گفت‌و‌گو با امین سالمی، رهبر ارکستر آکادمیک تهران

همه ما چرخ‌دنده‌های ارکستر هستیم

امین سالمی، اولین و تنها کسی است که ارکستر آکادمیک خصوصی را در کشورمان راه‌اندازی کرده و هم‌اکنون رهبر ارکستر آکادمیک تهران است. او چندی پیش کنسرتی را به مناسبت روز ملی خلیج‌فارس در ایران با حضور دو خواننده موسیقی پاپ و دو خواننده سنتی روی صحنه برد و دلیل خود را از انجام چنین کاری نیاز موسیقی و همچنین کنسرت‌ها به اقدامات تازه دانست. او انتقاداتی به عملکرد برخی گروه‌های ارکسترال در ایران دارد و فعالیت و تمرین مداوم و مستمر را اولویت اصلی کار‌کردن در این عرصه می‌داند. با او به گفت‌وگو نشستیم تا برایمان از نگاهش به موسیقی و فعالیت‌های تازه‌اش بگوید.
کد خبر: ۴۹۷۳۴۸

رهبری ارکستر یکی از کارهای دشواری است که به نظر می‌رسد کمتر کسی سراغ آن می‌رود. چه شد که وارد این عرصه شدید؟

یکی از استادانم به من می‌گفت کلاس‌های دانشگاه، پارتیتورخوانی و نت‌خوانی را می‌آموزند نه رهبری ارکستر را.

رهبری ارکستر را تنها روی سن می‌توان آموخت، نه هیچ جای دیگری. ایشان همیشه به من تاکید می‌کردند تنها راه چاره این است که روی سن بروی تا یاد بگیری چگونه باید یک ارکستر را رهبری کنی.

تعریف‌ شما از رهبری یک گروه موسیقی چیست؟

همه فکر می‌کنند فرد اصلی یک ارکستر موسیقی رهبر است، اما به نظرم این‌طور نیست. در ارکستر همه افراد مثل چرخ‌دنده هستند. اشتباه رهبر ارکستر و یک نوازنده با هم یکی است و به اجرا لطمه می‌زند. فقط جای نشستن یا ایستادن رهبر یک ارکستر فرق می‌کند.

چه شد که تصمیم گرفتید ارکستر آکادمیک تهران را راه‌اندازی کنید؟

در کشور ما ارکسترهای تجربی وجود ندارد، چون فضایی وجود ندارد که رهبران ارکستر بتوانند به شکل تجربی رهبری کنند. از این رو تصمیم گرفتم یک ارکستر راه بیندازم تا ارکسترهای تجربی را نیز در کشورمان آغاز کنیم. وقتی این پیشنهاد را با حمید خزایی ـ که خواننده جوان و بااستعدادی است ـ مطرح کردم، پذیرفت و کم‌کم نوازنده‌ها را جمع کردیم و کار شروع شد.

هدف اصلی‌تان از ایجاد ارکستر آکادمیک تهران چه بود؟

ما نیاز به گروه‌هایی داریم که به صورت مستمر در حال تجربه‌کردن باشند. هر سال شهرداد روحانی به ایران می‌آید، تجربه‌هایش را در اختیار نوازندگان قرار می‌دهد و می‌رود. همان‌جا موضوع تمام می‌شود، تا زمانی که برنگردد تجربه‌ها آغاز نمی‌شود.

واقعیت این است که ما باید بتوانیم ارکسترهایی داشته باشیم که به طور مستمر کار کنند. سعی دارم گروهم به شکل مستمر در حال تمرین باشد و هر اجرایش از قبل قوی‌تر ‌شود. هم‌اکنون افرادی در گروه من هستند که واقعا باسابقه هستند و در برخی زمینه‌ها پیشکسوت نوازنده‌های یک ساز محسوب می‌شوند.

یعنی کار را به صورت کاملا خصوصی آغاز کردید؟

بله، با بودجه شخصی خودمان شروع کردیم. دوستان نوازنده خیلی به ما کمک کردند. در گروه ما نوازندگان برجسته‌ای هستند که با وجود مشکلات مالی از سال 87 ـ 86 تاکنون در گروه مانده‌اند. خلاصه آن‌که در کنار هم روی سن‌رفتن را یاد گرفته‌ایم.

برایم جالب است. در حال حاضر با گروه‌های موسیقی‌ای روبه‌رو هستیم که حمایت‌های دولتی هم دارند، اما راضی نیستند. آن وقت شما خصوصی کار می‌کنید و می‌گویید مشکلات مالی هم دارید، اما راضی هستید.

سالمی: در هیچ جای دنیا عامه به کنسرت نمی‌آیند و می‌روند سی‌دی می‌خرند. برخی مدام می‌گویند مردم ایران به کنسرت نمی‌روند. من این حرف را قبول ندارم، چون این مسأله در همه جای دنیا وجود دارد و تنها گروه خاصی از مردم در کنسرت‌ها شرکت می‌کنند

نوازنده‌های گروه خیلی با من راه آمدند. اگر همکاری آنها نبود واقعا نمی‌توانستیم کار کنیم. آنقدر برای هنر ارزش قائل هستند که با شرایط کنار می‌آیند و می‌گویند ما می‌خواهیم کار هنری انجام دهیم، نه بیزینس مالی. ما هم بودجه‌هایمان را مقطعی تعریف می‌کنیم نه از طریق کارهای مالی. به امید خدا جلو می‌رویم.

شما چندی پیش و در آستانه روز ملی خلیج‌فارس کنسرت موسیقی را با حضور چهار خواننده سنتی و پاپ روی صحنه بردید. به نظرتان تجربه موفقی بود؟

بله، از اجرای این کنسرت راضی هستم. اگر هم من در این اجرا ضربه‌ای خوردم از قیمت بلیت‌های اجرایم بود، چرا که در چنین وضعیت اقتصادی نباید بهای بلیت تا این حد بالا باشد.

شیوه اجرا با حضور خواننده‌های پاپ و سنتی در کنار هم را ادامه خواهید داد؟

دوست دارم مدتی با همین ترکیب روی صحنه بروم، چرا که مسائل زیادی از این ترکیب یاد گرفتم، بخصوص حضور فیروز ویسان‌لو و بابک ریاحی‌پور در این اجراها برایم آموزنده بود. اگر این اجرا برایم سود مالی نداشت، اما آموخته خیلی خوبی بود.

فکر نمی‌کردید این کار ریسک بزرگی است؟

کاری که ریسک نداشته باشد، جذاب نیست. بحران‌ها را دوست دارم. تلاش‌کردن به کار لذت می‌دهد. وگرنه همه دور هم جمع می‌شوند و کاری را انجام می‌دهند، من چنین نگاهی به هنر ندارم. هنر برای تعالی خود نیاز به نگاه و هوای تازه دارد.

وقتی هنرمندان جرات ریسک نداشته باشند هنر به تکرار می‌رسد و این اتفاق تلخی است که هم‌اکنون شاهد وقوع آن هستیم. من ریسک می‌کنم چون دوست ندارم به تکرار برسم و مانند دیگر گروه‌ها تنها به فکر برگزاری کنسرت باشم.

جا دارد از شما به عنوان رهبر یک ارکستر خصوصی درباره بحران مخاطب نیز سوال کنم. شما به پدیده‌ای به نام بحران مخاطب معتقد هستید یا نه؟

بحران مخاطب یک واقعیت است، اما نمی‌دانم باید آن را بحران اجتماعی بدانیم یا فرهنگی. البته بگذارید یک نکته را هم بیان کنم. در هیچ جای دنیا عامه به کنسرت نمی‌آیند و می‌روند سی‌دی می‌خرند. برخی مدام می‌گویند مردم ایران به کنسرت نمی‌روند. من این حرف را قبول ندارم، چون این مسأله در همه جای دنیا وجود دارد و تنها گروه خاصی از مردم در کنسرت‌ها شرکت می‌کنند. هیچ‌وقت این‌طور نیست که بگوییم در فلان کشور همه به کنسرت می‌روند. برخی افراد موسیقی زیرزمینی دوست دارند، عده دیگر برنامه‌های اتوکشیده و... و هر یک به برنامه مورد علاقه خود می‌روند و این خیلی طبیعی است.

فکر نمی‌کنید بخشی از بحران مخاطب ناشی از این باشد که ما نتوانسته‌ایم به مخاطبان موسیقی خوراک مناسب بدهیم؟

بله، همین‌طور است. ما هیچ بزرگ‌تری برای برنامه‌ریزی در عرصه موسیقی نداریم. هنرمندان هیچ‌وقت نیامده‌اند انرژی مخاطبانشان را در یک جهت به کار بگیرند. در مواردی هم هنرمندان و پیشکسوتان، اختلافات را دامن زده‌اند. در حالی که اگر این موارد بررسی شود، می‌بینیم هیچ اختلافی وجود ندارد و تنها با تفاوت سلیقه در عرصه موسیقی مواجه هستیم.

چقدر دنبال نوآوری هستید؟

نمی‌توان گفت نوآوری در موسیقی یکباره اتفاق می‌افتد، بلکه روندی است که قدم به قدم پیش می‌رود. همین که ما توانسته‌ایم گیتار را کنار سنتور در کنسرت بنشانیم ـ هر چند که تنها یک قطعه کنار هم بنوازند ـ این موارد تلفیق‌هایی است که صداهای نویی را ایجاد خواهد کرد. خیلی‌ها از این تجربه‌ها می‌ترسند، اما من چیزی برای باختن ندارم. من هنر را دوست دارم و همین قدر که در برنامه کنسرت خلیج‌فارس خوانندگان سنتی و پاپ کنار هم آمدند و تجربه تازه‌ای داشتند، یک قدم رو به جلو است.

زینب مرتضایی‌فرد / گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها