در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این فیلم که به کارگردانی نادر مقدس و براساس فیلمنامهای از سیدعلیرضا حسینی ساخته شده داستان مردی با بازی رضا بابک را روایت میکند که با وجود علاقه شدیدش به فرزند پسر، سه دختر بزرگ دارد و به همین دلیل دختر کوچکتر خود را به جای لیلا، نصرت صدا میکند و حتی بارها و بارها در لابهلای ماجراهای فیلم میشنویم که همواره تاکید میکند تلاش کرده نصرت یا همان لیلا همانند یک مرد بزرگ شود.
دختر وسطی نیز دانشجوست و عنوان روز امتحان نیز درواقع به امتحان المپیاد او اشاره دارد که بهواسطه همین امتحان قرار است این خانواده از شمال به تهران بیایند.
دختر بزرگتر هم که سمانه نام دارد سالها پیش برخلاف خواسته پدر با کسی ازدواج میکند که مهندس کشاورزی است.
او که همراه همسرش در تهران ساکن است مدتهاست به دلیل این اختلافات با پدرش رفت و آمدی نداشته و حالا روزهای آخر بارداری را پشت سر میگذارد و با این حال هنوز پدر راضی نمیشود با او ملاقاتی داشته باشد.
در طول راه سفر کشمکشهای میان اعضای خانواده که به هر نحوی سعی میکنند تا پدر را متقاعد کنند کینه را کنار بگذارد اغلب بینتیجه میماند، اما در نهایت پارهشدن تسمه اتومبیل در میان راه و درخواست دخترها از داماد برای خرید تسمه که به دور از چشم پدر اتفاق میافتد و پادرمیانی مادر دخترها برای آشتی همسر و دامادش تا حدودی راه برطرف شده کینهها را برای این دو فراهم میکند.
داستان این فیلم در بیشتر دقایق در جاده به تصویر در میآید و از این لحاظ میتوان آن را در گونه فیلمهای جادهای طبقهبندی کرد، چرا که داستان در حالت سیار اتفاق میافتد و مخاطب به همراه چهار عضو خانواده مسیر شمال به تهران را طی میکند.
از طرف دیگر داماد این خانواده که به دنبال زمینی برای انجام طرح دانشگاهیاش است و علاوه بر آن برای تامین مخارجش در آژانس کار میکند نیز راهی همان جادههای شمالی شده و به نوعی مخاطبان او را نیز در تمام مسیر همراهی میکنند.
روز امتحان از این لحاظ تحرک زیادی دارد و تغییرات لوکیشن و به تصویرکشیدن جادههای سرسبز فیروزکوه مانع از خستگی مخاطب میشود.
این فیلم از آنجا که قصد داشته خود را در گونه فیلمهای جادهای بیش از پیش تثبیت کند از عنصر تعقیب و گریز نیز که یکی از ویژگیهای اصلی اینگونه فیلمهاست استفاده کرده و با گنجاندن ماجرای دزدی کیف پدر خانواده و شخصیت خلافکاری به نام «غلام سگ دست» تاحدودی تعلیق اثر را بالا برده است، اما میتوان گفت در این زمینه چندان قوی عمل نکرده و ماجرای دزدی همانند وصله ناجوری تا انتها همراه ماجرای اصلی پیش میآید و درگیری سارق با پدر و داماد در جادههای فیروزکوه کاملا ناشی از اتفاقات بدون پشتوانهای است که در برخی آثار شاهد آن هستیم.
همانطور که گفته شد روز امتحان را میتوان در رده فیلمهای جادهای قرار داد. فیلمهای جادهای معمولا به چند شکل مختلف به پایان میرسند. یکی از این نوع پایانها بر این اساس استوار است که قهرمان به خانه بازمیگردد و تجربهای که کسب کرده در نهایت و در انتهای ماجرا از او انسان خردمندتری میسازد.
در روز امتحان نیز شاهد آن هستیم که پدر خانواده در رابطه خود با دختر و دامادش تجدیدنظر میکند و درواقع در این زمینه خردمندانهتر ظاهر میشود. او دیگر به دختر کوچکش نصرت نمیگوید و برای ازدواج دختر دومی با پسر همدانشگاهیاش هم مانعتراشی نمیکند.
میتوان گفت در داستان این فیلم آنطور که باید و شاید روابط علت و معلولی بخوبی رعایت نشده و اتفاقاتی که میافتند بیشتر ناشی از حادثه است.
دزدی از ماشین، مواجهه مجدد با دزد در جاده، درگیری با او برای بار سوم و از نوع مسلحانه؛ از طرفی حضور پی در پی پلیس راهنمایی و رانندگی که هم پدر همکلاسی دختر دومی است، هم پسرش همانند دختر برای حضور در المپیاد راهی تهران شده و البته به صورت اتفاقی در صحنه دزدی برای دنبال کردن دزد ـ که در نهایت نافرجام ماند ـ به کمک پدر دختر میآید از جمله اتفاقاتی است که هیچگونه رابطه تحلیلپذیر و منطقی را به عنوان پشتوانه به همراه ندارد.
حضور اتفاقی داماد در نزدیکیهای فیروزکوه نیز یکی دیگر از اتفاقات این فیلمنامه است که درکنار هم قرار گرفتن این حجم از اتفاقات و ترسیم دنیای روابط محدود و کوچکی که در این فیلم شاهد آن هستیم بر پایه اصول حرفهای فیلمنامهنویسی نیست و اصولا استفاده از عنصر اتفاق و حادثه تا این حد و به این تعداد، یکی از ضعفهای اساسی فیلمنامه محسوب میشود.
در حقیقت اگر بخواهیم هرکدام از بخشهای این فیلمنامه را به صورت مجزا مورد بررسی قرار دهیم متوجه خواهیم شد که نویسنده به جای بیان قصه، بیشتر موقعیتسازی کرده و اغلب بر پایه حادثه و اتفاق جلو رفته است تا اینکه بر اساس چینش حرفهای روابط علت و معلولی بخواهد ماجرایی را برای مخاطب تعریف کند.
این فیلم در شخصیتپردازی نیز تاحدودی ناموفق عمل کرده و تنها به استفاده از تیپ به جای شخصیتپردازی بسنده کرده است البته با وجود موارد مطرح شده نمیتوان جنبههای طنزآمیز روز امتحان را که موجب شده این فیلم در مدت زمان نمایش سرگرمکننده باشد مد نظر قرار نداد و میتوان گفت روز امتحان از آن حیث که سعی کرده داستانش را در قالبی مفرح روایت کند تا حدی موفق بوده است.
مبینا بنیاسدی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: