نام «ناصرخسرو» اگرچه مردم استانهای مختلف کشور بهجز تهران را یاد شاعر و سفرنامهنویس قرن چهارم و پنجم هجری قمری میاندازد، اما خیلی از تهرانیها با شنیدنش، خاطرات دیگری بهجز سفرنامه آن شاعر پارسیگوی، در ذهنشان زنده میشود.
حراج! انواع الکل، اسید، مواد محترقه
در خاطره پایتختنشینها، ناصرخسرو یک خیابان طولانی است با دهها فرعی تو در تو که هر کدام مثل آبراههای باریک وسط کویر، پیچ و تاب میخورد و در دل بافت فرسوده گم میشود.
ناصرخسرو به خیال آنها همان منطقهای است که پلیس مدام میگوید دیگر خبری از داروهای قاچاق در آن نیست، اما همه باخبرند که قاچاقفروشهایش نرفتهاند، فقط با احتیاط بیشتری کار میکنند.
اتهامات ناصرخسرو اما فقط فروش داروهای قاچاق نیست، این خیابان، اصلیترین منبع فروش خطرناکترین انواع مواد شیمیایی در پایتخت نیز به حساب میآید.
حالا همه پایتختنشینها میدانند که اگر لوازم آزمایشگاهی یا مقدار زیادی استن یا انواع مختلف الکل صنعتی یا کلر یا پیشسازهای لازم برای ساخت مواد محترقه بخواهند، باید یکراست بروند ناصرخسرو و آنجا بیآنکه ناچار باشند کارت هویتی نشان بدهند یا خودشان را معرفی کنند یا توضیح بدهند که آن ماده شیمیایی را دقیقا برای چه کاری میخواهند، بازار را درو کنند.
به همین دلیل علاوه بر کسانی که به ناصرخسرو میآیند تا مواد شیمیایی را برای مصارف قانونی خریداری کنند کسانی هم برای فعالیتهای غیرقانونی به ناصرخسرو میآیند.
مواد شیمیایی به چه کار خلافکارها میآید؟ یک مامور نیروی انتظامی که مایل نیست نامش فاش شود در این باره توضیح میدهد: استن جزو پیشسازهای ماده مخدر شیشه است که در این محله به آسانی به هر فردی که متقاضی باشد، حتی اگر نماینده شرکت یا سازمانی نباشد، در حجم زیاد از سوی برخی مغازهدارها فروخته میشود.
استن البته آنطور که این مامور تعریف میکند جزو دمدستیترین انواع پیشسازهای شیشه است که به فراوانی در ناصرخسرو یافت میشود و دیگر پیشسازهای شیشه را هم میشود در ناصرخسرو پیدا کرد.
فقط تولیدکنندههای مواد مخدر گذرشان به ناصرخسرو نمیافتد. این مامور نیروی انتظامی در پروندههای دیگری هم نام ناصرخسرو را شنیده است: هر سال وقتی به چهارشنبه سوری نزدیک میشویم شمار زیادی از تولیدکنندههای مواد محترقه خطرناک را دستگیر میکنیم که بیشترشان میگویند مواد اولیه کارشان را از برخی فروشندههای این منطقه خریداری کردهاند.
سختگیریهای نیروی انتظامی نهتنها کار سازندگان مواد محترقه را سخت نکرده است بلکه باعث بهوجود آمدن شغلی جدید هم شده و شرکتهای زیرزمینی واسطهگری هم حالا پیدا شده است که مواد شیمیایی را از برخی فروشندگان ناصرخسرو تحویل میگیرد و به خریداران میرساند تا آنها زحمت سرزدن به ناصرخسرو را به خودشان ندهند.
اظهارات انواع دیگر بزهکاران هم در بازجوییهای پلیس گواه آن است که خیلی از آنها به ناصرخسرو سر زدهاند؛ برای مثال مجرمی که به آمنه اسید پاشید در بازجوییهای اولیه اعتراف کرده بود اسید را از مغازهای در این منطقه خریده است و فروشنده بیآنکه بپرسد او کیست و اسید را برای چه میخواهد فقط دو نکته را سفارش کرده بود «اگر توی اسید آب بریزی رقیق میشود، توی ظرف پلاستیکی نگهش ندار!».
ناصرخسرو، بشکه باروت
خطر ناصرخسرو فقط بیضابطه عرضه کردن محصولات شیمیایی در آن نیست. این منطقه برای ماموران آتشنشانی و شرکت ساماندهی مشاغل تهران مثل یک بشکه باروت بزرگ است که هر لحظه امکان دارد منفجر شود.
معادله ساده است، منطقه ناصرخسرو، بافتی فرسوده و کوچه پس کوچههایی باریک و تو در تو دارد که اگر حادثهای مثل یک آتشسوزی گسترده در آن رخ بدهد کمکرسانی سریع، تقریبا محال میشود.
از سوی دیگر در همین منطقه حجم عظیمی از مواد شیمیایی قابل اشتعال که ترکیبات اولیه ساخت مواد منفجره محسوب میشود، پنهان شده است که فروشندگان آنها را به شیوهای غیرعلمی و نامطمئن انبار کردهاند.
رضا قدیمی، مدیرعامل شرکت ساماندهی مشاغل شهر تهران، میگوید: از سال 1381، شیمیاییفروشی در فهرست مشاغل مزاحم قرار گرفته است و به همین علت قرار شده شیمیاییفروشهای ناصرخسرو به خارج از پایتخت منتقل شوند، اما وقتی جریان انتقال طولانی شد شهرداری برای برقراری امنیت نسبی تا زمان انتقال کامل این صنف به خارج از شهر تهران، تمهیداتی در نظر گرفت.
او درباره این تمهیدات مثال میزند: «ما انبار کردن این مواد شیمیایی را ممنوع کردیم و قرار شد مغازههای این منطقه فقط نمایندگیهای فروش باشد و انبارها در خارج از شهر مستقر شود، اما برخی مغازهدارها خانههای مسکونی اطراف ناصرخسرو را خریدند و مواد شیمیایی محترقه را در این خانهها انبار کردند.»
حالا هر کدام از آن خانهها یک بمب دستساز است که هر لحظه امکان دارد منفجر شود و جان مردم را بگیرد و همین شرایط بحرانی باعث شده است شرکت ساماندهی مشاغل، نام شیمیاییفروشی را هم در فهرست 15 هزار واحد صنفی دیگر که قرار است از تهران به شهرکهای صنعتی منتقل شود، قرار دهد و به شیمیاییفروشها هشدار بدهد که باید تا دو ماه دیگر از ناصرخسرو بروند.
قدیمی البته تاکید میکند که این انتقال موقتی است و صنف شیمیاییفروشها باید مانند صنفهای دیگری که از تهران خارج شدهاند، پس از مدتی زمینی را بخرد و شاغلانش را برای اقامت دائم به آن منطقه منتقل کند.
اسلحه دور میشود، اما هنوز پر است!
اگر قول مدیرعامل شرکت ساماندهی مشاغل شهر تهران عملی شود، هفت تیر پر آماده شلیک، از روی شقیقه تهرانیها برداشته میشود و به حاشیه پایتخت میرود تا دیگر آتشنشانها و کارکنان شرکت ساماندهی مشاغل، کابوس انفجارهای پی در پی را در ناصرخسرو نبینند.
با این حال حتی در صورتی که این صنف به خارج از تهران منتقل شود، هنوز یک مساله مهم حل نشده دربارهاش وجود دارد: عرضه مواد شیمیایی خطرناک در ناصرخسرو تابع هیچ نظارتی نیست و تا وقتی شرایط اینگونه باشد نباید تعجب کرد اگر در هر چهارشنبه سوری، پایتخت از وحشت نوجوانهای مسلح، نیمه تعطیل شود؛ هر کس تصمیم به اسیدپاشی میگیرد بسرعت مواد موردنیازش را تهیه کند و پیشسازهای موادمخدر صنعتی به فراوانی در پایتخت دست به دست شود.
مریم یوشیزاده - گروه جامعه