزارت ارشاد گلایه دارند، اما اعتراض آنها به آثار خوانندگان جوان به مراتب بیشتر از عملکرد وزارت ارشاد است.
مثلا خشایار اعتمادی میگوید: در حق وزارت ارشاد ظلم شده است! و این ظلم را گردن ما رسانهها میاندازد که مجوز نگرفتن برخی آلبومها را که از کیفیتشان مطلع نیستیم، خبری میکنیم و جنجال بهپا میکنیم. در هر صورت یک گروه موسیقی خوب و مسلط که موسیقی را بشناسد و برای کارش تعریف داشته باشد، نیازی به نگرانی برای گرفتن مجوز ندارد.
البته شنیدهها حکایت از آن دارد که روند صدور مجوزها در دوره فعالیت میرزمانی در دفتر موسیقی، سرعت بیشتری پیدا کرده و راحتتر از قبل انجام میشود.
زینب مرتضاییفرد / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم