گفت‌وگو با هادی مقدم‌دوست، کارگردان فیلم «به صرف شربت و شیرینی»

واقعیت زندگی را مردم نشانمان می‌دهند

هادی مقدم‌دوست فیلمساز، فیلمنامه‌نویس و روزنامه‌نگاری است که بیشتر در حوزه فیلمنامه‌نویسی فعالیت می‌کند. او و حمید نعمت‌الله توانستند با نگارش فیلمنامه «بی‌پولی» در جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر دیپلم افتخار بهترین فیلمنامه را از آن خود کنند. این زوج هنری سال گذشته با مجموعه تلویزیونی «وضعیت سفید» جایگاه خوبی میان مخاطبان تلویزیون پیدا کردند. هادی مقدم‌دوست پس از ساخت یک فیلم داستانی به نام «زنگ تفکر» برای شبکه تهران و ساخت اپیزود چوب زخم از فیلم اپیزودیک «ملاقات»، فیلم تلویزیونی «به صرف شربت و شیرینی» را کارگردانی کرد که فیلمنامه آن را خودش همراه حمید نعمت‌الله نوشته است. این فیلم عید فطر از شبکه دو سیما پخش شد.
کد خبر: ۴۹۷۳۷۵

مخاطبان سینما و تلویزیون شما و حمید نعمت‌الله را بعنوان یک زوج هنری خوب می‌شناسند؛ نعمت‌الله در مقام کارگردان و شما به عنوان نویسنده، ولی فیلمنامه فیلم به صرف شربت و شیرینی را مشترک نوشتید و کارگردانی به عهده شما بود. زمانی که طرح این فیلم را می‌نوشتید، چه شد که تصمیم گرفتید کارگردانی را شما انجام دهید؟ پیشنهاد نعمت‌الله بود؟

من و حمید مرتب درباره طرح‌های مختلفی که می‌نویسیم، حرف می‌‌زنیم. در بین طرح‌هایی که داریم برخی طرح‌ها آزاد هستند. یعنی از ابتدا مشخص نیست چه کسی می‌خواهد آن را کارگردانی کند. من این کار را انجام می‌دهم یا حمید نعمت‌الله. فیلم تلویزیونی به صرف شربت و شیرینی هم جزو طرح‌های آزاد بود که من و حمید قبلا آن را نوشته بودیم و پس از مدتی تصمیم گرفتیم روی این طرح کار کنیم تا این‌که در مقطعی تصمیم ساخت آن را گرفتم. یادم می‌آید وقتی روی این طرح کار می‌کردیم، دلم می‌خواست اگر فرصت مهیا شود خودم آن را کارگردانی کنم.

طرح فیلم به صرف شربت و شیرینی را چه سالی نوشتید؟

سال آن را به یاد ندارم، ولی می‌دانم طرح این فیلم را قبل از تصویربرداری مجموعه تلویزیونی وضعیت سفید نوشته بودیم.

اشاره کردید فیلم به صرف شربت و شیرینی جزو طرح‌های آزادتان بود. این طرح چه ویژگی‌هایی داشت که علاقه‌مند به کارگردانی آن بودید؟

به نظرم این فیلم موقعیت‌ و لحظات متنوعی داشت که می‌توانست ایجاد جذابیت کند. این موقعیت‌ها را دوست داشتم. این‌که یک نفر بر خلاف چیزی که عرف است می‌خواهد کاری انجام بدهد، کشمکش شخصیت‌های امید و فیروزه (عباس غزالی و نفیسه روشن) در آغاز زندگی مشترکشان موضوعی بود که من را برای کارگردانی این فیلم ترغیب کرد.

شما سال‌هاست فیلمنامه می‌نویسید. آیا از نگارش فیلمنامه اشباع شدید که به سمت کارگردانی آمدید؟ یعنی این هدف را از ابتدا داشتید یا بمراتب علاقه‌مند به کارگردانی شدید؟

من از ابتدا به کارگردانی علاقه‌مند بودم. البته یک مقطع طولانی فیلمنامه نوشتم و فرصت ساخت فیلم را پیدا نکردم تا این‌که شرایط آن پیش آمد و کارگردانی را هم تجربه کردم.

الان پشیمان هستید که چرا زودتر به سراغ کارگردانی نرفتید و در این سال‌ها فیلمنامه نوشتید؟

نه، اصلا ناراحت نیستم و از این اتفاق هم خیلی خوشحال هستم، چون در طول این سال‌ها با نگارش فیلمنامه به تجربه‌ام اضافه شد و خدا را از این بابت شاکرم.

پس از این فرصت طلایی برای ساخت فیلم به صرف شربت و شیرینی استفاده کردید؟

بله، واقعیت این است که من تمام سعی خودم را برای ساخت این فیلم کردم و از تجربه چند ساله‌ای که در حوزه فیلمنامه‌نویسی و دستیار کارگردانی داشتم، کمک گرفتم تا فیلم به صرف شربت و شیرینی را بسازم.

قصد دارید کارگردانی را دنبال کنید یا باز هم سراغ نگارش فیلمنامه می‌روید؟

در این باره برنامه‌ریزی انجام نداده‌ام که بعد از این فیلمنامه بنویسم یا سراغ کارگردانی بروم. واقعیت این است که من و نعمت‌الله فیلمنامه می‌نویسیم و بعد از نگارش فیلمنامه تصمیم به ساخت آن می‌گیریم. این روش را سال‌هاست ادامه داده‌ایم و باز هم همین کار را انجام می‌دهیم.

شما در فیلم به صرف شربت و شیرینی برشی از زندگی یک زوج جوان را انتخاب کردید و این برش از زندگی آنها را با تمام جزئیات به تصویر کشیدید. چطور شد این روایت را انتخاب کردید؟

واقعیت این است ما زندگی‌ای را که می‌بینیم و حس می‌کنیم به تصویر کشیدیم. همه ما در طول روز با موقعیت‌هایی روبه‌رو می‌شویم که بظاهر ساده و کوچک هستند، اما همین موقعیت‌ها ممکن است منجر به موقعیت‌های چالش برانگیزی شود. مثلا برای ازدواج کردن، دانشگاه رفتن و... با موقعیت‌های کوچک روبه‌رو می‌شویم. همه ما آدم‌ها مقابل همین موقعیت‌های بظاهر کوچک رفتارهای متفاوتی داریم. در فیلم به صرف شربت و شیرینی این رفتارهای متفاوت را نشان دادیم و این نوع روایت را انتخاب کردیم.

این فیلم گرچه به کشمکش‌های زندگی امید و فیروزه می‌پردازد، اما به دلیل این‌که یک برش از زندگی آنها را انتخاب کردید، ریتم آن کمی کند است. در حالی که مخاطب امروزی عادت به دیدن آثاری با ریتم تند و همراه با تعلیق‌های زیاد دارد. نگران نبودید ممکن است این فیلم نتواند ارتباط لازم را با مخاطب برقرار کند؟

مقدم‌دوست: تلاش کردیم فیلم به صرف شربت و شیرینی عناصری داشته باشد که بتواند یک فضای گرم و صمیمی را شکل بدهد تا برای مخاطبان تلویزیون ملموس بوده و برایشان قابل درک باشد

این احتمال وجود داشت، اما ما مواردی را جایگزین کردیم تا این مشکل پیش نیاید. تلاش کردیم فیلم به صرف شربت و شیرینی عناصری داشته باشد تا بتواند یک فضای گرم و صمیمی را شکل بدهد تا برای مخاطبان تلویزیون ملموس بوده و برایشان قابل درک باشد. این فیلم هم با این‌که برشی از زندگی است، اما کشمکش‌های فیروزه و امید و این‌که بخواهند تالار بگیرند یا نه، تعلیق لازم را برای مخاطب ایجاد کرد.

اما در تدوین می‌توانستید ریتم تندتری به فیلم بدهید.

ما سعی کردیم موضوع را به گونه‌ای روایت کنیم تا قصه افت نکند و با وسواس این کار را انجام دادیم. امیدوارم مخاطبان از دیدن فیلم لذت برده باشند.

در این فیلم بازی خوب و متفاوتی از عباس غزالی گرفته بودید و بازی او کاملا با شخصیت بهروز مجموعه وضعیت سفید تفاوت داشت. گاهی اتفاق می‌افتد هنرپیشه‌ها در نقش‌های خوبی که بازی می‌کنند، می‌مانند و تاثیر آن را در نقش‌های دیگرشان می‌بینیم. اما این مساله در بازی غزالی پیش نیامد. خودتان در این باره کمک کردید یا غزالی خودش تلاش کرد؟

وقتی عباس غزالی قرار بود نقش امید را بازی کند، درباره شخصیت برایش توضیح دادم و او با درک این شخصیت، نقش امید را بازی کرد. در مجموع تعامل خوبی بود. از سوی دیگر زمانی که بازیگر یک نقش را بازی می‌کند باید برای کار بعدی آن را کاملا فراموش کند و دیگر به آن فکر نکند تا تاثیری در کار بعدی‌اش نگذارد. این اتفاق هم در عباس غزالی افتاد. او کاملا نقش بهروز را در وضعیت سفید فراموش کرده بود و سعی کرد شخصیت امید را به بهترین شکل بازی کند. من هم در این باره کمک کردم، اما خودش برای ایفای این نقش خیلی زحمت کشید.

معمولا کارگردانان در کارهای اول خود سعی می‌کنند از بازیگران معروف استفاده کنند تا کارشان دیده شود، اما این رنگ و لعاب در فیلم به صرف شربت و شیرینی دیده نمی‌شود و شما از بازیگرانی استفاده کردید که خیلی چهره نیستند.

معتقدم برای هر فیلمی که ساخته می‌شود باید بهترین گزینه‌ها را برای نقش‌ها داشت. من هم سعی کردم متناسب با قصه و نقش‌ها، بازیگران را انتخاب کنم. این طور نبود که به خاطر بودجه مجبور باشیم از بازیگرانی استفاده کنیم که خیلی چهره نیستند. به نظرم عباس غزالی و نفیسه روشن برای ایفای نقش‌های امید و فیروزه مناسب بودند، به همین دلیل آنها را انتخاب کردم. برای تماشاگر هم اهمیت دارد بازیگرانی که انتخاب می‌شوند با نقش هماهنگ باشند، نه این‌که خیلی معروف باشند یا نباشند. من اصلا به چهره بودن بازیگران فکر نکردم.

یکی از امتیازات فیلم به صرف شربت و شیرینی این است که شخصیت‌ها اغراق‌آمیز نیستند و مخاطب می‌تواند با آنها همذات‌پنداری کند. چطور به این ساختار رسیدید؟

من و حمید نعمت‌الله واقعیت را از زندگی مردم برمی‌داریم. وقتی زندگی را از مردم می‌گیریم باید به شکل مطلوب و با کیفیت ارائه بدهیم تا زمانی که مخاطب این آثار را می‌بیند کاملا برایش قابل لمس باشد و با آن همذات‌پنداری کند. در واقع این چرخه تضمین شده است. باید مردم در یک اثر هنری زندگی‌شان را ببینند. در این صورت بیشتر هم از اثر استقبال خواهند کرد.

این نگاه را در رفت و آمدهای شهری‌تان به دست آورده‌اید؟

بله، موضوع بیشتر کارهایی که می‌نویسیم از سوار شدن به اتوبوس شروع می‌شود بعد به همنشینی ساده، خرید از یک فروشنده یا فردی که در پارک روی نیمکت نشسته و... می‌رسد. سعی می‌کنیم همه جوانب را در ابعاد وسیع بررسی کنیم تا به یک نتیجه مشخص برسیم.

برای کارگردانی این فیلم تا چه حد از مشاوره حمید نعمت‌الله بهره بردید؟

فیلمنامه این فیلم را با هم نوشتیم و برای کارگردانی هم از مشورت‌های او استفاده کردم. به هر حال حمید در زمینه کارگردانی تجربه خوبی دارد و من هم از تجربه او کمک گرفتم.

در این فیلم دکوپاژهای (نمابندی​های)​ خاصی می‌بینیم. به عنوان مثال در صحنه‌ای از این فیلم در حالی که نصاب مشغول نصب تلویزیون در خانه امید است، امید از اتاق خارج می‌شود و در اتاق کناری با خواهرش حرف‌های محرمانه می‌زند. دوربین بین این دو اتاق قرار داشت و مخاطب غیراز امید و خواهرش، نصاب را هم می‌دید که مشغول کارش است. دلیل چنین دکوپاژی برای این صحنه چه بود؟ در حالی که دیدن کار نصاب چندان هم اهمیت نداشت.

راستش در زمان تصویربرداری تلاش کردم دکوپاژ به گونه‌ای باشد که مخاطب در جریان ریزترین جزئیات هم قرار بگیرد. شاید در این صحنه دیدن نصاب ضرورت نداشت، اما می‌خواستم مخاطب حسش را نسبت به صحنه داشته باشد. زمانی که امید نصاب را ترک می‌کند و برای گفتن حرف محرمانه به خواهرش وارد اتاق دیگر می‌شود، می‌خواستم مخاطب همراه او و نصاب که مشغول به کار است، باشد تا حس صحنه را از دست ندهد. تلاش کردم این مساله در کل دکوپاژم دیده شود و این حس را به بیننده منتقل کند.

فاطمه عودباشی / گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها