به گزارش مهر، پنجم بهمن 89 مأموران کلانتری 126 تهرانپارس از قتل کارگر یک کارگاه طلاسازی و سرقت طلا در محل جنایت اطلاع یافتند.
در پی این حادثه ماموران همراه بازپرس ویژه قتل در محل جنایت حاضر شدند و با جسد مجید بیست و شش ساله در حالی که با ضربههای چاقو و جسم سخت به قتل رسیده بود، روبهرو شدند.
بررسیها نشان داد عامل یا عاملان جنایت به عنوان مهمان وارد کارگاه طلاسازی شده و پس از قتل مجید، مقدار زیادی طلا ازمحل کار او سرقت کرده و متواری شدهاند.
در تحقیقات بعدی معلوم شد شب حادثه مقتول با یکی از دوستانش به نام حسن که از اتباع افغان بود قرار ملاقات داشته است. با کشف این سرنخ حسن دو روز بعد دستگیر و در بازجوییها به ارتکاب جنایت و سرقت با همدستی یکی از دوستانش به نام صدرالدین اعتراف کرد.
با دستگیری صدرالدین و بازسازی صحنه قتل، برای متهمان قرار مجرمیت و کیفرخواست صادر شد. صبح دیروز جلسه دادگاه در شعبه 74 دادگاه کیفری و به ریاست قاضی اصغر عبداللهی برگزار شد.
در ابتدای دادگاه شفیعی، نماینده دادستان با خواندن کیفرخواست گفت: با توجه به اینکه اولیای دم مقتول شناسایی نشدند، دادستان برای عاملان جنایت تقاضای قصاص کرده است. همچنین با عنایت به مدارک موجود در پرونده، خواستار صدور حکم قانونی برای دو متهم پرونده هستم.رئیس دادگاه سپس با تفهیم اتهام به صدرالدین از او خواست از خود دفاع کند. مرد جنایتکار با قبول اتهامش در تشریح ماجرا گفت: 35 روز قبل از جنایت به طور غیرقانونی از افغانستان به ایران آمدم. یک روز که به دیدن حسن رفته بودم، او موضوع سرقت از کارگاه طلاسازی را مطرح کرد. شب حادثه به بهانه مهمانی وارد کارگاه شدیم. مقتول که نمیدانست ما چه نقشهای در سر داریم از ما پذیرایی کرد.
متهم افزود: پس از ساعتی مقتول را غافلگیر کردیم و با چکش و چاقو او را به قتل رسانده و با سرقت طلاها از محل جنایت متواری شدیم.در ادامه محاکمه متهمان، حسن دیگر متهم پرونده در جایگاه حاضر شد و در دفاع از خود گفت: اگر مجید را نمیکشتیم، او ما را لو میداد و خیلی زود دستگیر میشدیم.
پس از آخرین دفاعیات متهمان پرونده، قاضی عبداللهی ختم رسیدگی به این پرونده را اعلام و همراه چهار قاضی مستشار برای صدور حکم وارد شور شدند. بنا بر این گزارش بعد از ظهر دیروز قضات کیفری برای دو جنایتکار حکم قصاص صادر کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم