مرگ وی در سال گذشته، بهانه لازم را نیز به دست صنعت سینما داد تا هرچه زودتر تولید فیلمی سینمایی براساس قصه زندگی او را آغاز کند، اما آنچه در رابطه با این پروژه باعث تعجب و شگفتی همگانی شد نام کسانی است که قرار است قصه زندگی این مرد را بهصورت یک فیلم سینمایی درآورند. از سویی، اعلام نام آشتون کوچر بهعنوان ایفاگر نقش جابز حیرت عمومی را برانگیخت و از سوی دیگر، حضور جاشوآ مایکل استرن پشت دوربین فیلمبرداری این درام اجتماعی بحثانگیز شد.
پرسشی که بسیاری از رسانههای گروهی و منتقدان سینمایی مطرح کردند این بود که آیا کسانی بهتر و سرشناستر از این دو وجود نداشتند که دو وظیفه مهم بازیگری و کارگردانی پروژه جابز را به عهده بگیرند؟ کار فیلمبرداری جابز مدتی قبل به پایان رسید، ولی بحثها پیرامون ترکیب عوامل اصلی تولید آن هنوز ادامه دارد و پیشبینی میشود تا زمان نمایش عمومی آن همچنان ادامه داشته باشد. این در حالی است که اهل فن میگویند همین بحث جنجالی رسانهای هم به صورت غیرمستقیم به کمک فیلم جابز میآید و مردم عادی را تشویق میکند تا به تماشای فیلم سینمایی آن بروند!
اما پرسشی که مطرح میشود این است که آیا بحث موجود در باب نوع ترکیب عوامل اصلی جابز درست و موجه است یا خیر؟ آشتون کوچر، بازیگر نقش استیو جابز شباهت چندانی به او ندارد که گفته شود انتخاب او به دلیل این شباهت ظاهری بوده است. این بازیگر سینما فعالیت هنری خود را از سال 1999 شروع کرد و تعداد 28 فیلم سینمایی و مجموعه تلویزیونی را در کارنامه خود دارد. فیلمهایی که او در آنها بهعنوان بازیگر اصلی ظاهر شده، کارهای مهمی نیستند و چند فیلم موفق و پرفروش او مثل روز والنتاین (2010) و شب سال نو (2011) از آن دسته فیلمهایی هستند که تعداد زیادی شخصیت و بازیگر را در نقشهای مختلف و نهچندان بلند در کنار خود دارند. با توجه به این سابقه کاری نهچندان درخشان و مطرح است که انتخاب او برای بازی در نقش مردی که با اقدامات خود تحولات بزرگی در زندگی اجتماعی به وجود آورد، کمی عجیب و غریب به نظر میرسد. جاشوآ مایکل استرن، کارگردان فیلم هم وضعیتی بهتر از کوچر ندارد. وی که فعالیت سینمایی را از سال 1996 با کار فیلمنامهنویسی شروع کرد (و فیلمنامه مهمی را در کارنامهاش ندارد) در سال 2005 به جمع گروه فیلمسازان سینما پیوست و جابز ـ سومین فیلم سینمایی او در مقام کارگردان است.
قصه جابز روی سالهای اول تاسیس شرکت اپل تمرکز میکند و به بحث درباره پیدایش و شکلگیری آن میپردازد. به این ترتیب، این قصه سالهای 1971 تا 2000 و اوج و فرودها و فراز و نشیبهای کار شرکت اپل و استیو جابز را به نمایش میگذارد
تهیهکنندگان جابز هنوز هم به پرسش مربوط به انتخاب این دو نفر پاسخ مناسبی نداده و فقط وعده آن را دادهاند که تماشاگران سینما هنگام نمایش عمومی فیلم، متوجه این انتخاب ـ و درستی آن ـ خواهند شد. نکته جالب در ارتباط با فیلم پایین بودن هزینه تولید آن است. در حالی که فیلمهای شرححالگونه معمولا با هزینههای بین 25 تا 35 میلیون دلار ساخته میشوند جابز با هزینهای 5/8 میلیون دلاری تولید شده است. به همین دلیل، تهیهکنندگانش از حالا نسبت به سودآوری آن در جدول گیشه نمایش سینماهای آمریکا و بقیه کشورهای جهان مطمئن هستند. با احتساب هزینههای بازاریابی و تبلیغات برای جابز این فیلم باید حدود 17 میلیون دلار در آمریکای شمالی فروش کند تا هزینههای خود را تامین کند. سازندگان فیلم عقیده دارند نام استیو جابز تعداد بسیار زیادی از تماشاگران را به داخل سالنهای نمایش فیلم در سراسر جهان خواهد کشاند! به گفته آنها، فروش افتتاحیه فیلم در سه روز اول نمایش خیلی بالاتر از رقم 17 میلیون دلار خواهد بود.
با آن که در زمان شروع تولید فیلم گفته میشد شرکت اپل در تولید و ساخت آن مشارکت مالی خواهد داشت، ولی خیلی زود معلوم شد این شرکت هیچ دخالتی در امر ساخت جابز ندارد. تهیهکنندگان فیلم حتی فیلمنامه آن را نیز برای مطالعه در اختیار مسئولان این شرکت یا خانواده استیو جابز قرار ندادهاند. به همین دلیل، رسانههای گروهی میگویند مدیران اپل و خانواده جابز منتظر اکران عمومی این فیلم هستند تا ببینند قصه آن چه نوع تصویری از جابز و شرکت اپل ارائه داده است. اینجور مواقع معمولا تهدیدها و ادعاها شروع میشود و طرفین با گرفتن وکیل راهی دادگاهی میشوند که جلوتر از آنها، خبرنگاران و عکاسان تشنه جنجال خود را به آن محل رساندهاند! قصه جابز روی سالهای اول تاسیس شرکت اپل تمرکز میکند و به بحث درباره پیدایش و شکلگیری آن میپردازد. به این ترتیب، این قصه سالهای 1971 تا 2000 و اوج و فرودها و فراز و نشیبهای کار شرکت اپل و استیو جابز را به نمایش میگذارد. در این سالها شرکت اپل با چند بحران جدی روبهرو شد و به نظر میرسد سازندگان فیلم با بهرهگیری از چنین قصهای قصد ارائه داستانی جنجالی را دارند. کار فیلمبرداری فیلم چند بار به تعویق افتاد و طی این مدت، ترکیب بازیگران آن هم تغییر کرد و چند بازیگر قدیمی ـ که قرار بود نقشهای مکمل مهم آن را بازی کنند ـ از این پروژه کنار گذاشته شدند. با آن که سال 2013 برای اکران عمومی جابز در نظر گرفته شده، ولی هنوز تاریخ دقیق زمان نمایش عمومی آن اعلام نشده است.
بخش مهمی از صحنههای جابز در کشور هند فیلمبرداری شده و مربوط به سفر سال 1973 استیو جابز و یکی از دوستانش به این کشور آسیایی برای دیدار با یکی از عارفان هند میشود، اما زمانی که این دو به هند میرسند، متوجه میشوند این عارف یک سال قبل از آن درگذشته بود. سفر آشتون کوچر در نقش استیو جابز به هند، با استقبال گرم رسانههای گروهی این کشور همراه شد. آنها که از حضور گروههای مختلف فیلمسازی در کشور خود استقبال میکنند، حضور این گروهها را به نفع صنعت سینما و توریسم خود ارزیابی میکنند و میگویند ضمن ورود ارز به داخل هند، بازار کاری خوبی هم برای مردم عادی فراهم میکنند. کوچر در زمان حضور خود در هند، با نمایندگان سازمانهای غیردولتی مدافع حقوق کودکان دیدار کرد و طرفین درباره معضل قاچاق غیرقانونی کودکان به کشورهای مختلف صحبت کردند. این دیدارهای اجتماعی و بشردوستانه بازتاب وسیعی در رسانههای هندی داشت. نشریات هندی در عین حال اولین عکسهای فیلم جابز را هم منتشر کردند که در آنها آشتون کوچر به کمک طراح گریم فیلم، شباهت ظاهری زیادی به استیو جابز پیدا کرده بود.
آشتون کوچر درباره ایفای نقش استیو جابز میگوید: «بازی در نقش یک آدم واقعی اصلا کار راحتی نیست. عموم مردم این آدم را میشناسند و با نوع رفتار و گفتار او آشنا هستند. به این ترتیب، آنها منبع و مرجعی را در اختیار دارند که به کمک آن میتوانند بازی تو را مورد ارزیابی و قضاوت دقیق قرار دهند. وقتی قرار شد نقش جابز را بازی کنم همزمان هیجانزده شدم و ترسیدم. خیلی خوشحال بودم که بازی در نقش چنین آدم مهم و سرشناسی به من محول شده و از سوی دیگر میترسیدم نوع برخورد و واکنش تماشاگران به بازیام در این نقش چگونه خواهد بود. تعدادی از فیلمهای مستند که در رابطه با جابز وجود داشت را نگاه کردم، با گروهی از اطرافیان، دوستان و فامیلهای وی صحبت کردم و تاریخچه شرکت اپل را خواندم تا بدانم با چه دنیایی سر و کار دارم. اما در نهایت، تلاشم در جلوی دوربین این بود که آن استیو جابزی را به نمایش بگذارم و بازی کنم که خودم شناخته بودم. نمیخواستم بازیام یک تقلید صرف از کارهایی باشد که جابز در مواجهه با دیگران انجام میداد».
مارک هولم، تهیهکننده فیلم که از محل زندگی دوران جوانی جابز بهعنوان یکی از لوکیشنهای اصلی جابز استفاده کرد، میگوید کوچر شباهت زیادی به دوران جوانی جابز دارد و اضافه میکند: وقتی کوچر فیلمنامه را خواند، بلافاصله جذب پروژه شد. او خودش از طرفداران جابز و شرکت اپل و از علاقهمندان دنیای تکنولوژی است. به همین دلیل، خیلی خوب از اهمیت جابز و پتانسیل پروژه سینمایی ما آگاه بود.» این تهیهکننده به این نکته اشاره میکند که منبع اصلی قصه فیلمنامه، کتاب شرححالگونه و پرخواننده والتر ایساکسون به نام استیو جابز بوده است، اما وی میگوید فیلمنامه فیلم برداشت آزادی از این کتاب است که با یکسری واقعیتهای دیگر و اطلاعات موجود تلفیق شده است.
ورایتی / مترجم: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم