پیش از المپیک و در جلسه بدرقه کاروان اعزامی به المپیک در حضور رئیسجمهور، عباسی، وزیر ورزش و جوانان اعلام کرد که قهرمانان این دوره یک و نیم برابر دوره قبل پاداش خواهند گرفت که با در نظرگرفتن پاداش 110 میلیونی دوره گذشته، طلاییهای این دوره رقمی معادل 165 میلیون تومان باید میگرفتند.
با شروع رقابتها و مدالآوری ملیپوشان کشورمان و بهبود عملکردی که نسبت به دورههای گذشته داشتند، موجی تازه بین علاقهمندان به ورزش به راه افتاد. وقتی این قهرمانان پرچم ایران را در بزرگترین آوردگاه جهانی به اهتزاز درآوردند و شادی را مهمان خانههای میلیونها ایرانی کردند، نهتنها کسی به میزان پاداش مدالآوران اعتراضی نکرد بلکه این قدردانی را حق کسانی دانستند که برای کشورشان افتخارآفرینی کردهاند.
موضوع اما همینجا تمام نشد، پاداش و قدردانی از قهرمانان المپیکی بهخصوص در مقایسه با پولهای کلانی که در فوتبال جابهجا میشود، هنوز بحث اول محافل ورزشی است. در کمیت و کیفیت چگونگی قدردانی از المپیکیها هنوز بحث وجود دارد و نظرات مختلفی در این زمینه مطرح است. شما جزو کدام دسته هستید؟ میزان پاداش المپیکیها را چطور میبینید؛ کم، زیاد یا کافی؟ ما هم به دنبال پیداکردن پاسخی برای این پرسش به میان شما آمدیم، همراه ما باشید.
ارتباط مستقیم بیتالمال با عدالت اجتماعی
محمود جلالینسب، جامعهشناس و آسیبشناس اجتماعی درخصوص نحوه برخورد مردم با دریافتیهای ورزشکاران و علت آن به جامجم میگوید: مردم همهچیز را در مقایسه با وضعیت متوسط خودشان میسنجند. اگر توجه کنید بخوبی درمییابید کسانی که در مقایسه با درآمدشان زحمت بیشتری میکشند جزو مخالفان دریافت پولهای کلان هستند که حق هم دارند چون وقتی بحث بیتالمال به میان میآید عدالت اجتماعی حکم میکند اعضای جامعه از امکانات به طور مساوی بهره ببرند و حداقل از نظر فرصت امتحانکردن شانس یکسان باشند، اما وقتی این اتفاق نمیافتد اعتراض میکنند.
وی ادامه میدهد: علاقه به ورزش از علاقهمندیهای اجتماعی است که از دیرباز تاکنون در جوامع مختلف بشری وجود داشته است، المپیک نشان داد اگر مردم در این علاقهمندی به رضایت روحی برسند و بتوانند حس وطندوستی خود را ارضا کنند، نهتنها اعتراضی به پاداش ملیپوشان ندارند بلکه حتی بیشتر از آن را حق آنها میدانند. شاید اگر در فوتبال هم تیمی که با بودجه کلان وارد مسابقات میشود، قهرمان شود، تیم ملی به جام جهانی راه یابد یا حتی تیم فوتبال ما المپیکی شود، مردم این پولها را حق فوتبالیستها بدانند.
درک نکردن جایگاه المپیک توسط مدیران ورزشی
علی ایوانی، کارشناس تربیت بدنی که با آموزش و پرورش همکاری میکند، در مورد میزان پاداش المپیکیها به روندی که یک ورزشکار باید برای رسیدن به مدال طی کند، اشاره دارد و میگوید؛ یک ورزشکار هرگز شانسی به مدال دست پیدا نمیکند. المپیک با همه میدانهای ورزشی فرق دارد و وقتی کسی در این عرصه صاحب مدال طلا میشود، یعنی چهار سال از عمرش را المپیکی رفتار کرده، از تمرینات سخت و محرومیت از خیلی تفریحات زندگی گرفته تا تحمل اردوها و دوری از خانواده، به نظر من این اندازه پاداش به ملیپوشان آنها را دلسرد میکند و انگیزه را برای دورههای بعد کم؛ هرچند آرزوی داشتن مدال المپیک بزرگترین محرک روحی برای یک ورزشکار است، اما این ورزشکار که حتی سلامتی خود را در معرض ورزشهای فشرده در خطر قرار میدهد حق دارد که به فکر تامین مالی زندگیاش هم باشد و این شیوه برخورد با قهرمانان المپیکی ناشی از درک نکردن جایگاه المپیک توسط مدیران ورزشی است.
پاداش المپیکیها در مقایسه با سایر مشاغل مناسب است
اما امیررضا ناصحی که خودش را 52 ساله و کارشناس ارشد علوم هوایی معرفی میکند، نظر دیگری دارد و معتقد است اشتباه علاقهمندان ورزش مقایسه فوتبال با سایر رشتهها و سنجش میزان پاداشها با یکدیگر است.
وی با بیان این مطلب میافزاید: چرا قهرمانان المپیک با فوتبال مقایسه میشوند؟ در مقایسه با فوتبال خیلی از نظرات درست است، چون دریافتی فوتبالیستها نامتعارف و بیش از حد معمول است، اما اگر پاداش المپیکیها را با مشاغل دیگر مقایسه کنیم، از نظر اهتزاز پرچم ایران و افتخارآفرینی در خیلی از رشتههای علمی و فنی، بسیاری مشاغل و حرفههای دیگر هم هستند که نادیده گرفته میشوند و در مقایسه با آنها پاداش المپیکیها نهتنها کم است، بلکه ایدهآل هم هست. برای رفع این تناقضها به نظر من باید فوتبال را اصلاح کرد و به تعادل رساند تا همه جامعه از حقی کم و بیش عادلانه برخوردار شوند.انتظار میرود سایر عرصههای افتخارآفرین هم مثل ورزش مورد توجه مسئولان قرار بگیرند و تشویق شوند.
پاداش شادکردن مردم، حلال قهرمانان
علیاکبر بشیری، یک کارگر ساختمانی ساده است با روزی 15 تا 20 هزار تومان حقوق. او که مشغول جمعآوری آجرها در گرمای روزهای نخستین شهریور است، به سوال ما اینطور پاسخ میدهد: هر چقدر گرفتند حلالشان باشد، ما که بجز ورزش دلخوشی نداریم.
طرفدار استقلال هستم، اما از تماشاگران بازیهای المپیک بودم و هرجا بودم خودم را به تلویزیون میرساندم. همین که قهرمانان، ما را شاد کردند و چندروزی خوشحال بودیم دستشان درد نکند. درآمد ماهانهام به زحمت 400 هزار تومان میشود. مشکلات زیادی دارم، اما این را میدانم که این قهرمانان زحمت میکشند و چون ما را راضی و خوشحال میکنند باید به حقشان برسند؛ بالاخره ما با آنها فرق داریم!
پاداشی منصفانه و عادلانه
حسین مشتاقپناه، 39 ساله و کارمند میگوید: شنیدم یکی از ورزشکاران المپیکی که مدال گرفته است گفته که با پاداش المپیک نمیتوان حتی یک خانه در پایتخت خرید. این حرف کاملا درست است، اما اگر این پاداش چهار سال تلاش مداوم هم باشد باز میزان آن برای هر سال از درآمد سالانه یک کارمند بیشتر بوده و به نظر من عادلانه و منصفانه است.
سرمایهگذاری و بازدهی در فوتبال تناسب ندارد
زهره مجد، دانشجوی حقوق از دوستداران ورزش است که بیشتر مسابقههای المپیک را پیگیری کرده است. او در مورد مقایسه پاداش المپیکیها با درآمد فوتبالیستها به جامجم میگوید: مشکل فوتبال این است که به اندازه سرمایهگذاری بازدهی ندارد. این تیم سالهاست که در آسیا به قهرمانی نرسیده و به المپیک راه پیدا نکرده است. در مقایسه با این کارنامه، واقعا حق المپیکیها بیشتر است چون برای نام ایران سربلندی و افتخار به ارمغان آوردند. اگر کل پاداش المپیکیها را جمع بزنیم در بهترین حالت به اندازه استخدام دو بازیکن در لیگ برتر فوتبال بخصوص برای پرسپولیس و استقلال است، تیمهایی که در همین آخرین مسابقهشان هیچ چیزی برای جلب رضایت تماشاگرانشان نداشتند. درست است که مردم به فوتبال خیلی علاقه دارند، اما اگر این روند ادامه داشته باشد و توجه مسئولان هم باشد سایر رشتهها هم طرفداران خود را در ایران پیدا میکنند.
چرا فقط فوتبال را با فوتبال دنیا مقایسه میکنیم؟
محمدرضا پاکزاد، 15 ساله به نکته جالبی اشاره میکند. او با گفتن این مطلب که موفقیت بزرگ پاداش بزرگ میطلبد، ادامه میدهد تا از فوتبال گفته میشود همه به پولهای پرداختی در آن حساس میشوند، در حالی که در فوتبال سراسر دنیا این پولها پرداخت میشود. در فوتبال دنیا بازیهایی دیده میشود که اصلا در ایران نمیبینیم؛ حالا چرا کشتی و وزنهبرداری را هم با کشتی و وزنهبرداری دنیا مقایسه نمیکنند؟
الان همه از طریق اینترنت میفهمند که مثلا یک کشتیگیر یا وزنهبردار خارجی که مدال طلا میگیرد چقدر حقوق میگیرد، چقدر توجه میبیند و پاداش موفقیتش چقدر است، اما اینجا فقط فوتبال را با فوتبال دنیا مقایسه میکنیم و حتی دیگر کاری نداریم تیمهای بزرگ اروپایی چطور تمام جهان را محو بازیهای خوبشان کردهاند. در ایران همه از پیر و جوان کارشناس هستند و حقایق را میدانند.
حق ستارههای واقعی را نادیده نگیرند
قهرمانان المپیک نمایندگان یک ملت هستند که با زبان ورزش از زندهبودن ایران و ایرانی به کشورهای دیگر خبر میدهند و شایسته تقدیر به بهترین نحو هستند. این را یک معلم بازنشسته میگوید. عالمیان ادامه میدهد: قرار نیست همه در یک شرایط باشند. تا جایی که حق به حقدار برسد باید از حقانیت دفاع کرد و من فکر میکنم در روزگاری که تورم لحظهای بوده و شرایط سخت شده، حق این قهرمانان ملی بیشتر از 200 سکه بوده است.
شاید این اتفاق یک بار در زندگی این مدالآوران رخ دهد. با شرایطی که ما در ورزش داریم و پشتوانه محکمی برای تامین آتیه جوانان نیست اگر کمی بیشتر به این قهرمانان پاداش میدادند، اتفاقی نمیافتاد و فکر میکنم مردم هم راضی بودند.
همانطور که از بیتالمال به فوتبالیها پولهای کلان میدهند و به آنها که ممکن است حتی لایق نباشند، میگویند ستاره، اما حداقل انتظار این است که حق ستارههای واقعی ورزش را نادیده نگیرند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم