حدود شش سال پیش بود که با داغ شدن بحث مسکن مهر، خیلی عظیمی از معلولان کشور به امید داشتن سقفی بالای سرشان، پساندازهای محدودشان را روی هم ریختند تا از دغدغه همیشگی مسکن خلاص شوند، اما از سال 1386 تا امروز، اغلب این تعاونیها نتوانستهاند در راه خانهدار شدن معلولان، گام جدی بردارند.
در حالی که مطابق قانون جامع حمایت از معلولان، دولت موظف بود مسکن استیجاری به معلولان واگذار کند، اما حالا حتی واگذاری مسکن مهر به معلولان هم در هالهای از ابهام و سردرگمی به سر میبرد؛ به گونهای که مثلا «تعاونی مسکن جامعه معلولان ایران» در استان تهران، پس از گذشت شش سال نتوانسته است به تعهدات خود مبنی بر خانهدار کردن بیش از هزار معلول عضو این تعاونی، جامه عمل بپوشاند.
یعنی در حالی که دولت در سال 1384 موظف بود، خانههای استیجاری را به معلولان واگذار کند و کرایه خانههای معلولان، همان قسط خرید خانهشان باشد، اما این طرح نهتنها هرگز به مرحله اجرا نرسید؛ بلکه حالا اغلب تعاونیهای مسکن مهر معلولان ـ که قرار بود جایگزین مسکن استیجاری شود ـ نتوانسته است دردی را از آلام «توان یابان» دوا کند.
تاخیر چندساله در واگذاری واحدهای مسکن مهر به «توانیابان»، جمعآوری مبالغ هنگفت از معلولانی که بسیاری از آنها در زمره مستمریبگیران نهادهای حمایتی محسوب میشوند و سوءاستفاده از مظلومیت این گروه از معلولان عضو تعاونیها، تنها به عنوان بخشی از تخلف تعاونیهای مسکن معلولان به حساب میآید که مجموع این بدقولیها، تحقق رویای خانهدار شدن معلولان را با یک علامت سوال بزرگ روبهرو کرده است.
در هر حال، شاید کمترین توقع جمعیت چهار میلیونی معلولان ایران از مسوولان این باشد که حتی اگر خود مسوولان هم نمیتوانند برای رفع مشکل مسکن «توانیابان»، چارهای عملی و کوتاهمدت بیندیشند، حداقل با کار کارشناسی و دقیق بر عملکرد این تعاونیها نظارت کنند تا لایههای حقوق از دست رفته معلولان، روزبهروز عمیقتر از قبل نشود.
امین جلالوند - گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم