در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مردمی که در خانههای بیسند زندگی میکردند، به ما گفته بودند که در چهاردیواریهای اغلب فرسودهشان، آنقدر دست و پا بستهاند که نه شهرداری به آنها اجازه تخریب و ساخت میدهد و نه حتی اگر به اوج استیصال برسند هیچ بانکی، وامی به آنها نمیدهد. این مردم، دیوارهای در حال ریزش خانههایشان را نیز به ما نشان داده بودند و خودمان نیز هراسی را که در دل داشتند، با چشمانمان دیده بودیم. هرچند میدانستیم تمام شدن این کابوسها فقط یک راهحل دارد و آن هم نشستن امضای آیتالله لاریجانی پای آییننامه اجرایی سنددار شدن املاک و اراضی بیسند است. انتظار کشیدن سخت بود، اما بالاخره این امضا بیست و پنجم تیر امسال، پای این آییننامه نشست و خبرش به گوش مردم منتظر رسید. این آییننامه به حدی شسته رفته و قابل اجرا بود که وقتی در آخرین سطر از مفاد آن تاکید شد که این قانون از بیست و پنجم تیر اجرا خواهد شد، بیشتر شهروندان منتظر به ادارات ثبت سر زدند تا بدانند اولین قدم برای سند دار شدن املاکشان چیست.
اما از همان تاریخ تا امروز حتی یک نفر هم نتوانسته در ادارات ثبت پرونده تشکیل بدهد و از طریق درگاه الکترونیک سازمان، فرم تقاضانامه را پر کند.
حالا مردم دوباره مستاصل شدهاند، چون باز هم به در بسته خوردهاند و کسی برایشان توضیح نمیدهد که گیر کار از کجاست. البته خبرهای غیررسمی از این حکایت دارد که چون ادارات ثبت کمبود نیروی شدید دارند و شروع مراحل صدور سند برای املاک مشمول ماده 147، مستلزم تشکیل دبیرخانه و دور هم جمع کردن نیروهای مسلط به امور ثبتی و رایانه و آموزش آنهاست، پس تا مهیا شدن این بسترها کار نیز همچنان معلق خواهد ماند.
اگر این اخبار صحیح باشد آن وقت میتوان به مردم چشم انتظار حق داد و به سازمان ثبت خرده گرفت، چون مردم حق دارند از قانونی که به نفعشان تصویب شده در سریعترین زمان سود ببرند و سازمانی که چند سال پیگیر تصویب این قانون بوده باید از مدتها پیش مقدمات اجرای آن را تدارک میکرد.
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: