گفت‌وگو با کوین کاستنر، بازیگر و کارگردان

فیلم‌هایی را که مردم نمی‌فهمند دوست ندارم

کوین کاستنر،‌ بازیگر مطرح دهه 80 میلادی سینما، هنوز هم یک بازیگر فعال است و در نقش‌های مختلف سینمایی ظاهر می‌شود. او که در حرفه فیلمسازی هم چند تجربه دارد، با بازی در فیلم‌های تسخیرناپذیران، دنیای آب، با گرگ‌ها می‌رقصد و رابین‌هود تبدیل به یک چهره مطرح سینمای جهان شد. بیشتر فیلم‌های کاستنر در سال‌های اول کار بازیگری با موفقیت خوب مالی روبه‌رو شد و نگاه مثبت منتقدان را هم در پی داشت. با آن که فیلم‌های جدیدتر کاستنر موفقیت کارهای گذشته او را تکرار نکرده‌اند، ولی این بازیگر 57 ساله هنوز هم فعالیت همه‌جانبه خود را در جلو و پشت دوربین کم نکرده است. البته بالارفتن سن، مانع از این می‌شود که او نقش جوان اول فیلم‌های سینمایی را به عهده بگیرد. با این حال، صنعت سینما و فیلمسازان هنوز وی را برای نقش‌های مهم فیلم‌های خود انتخاب می‌کنند. طی هفته قبل، ناگهان اعلام شد کاستنر قرارداد بازی در سه فیلم جدید را امضاء کرده است. برای بازیگری در سن و سال وی، روبه‌رو‌شدن با این تعداد پیشنهاد سینمایی حکم یک خبر خوش را دارد. یکی از این فیلم‌ها، پروژه مهم و پرخرج «جک راین» است که قرار است دوباره احیا شود. آخرین فیلم کاستنر «آدم‌های کمپانی» بود که سال 2010 روی پرده سینماها رفت. فیلم بعدی او قسمت تازه مجموعه فیلم اکشن ابر فرمانده سوپرمن به نام «مرد آهنی» است که به احیای این مجموعه فیلم پرداخته و زک اشنایدر کارگردان آن است. این فیلم برای تابستان سال آینده میلادی اکران عمومی خواهد شد. کاستنر در این گفت‌وگوی‌ اینترنتی درباره جنبه‌های مختلف کار بازیگری خود صحبت می‌کند.
کد خبر: ۴۹۷۷۷۵

در تعدادی از فیلم‌های سینمایی خود در نقش یک قهرمان بازی کردید. ایفای نقش قهرمان فیلم‌ها را دوست دارید؟

قهرمانان واقعی کسانی هستند که زمین می‌خورند و شکست را تجربه می‌کنند و دوباره بلند شده و سرپا می‌ایستند. این آدم‌ها در پایان ماجرا پیروز می‌شوند، زیرا به آرمان‌ها و ایده‌آل‌های خود وفادار می‌مانند. آنها هیچ وقت از اعتقادات و دیدگاه‌های خود برنمی‌گردند. برای من همیشه جالب بوده که نقش این قهرمانان واقعی را حداقل جلوی دوربین بازی کنم و برای خودم موقعیت آنها را مرور کنم.

از کارنامه کاری و فیلم‌هایی که بازی کرده‌اید راضی هستید؟

فیلم‌هایی را که بازی، تهیه و کارگردانی کرده‌ام دوست دارم و خوشحالم که با این پروژه‌ها همکاری داشته‌ام. البته همیشه نمی‌توان از نتیجه کار راضی بود، ولی در کل از تصمیم‌هایی که گرفته‌ام راضی‌ام. به هر حال، این خود من بوده‌ام که این تصمیم‌ها را گرفته‌ام و در این فیلم‌ها بازی کرده‌ام. فکر می‌کنم این نکته اهمیت خیلی زیادی دارد که زندگی و کار پیش برود و من به عنوان یک بازیگر باید با پروژه‌های مختلف همکاری کنم.

چقدر انتخاب‌هایتان تابع گیشه بوده است؟

نسبت به موقعیت خودم آگاهی کامل دارم. می‌دانم کدام فیلم‌ها را دوست نداشته‌ام و مجبور به بازی در آنها شده‌ام. وقتی فیلمی را بازی می‌کنم، نمی‌دانم واکنش منتقدان و تماشاگران نسبت به آن چه خواهد بود. آیا این فیلم آنها را ناامید می‌کند؟ جدول گیشه نمایش و فروش هفتگی فیلم‌ها، اهمیت بسیار زیادی در کار ما بازیگران دارد. زندگی بسیاری از ما بازیگران محدود به وضعیت جدول گیشه نمایش است. فروش یا عدم فروش فیلم‌ها، نقشی تعیین‌کننده در وضعیت همه ما دارد. این روزها شهرت حکم یک عامل مهم را دارد. وقتی شما مشهور و موفق هستید، زندگی خانوادگی و هنری بهتری هم دارید. شاید من نخواهم به این شیوه زندگی کنم، ولی زمانی که شما یک بازیگر می‌شوید، مجبورید یکسری کارهایی را انجام دهید و یکسری کارها را خیر.

هیچ‌وقت به فکر این نیفتادید که دنباله فیلم‌های موفق خود را بازی یا تهیه کنید؟

شاید بازیگران دیگر دوست داشته باشند قسمت دوم فیلم‌های موفق و پرفروش خود را کار کنند، ولی من هیچ وقت مایل به چنین کاری نبوده‌ام. علاقه‌ای به تکرار خودم ندارم و فکر نمی‌کنم انجام این کار خوب باشد. به همین دلیل است که شما شاهد تولید «با گرگ‌ها می‌رقصد 2» یا «بادیگارد 2» یا دیگر فیلم‌های موفق من نبوده‌اید.

وقتی قرار باشد برای بازی در نقشی تفاوت ظاهری زیادی با چهره واقعی‌تان پیدا کنید، ناراحت نمی‌شوید؟

بازیگری یعنی همین. در عین حال، جذابیت خاصی دارد که شما روی پرده خیلی شبیه خودتان نباشید. تماشای خودم در چنین حالتی، خیلی لذتبخش است. حرفه بازیگری این امکان را می‌دهد که تبدیل به آدم دیگری شوم به همین خاطر، وقتی در پروژه‌های خاص کار می‌کنم، تمام تلاشم این است که کاملا با کارگردان هماهنگ باشم. اگر قرار است وزن کم کنم یا اضافه وزن بیاورم، دقیقا آنچه را که کارگردان می‌گوید انجام می‌دهم. برای مثال، برای بازی در «برعکس خشم» (2005)‌ باید مقدار زیادی ‌وزن اضافه می‌‌کردم. به همین خاطر برای مدتی به پرخوری روی آوردم و شیرینی‌جات مهم‌ترین غذایم بود.

درباره هالیوود چه نظری دارید؟

کاستنر: نسبت به موقعیت خودم آگاهی کامل دارم. می‌دانم کدام فیلم‌ها را دوست نداشته‌ام و مجبور به‌بازی در آنها شده‌ام. وقتی فیلمی را بازی می‌کنم نمی‌دانم واکنش منتقدان و تماشاگران نسبت به آن چه خواهد بود

هالیوود سبک و روش خاص خودش را دارد، اما هنرمندانی هستند که حرف خود را به تهیه‌کنندگان و کمپانی‌ها دیکته می‌کنند. این‌طور هم نیست که هر چه آنها می‌گویند، انجام شود. اما هیچ‌وقت به این نکته فکر نکرده‌ام که هالیوود باید چگونه باشد یا من باید در قبال آن چه برخوردی داشته باشم، ولی از همان زمان که وارد حرفه بازیگری شدم و پس از آن کارگردانی را هم تجربه کردم، هیچ‌وقت به دنبال فیلم‌های آوانگارد نبودم. حقیقت‌را بخواهید، فیلم‌هایی را که قابل فهم برای عامه‌ مردم نیستند، دوست ندارم. همیشه دنبال بازی در فیلم‌‌هایی بوده‌ام که مخاطب عام داشته و تماشاگران در سنین مختلف به تماشای آن می‌نشینند. برای من، فیلمی با مخاطب اندک جذابیتی ندارد. برایم مهم است که تماشاچی از دیدن فیلمم لذت ببرد. نمی‌خواهم تماشاچی‌ام را از دست بدهم. البته این نکته را می‌دانم تمام فیلم‌هایی را که بازی‌کرده‌ام در این قالب جای نمی‌گیرد و این‌طور نیست که همه آنها تماشاگر زیادی داشته‌اند، اما تلاشم همیشه این بوده که در این جهت گام بردارم.

برخی رسانه‌های گروهی به موضوع شکارچی‌بودن شما و حمل سلاح اشاره می‌کنند. موضوع اجازه حمل سلاح همیشه یکی از بحث‌های داغ رسانه‌ای در آمریکا بوده است و تیراندازی‌ در ایالت کلرادو هم به‌ آن دامن زده است.

بله من یک شکارچی هستم، ولی اعتقاد دارم در رابطه با حمل سلاح باید یک قانون مدون و محکم وجود داشته باشد. ما در این رابطه نه به یک قانون، که چندین قانون نیاز داریم. من از اسلحه‌ام برای شکار در محل‌های قانونی و تعیین‌شده توسط مراجع رسمی استفاده می‌کنم.

حمل سلاح و نحوه استفاده از آن باید قانونمند باشد تا جامعه و مردم با خیال راحت به زندگی‌شان ادامه دهند. وقوع اتفاقاتی مثل آنچه در سالن سینمای کلرادو هنگام نمایش فیلم بتمن رخ داد (که یک مرد مسلح با تیراندازی به تماشاگران 18 نفر آنها را کشت)‌ بسیار دردآور است و به همه ما یادآوری می‌کند که در این ارتباط باید گام‌های جدی برداریم و سعی کنیم احتمال وقوع چنین اتفاقاتی را به حداقل برسانیم.

فیلمنامه در فیلم‌های شما و انتخاب‌هایی که می‌کنید چه نقشی دارد؟

ما باید به فیلمنامه به‌عنوان یک شکل (فرم)‌ هنری خاص نگاه کنیم. کار نگارش فیلمنامه بسیار سخت است و اصلا آسان نیست. در این رابطه تجربه کرده‌ام و باید بگویم کار بسیار ویژه‌ای است. هر کسی توانایی انجام این کار را ندارد. پیداکردن مواد اولیه و سوژه چندان راحت نیست. پس از پیداکردن آن هم تازه وارد مرحله سخت‌تر کار یعنی پرورش و گسترش آن می‌شوید. همیشه به کار فیلمنامه‌نویسان اعتقاد داشته‌ام و جزو کسانی هستم که معتقدم باید برای فیلمنامه‌هایی که ارزشمند هستند، پول خرج کرد.

برخی از بازیگران فکر می‌کنند متفاوت‌بودن امر ویژه‌ای است. شما چطور؟

خیلی‌ها فکر می‌کنند می‌توانند در زندگی دست به کارهای متفاوت بزنند، اما چندتای آنها موفق بوده‌اند؟ من از آنچه تا به حال انجام داده‌ام، راضی‌ام. شاید همیشه از نتیجه و حاصل کار خشنود نبوده‌ام، ولی خوشحالم که تصمیمی گرفته و سعی کرده‌ام آن را عملی کنم. خیلی زیاد به فکر متفاوت‌بودن نبوده‌ام. می‌دانید، شما وقتی کاری را درست انجام دهید مورد توجه قرار می‌گیرید و مثل این است که کار متفاوتی انجام داده‌اید.

وقتی فیلمی را بازی می‌کنید، می‌توانید حدس بزنید با موفقیت مالی همراه خواهد شد یا خیر؟

همیشه می‌دانستم یک فیلم خوب چگونه فیلمی است و فیلمی که بازی کرده‌ام خوب بوده یا نه، اما معمولا نمی‌دانم یک فیلم پرفروش چگونه فیلمی است و این یا آن فیلمی که بازی کرده‌ام، فروش خوب و بالایی در جدول گیشه نمایش می‌کند یا خیر. «جنگ»‌ (1994)‌ یک فیلم خوب بود، ولی در جدول گیشه نمایش تبدیل به یک کار پرفروش نشد. همین‌طور «یک دنیای کامل» (1993)‌. خب، من چه کار باید بکنم؟ آیا باید به بازی در این جور فیلم‌ها پشت کنم؟ نمی‌توانم چنین کاری را انجام دهم. وقتی در یک فیلم خوب بازی می‌کنم احساس رضایت دارم و همین برایم کافی است. به همین خاطر است که «آقای بروکس» (2007)‌ را دوست دارم.

با آن که موافق ساخت قسمت‌های جدید فیلم‌های خود نیستید، ولی قرارداد بازی در قسمت‌ جدید مجموعه فیلم جک راینی را امضاء کرده‌اید.

خب، جک راین فیلمی از خود من نیست و یک پروژه مستقل سینمایی محسوب می‌شود. کنت برانا ـ که فیلم را کارگردانی می‌کند ـ با من تماس گرفت و دعوت کرد تا با او همکاری کنم. نقش خوبی برایم در نظر گرفته است. فیلم سه شخصیت مهم دارد. یکی خود جک راین مامور ضدجاسوسی با بازی کریس پاین است و دومی کاراکتر منفی قصه است که خود برانا نقش او را بازی می‌کند. شخصیت من هم سومین آدم مهم قصه فیلم به حساب می‌آید.

ورایتی‌ / مترجم : کیکاووس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها